۲:
ببخشید بابا
فکر اینکه تو گور خوابیدنم به هدر رفتنِ همه زحماتته شرمسارم میکنه
ولی من واقعا از زندگی کردن بخاطر دیگران خستم
تو یه جایی از زندگی ام که هر ��لطیم بکنم درست نمیشه
دارم آتیش گرفتنِ آرزوهای قشنگمو به چشم میبینم
نفس کشیدن برام سنگینه
مردن برام غمگینه
ایستادن ناممکنه
۱:
ببخشید مامان ولی این روزها هر لحظه به این فکر میکنم که کاش اون شب بخاطر ترس از تنها موندنت به زندگی چنگ نمیزدم...
نه اینکه دیگه دوست نداشته باشم ؛ نه
عشق من به تو هر لحظه بیشتر از قبله
ولی این روزها بیشتر میترسم که نکنه زنده موندنم بیشتر باعث آزار و مایه ی ��رافکندگیت بشه (: