از هر چیزی با پسوند اقتصادی متنفرممممم
من نمیخوام اقتصادی باشه میخوام مدرن و برند و گرون باشه و برای خریدنش کلمه اقتصاد حتی از گوشه ذهنمم نگذره. از اقتصادی و قسطی و فریسایز متنفرم
از آشنایی با تک تک این مفاهیم و باعث بانیشون هم نفرت دارم
فکر کنم باید بعد از فارغ التحصیلی از کارشناسی ازدواج میکردم فقط اون سال بیکار بودم بعدش دیگه سرم شلوغ بود وقت نداشتم. قبلشم دانشجو بودم نمیشد. کلا ازدواج خیلی وقت میخواد که من ندارم
تو یه جلسه ای بودیم همکارم برای اولین بار با عمق عرزشیت یکی از مدیرا روبرو شد. قیافش عاااالی بود😂😂😂😂😂
نه میتونست بحث کنه نه جواب بده قیافه طفلی خیلی بامزه شده بود.😭😭😭😂😂😂
من دیگه واکسینه شدم با اون ادم بحث نمیکنم چون نمیفهمه و از بحث انرژی میگیره اما من کلافه میشم
من از پروسه دیتینگ ناامیدم چون نمیخوام ادمای بلاتکلیف رو تو زندگیم راه بدم. آدمایی که نه تنها هیچ ارزش و آرامشی به زندگیم اضافه نمیکنن بلکه وقت و انرژیم رو میگیرن. رابطه باید محل رشد و ارامش باشه نه مجادله و وقت تلف کردن
من از پروسه دیتینگ ناامیدم و درگیرش نمیشم چونکه دلم نمیخواد با کسی آشنا بشم که فقط میخواد با «یکی» بره تو رابطه. دلم میخواد با کسی آشناشم که دلش میخواد با «من» بره تو رابطه.
صحبت از برنامه های شلوغ و نبودن وقت بود، داشتم به این فکر میکردم که با اینکه من برنامه کاری خیلی شلوغی دارم معمولا اگر شخص یا موضوعی واسم مهم باشه حتما یه وقتی بهش اختصاص میدم. جدا ازاینکه آدما ظرفیت های روحی متفاوتی دارن وقت گذاشتن یعنی اهمیت دادن و هیچ جوره خلافش رو قبول ندارم.
اینترنت خیلی گرون شده. اولا که پسرا دیگه عکس نذارن ما خودمون به اندازه کافی مشکل داریم. ثانیا فقط مفید و مختصر حرف بزنید توییتاتون دونه ای ۵ تومن هزینه شه واسه ما