من توی دوران طرحم واقعا کیس جنین در جنین برام آوردن.
که یه دختر ۵-۶ ساله ای مدام از درد شکم مینالیده،بعد سالها مشخص شده توده در رحمش داره.
توده شبیه یک جنین ناقص بوده یعنی دست و پا و یه سری از بخشهارو واقعا داشت
بعدش معلوم شد خواهر دوقلوش بوده که توی جنینی بلعیده بودتش
سرلشکر پاکروان اول انقلاب اعدام شد.
همسرش خانم فاطمه پاکروان یه مصاحبه با پروژه تاریخ شفاهی هاروارد داره که به انگلیسیه. ترجمهش هم هست.
میگه ما ۱۳۵۵ زمینی رفتیم سمت یزد یا کاشان.
وضع اسفناک مرکز شهر و پایینشهر و
خونه ها رو که دیدم گفتم این یه بمبه.
و بمب منفجر شد(۱۳۵۷)
چند روز پیش تو مشهد یه دختره از طبقه ششم ساختمون خودشو میندازه پایین و خودکشی میکنه و مستقیم میاد میفته روی یک پسر رهگذر و جفتشون باهم میمیرن، خواستم بگم کیرم تو شانست پسر.
بعدی از تاریخ که تونل زمان و رسانههای دربار هرگز نشون نمیدن:
مصاحبۀ علی امینی نخستوزیر سابق شاه با تلویزیون رژیم #پهلوی (شهریور ۵۷) در مورد نارضایتی مردم و وقوع انقلاب، بیبرنامگی اقتصادی، نابودی کشاورزی، شکست اصلاحات ارضی، سرکوب سیاسی و ایجاد اختناق توسط #ساواک.
ترامپ:
پس از برقراری صلح در خاورمیانه، من با خواهران منصوریان صحبت کردم. اونها منو شگفت زده کردند. خواهران بزرگ و قوی، که روزی ۴۷۰ تا شنا میرن و پیتهگست رو با یک دست بلند میکنند. اونها رو وزیر دفاع میکنم. شایدم نکنم. نمیدونم.
خمینی: دین در چهارچوب ولی فقیه عمل میکنه نه ولی فقیه در چهارچوب دین
اگر ولی فقیه بگه ربا حلاله، حلال میشه! 😐
پی نوشت:
بر شماست که آیات قرآن و احکام اسلام را به دیوار بکوبید و به حرف من فقیه باشید 😐
من سه سال پیش به این خانم مراجعه کردم برای ماموپلاستی کاهشی.
موقع ویزیت دلیلم رو گفتم و فکر میکردم چون خودش زنه، متوجه میشه که بزرگ بودن غیرعادی سایز پستان، چقدر باعث کمردرد، کتف درد، گردن درد، کاهش اعتماد به نفس، مرکز توجه بودن، سنگین بودن بالاتنه و ناتوانی در ورزش کردن و هزاران مورد دیگه میشه و اگه شغلی داشته باشی که تمام کسانی که باهاشون در ارتباطی، مرد باشند، مجبوری همیشه لباسهای گشاد بپوشی و نگاههای جنسی که بهت میشه رو نادیده بگیری.
چه جوابی داده باشه خوبه؟
گفت حالا لازم نکرده تمام «ناکامیهای اجتماعیت» رو بندازی گردن سایز پستانهات.
Guess what دکتر مذنبی
اون موقع که فکر میکردی من ناکامم در اجتماع، توی پروداکتیوترین روزهای عمرم، و در اوج بودم. سهمیهای بدبخت
بعدش هم رفتم پیش یک دکتر مرد جوان و باشعور، که رسما زندگیم رو به قبل و بعد از عملم تقسیم کرد.
این امیرحسین قناد، دادستان فریمان و نماینده دادستان مشهد، است. او قاتل است.
قناد عادت دارد یک چاقو دستش بگیرد و متهمان سیاسی را به قتل ماموران متهم کند. در تصویری که لباس ملایی به تن ندارد، او در حال بافتن طناب دار مجیدرضا رهنورد است.
قناد با متهمان سیاسی پروندههای دیماه در فریمان و مشهد که به او سپرده شده، بسیار غیرانسانی و وحشیانه برخورد کرده و به شکل سریدوزی کیفرخواستهای سنگین برای آنان صادر کرده و کمک کرده متهمان سیاسی با خشونت و وحشیانه بازجویی و شکنجه شوند.
نام و چهره قاتلان عزیزانمان را فراموش نمیکنیم.
اولین بار که گل این شکلی گرفتم بعد از کلی تشکر گفت من عاشق گلم ولی یکی دوشاخه کافیه.با پولش میتونیم بریم مسافرت یکی دو روزه :))
بنده هم اونجا فهمیدم که یه مامانی دخترشو خوب تربیت کرده.
خلیفه عباسی معتصم وقتی وصف درخت سروی را در کاشمر شنید که بدست زرتشت کاشته شده و برای ایرانیان مقدس است دستور به قطع و ارسال آن به بغداد داد،مردم شب هنگام به دور درخت حلقه زدن،سپاه مزدور خلیف همه را کشتند و #سرو را به خاک انداختند درخت به بغداد نرسیده خبر مرگ معتصم رسید.
گاهی بعضی جملات در ظاهر درستاند، اما به دلیل صورتبندی ضعیف، بیشتر به اصل استدلال آسیب میزنند تا از آن دفاع کنند. یکی از این جملات این است که «حتی یک کلاهک هستهای هم کافی است و همان یک کلاهک میتواند بازدارندگی ایجاد کند». مشکل این گزاره در اصلِ توجه به نقش سلاح هستهای نیست، بلکه در سادهسازی بیش از اندازهی مسئله است. چنین جملهای برای مخاطب جدی این تصور را ایجاد میکند که بحث نه بر پایهی ادبیات راهبردی، بلکه بیشتر با منطق تبلیغاتی و شعاری مطرح شده است.
در ادبیات بازدارندگی، کلاهک هستهای بهتنهایی بازدارندگی نمیآورد. کلاهک زمانی معنا پیدا میکند که درون یک معماری راهبردی قرار گیرد: وسیلهی حمل، بقاپذیری، دکترین روشن، فرماندهی و کنترل معتبر، ارتباطات امن، و مهمتر از همه، قابلیت ضربهی دوم. قابلیت ضربهی دوم یعنی طرف مقابل باید باور کند که حتی اگر حملهی نخست را انجام دهد و بخشی از توان هستهای کشور هدف را از بین ببرد، آن کشور همچنان توان پاسخگویی و وارد کردن هزینهای غیرقابل قبول را دارد. بازدارندگی از همین باور ساخته میشود، نه صرفا از اعلام داشتن یک کلاهک.
البته تأکید بر ضربهی دوم به این معنا نیست که هر کشوری باید لزوما سهگانهی کامل هستهای داشته باشد؛ یعنی هم زیردریایی هستهای، هم بمبافکن راهبردی، هم موشک بالستیک قارهپیما. چنین معماری عظیمی عمدتا محصول رقابت ابرقدرتها در دوران جنگ سرد بود و فقط کشورهایی مانند ایالات متحده و اتحاد شوروی توان مالی، صنعتی، نظامی و جهانی لازم برای ساخت و نگهداری کامل آن را داشتند. حتی امروز نیز بسیاری از قدرتهای هستهای همهی اجزای این سهگانه را به شکل کامل و متقارن حفظ نکردهاند، بلکه بازدارندگی خود را بر یک یا دو مسیر بقاپذیر و معتبر بنا کردهاند. بریتانیا نمونهی روشن آن است که بازدارندگی خود را اساسا بر زیردریاییهای هستهای مستقر در دریا استوار کرده است.
بنابراین، بحث دربارهی ایران نباید به این سوءتفاهم کشیده شود که منظور، ساختن یک زرادخانهی عظیم یا تقلید از مدل ابرقدرتهاست. مسئله اصلی چیز دیگری است: ایران، اگر روزی وارد مرحلهی آزمایش هستهای یا داشتن کلاهک شود، باید پیش از هر چیز یک دکترین روشن، محدود، دفاعی و نهادمند ارائه کند. بدون دکترین، کلاهک نهتنها لزوما امنیت نمیآورد، بلکه میتواند سوءتفاهم، پیشدستی دشمن، بحران دائمی و بیثباتی بیشتر ایجاد کند.
دکترین درست باید بر اصل عدم استفادهی نخست بنا شود. یعنی ایران باید روشن و رسمی اعلام کند که سلاح هستهای، ابزار حمله، توسعهطلبی یا عملیات نظامی متعارف نیست و نباید برای آغاز هیچ جنگی به کار رود. کارکرد آن فقط باید بازدارندگی نهایی در برابر تهدید وجودی باشد؛ یعنی در برابر وضعیتی که طرف مقابل بخواهد موجودیت کشور، ملت و تمدن ایران را با خطر نابودی کامل روبهرو کند.
از این منظر، سلاح هستهای نه ابزار جنگ، بلکه ابزار جلوگیری از جنگ است. نه برای فتح سرزمین است، نه برای تغییر رژیم در کشور دیگر، نه برای مداخله در منازعات منطقهای، و نه برای گرفتن امتیاز در جنگهای متعارف. هدف آن فقط این است که به دشمن بگوید نابودی ایران یا حذف آن از نقشهی سیاسی و تمدنی جهان، بدون هزینهی غیرقابل قبول ممکن نخواهد بود.
اینجاست که اهمیت NC3 آشکار میشود؛ یعنی Nuclear Command, Control, and Communications یا فرماندهی، کنترل و ارتباطات هستهای. فرماندهی یعنی چه نهادی و تحت چه روندی حق تصمیمگیری دارد. کنترل یعنی چگونه از استفادهی غیرمجاز، تصادفی، شتابزده یا خودسرانه جلوگیری میشود. ارتباطات یعنی در شرایط بحران، حمله، اختلال سایبری یا قطع زیرساختها، چگونه فرمان معتبر و قانونی منتقل میشود. بدون چنین سازوکاری، حتی داشتن کلاهک نیز بازدارندگی قابل اتکا نمیسازد.
به همین دلیل، جملهی دقیق این نیست که «یک کلاهک کافی است». جملهی دقیقتر این است که هیچ کلاهکی بهتنهایی کافی نیست. کلاهک فقط زمانی بازدارنده است که در کنار دکترین عدم استفادهی نخست، قابلیت بقاپذیر ضربهی دوم، سامانهی فرماندهی و کنترل معتبر، ارتباطات امن، و تصمیمگیری نهادمند قرار گیرد.
بازدارندگی اتمی باید دفاعی، محدود، نهادی و عقلانی باشد؛ منطقی که هدفش جلوگیری از جنگ است، نه گسترش آن.
با ضرس قاطع می گویم..
دشمن ملت و مردم ایران
نه اسرائیلی است نه آمریکائی
نه مجاهدین خلق و نه کومله
نه برانداز و نه سلطنت طلب
دشمن این خاک و مردمش داعشی های عرزشی نمایی است که دستشان آلوده به هرجنایتی برعلیه هموطنان خودشان است.
@SSetareh0701 عمه من مجرده و از پدر ومادرش هم نگهداری میکرد، شاغل هست و خودش هم خونه داره اما موقع تقسیم ارث یک آپارتمان رو دادن بهش چون واقعا زحمت میکشید برای پدر و مادر
@SSetareh0701 ما یک دونه خواهر داریم و شرایط مشابهی داریم، همه گفتیم که خونه پدری مال خواهرمون هست. در جواب زن داداشا هم گفتیم که هرموقع خواستن ارث پدری خودشون رو تقسیم کنن، نظر بدن. 😄
@shin_dokhttt این کص نیست گص هستش به معنی ساندویچ گوشت یا دونر ترکی ولی با نون مخصوصی که در عراق هست بهش میگن لفه
چون عربی گ در حروف نداره یا ک نوشته میشه ولی در تلفظ میگن گص این برای منم اولین بار عجیب بود
چند یادآوری مهم!
با حوصله و دقت بخوانید و خوب فکر کنید!
یادآوری اول:
در دوران انتخابات اخیر در آمریکا، ترامپ که هنوز رییس جمهور نشده بود، در میتینگ های انتخاباتی دو گلایه از نتانیاهو کرد!
۱)ـ وقتی قاسم سلیمانی را می کشتیم، نتانیاهو همراهی کرد اما مسئولیت بر عهده نگرفت! مضمون حرفش این بود که او مرا تحریک به ترور کرد، اما خودش پا پس کشید!
۲)ـ وقتی انتخابات تقلب آمیز برگزار شد، نتانیاهو اولین کسی بود که به جو بایدن تبریک گفت و من از او دلگیرم!
چیزی قریب به این مضمون.
یادآوری دوم:
در جریان جنگ ۱۲ روزه ترامپ در پاسخ به خبرنگاری درباره جنگ گفت: وات د فاک! مثل سگ با هم می جنگند! گاهی باید بگذاری دو تا شاگرد که در کلاس با هم اختلاف دارند، همدیگر را لت و پار کنند و همینکه خسته شدند، با هم آشتی کنند!
این نکته را هم از حافظه قریب به مضمون گفتم!
می توانید خودتان گوگل کنید، اگر پیدا نکردید لینک هایش را برایتان بعدا می گذارم.
حالا برویم سر اصل داستان:
امروز چند توییت نوشتم، شواهدی در داخل منشن ها گذاشتم که اکثرتان آن را خواندید و دیدید!
ایضا یادآوری کردم که ترامپ آدم ایدئولوگی نیست و نگاه اوانجلیستی به مسائل خاورمیانه و اسراییل ندارد.
بر اساس یادآوری شماره ۱ در بالا، دوستی ترامپ با نتانیاهو هم بر اساس دوستی خاله خرسه است! نتانیاهو دو بار دست ترامپ را در حنا گذاشته بود!
اول با ترور قاسم سلیمانی و دوم با تحمیل جنگ آسان و رویا فروشی که تا این لحظه ترامپ را ۱۰۱ روز در مخمصه نگه داشته، و ترامپ به جای اینکه به کارهای اساسی و مهم مربوط به کشورش بپردازد، درگیر تنگه هرمز و بحران های ناشی از آن و عواقب جنگ با ایران شده که حتما در انتخابات بعدی آمریکا تاثیر گذار است.
برگردید به تاریخ دیپلماسی ۴۷ سال اخیر روابط آمریکا با ایران و مذاکرات پشت صحنه دوران جنگ، ایران کنترا، قبل و بعد از ۱۱ سپتامبر، اتفاقات برجام و ... را در ذهن تان مرور کنید!
هدف این بود که بگویم: خیلی از اتفاقاتی که این روزها با آن مواجه هستیم، شبیه صدای غرش توپی هست که بعدها صدایش در میاید! بعد از آتش بس، اتفاقات خیلی مهمی افتاده که در طول ۴۷ سال اخیر نیفتاده بود!
دیدار قالیباف با جی دی ونس. مذاکرات پشت پرده، پیام های محرمانه و ... که سالها بعد افشا خواهد شد!
این توییت هم بماند به یادگار!
ممکن است در طول چند روز آینده باز هم اختلاف ها ظاهر شود، درگیری رخ بدهد، شاهد شل کن و سفت کن های ترامپ باشیم، اما در طول هفته گذشته، پیام های محرمانه ای رد و بدل شده، که پایه مذاکرات پایان جنگ، کاهش و مدیریت تنش و آغاز روابط پنهان و آشکار ایران و آمریکا، در ماه ها و سالهای بعد خواهد شد!
به یک نکته خیلی دقت کنید: جمهوری اسلامی، رئال پالتیک ترین حکومت کل تاریخ ایران و جهان است! ترامپ بی دلیل نمی گفت که ما با باهوش ترین آدمها می جنگیم و مذاکره می کنیم!
بارها از محدودیت های ترامپ نوشته ام و بارها اعلام کردم که ایران می خواهد واقعیت های میدان را به ترامپ تحمیل کند!
اگر نگاه ایدئولوژیک و جناحی و حزبی به سیاست دارید، بدانید که از سیاست هیچ نمی دانید!
گفتنی ها زیاد است اما فعلا به این بسنده کنید و تاریخ پیچیده روابط ایران و آمریکا، در طول ۴۷ سال گذشته را بخوانید! ترامپ باهوش تر از آن است که بعد از دو جنگ، این واقعیت ها را نفهمد!
ده سال پیش دعوتم کردند در مراسم اعتکاف برای خانم ها برنامه داشته باشم. وقتی وارد مسجد شدم صندلی گذاشته بودند و همه به ردیف نشسته بودند و توقع سخنرانی از من داشتند.
روی صندلی نشستم و کتاب قصه کودکانه ای را باز کردم. همه تعجب کردند شروع کردم یکی از مجموعه کتابهای پانچلو را از رو خواندم. مجموعه کتابهای پانچلو با ترجمهی خانم لیلا وحید کاشانی در حوزهی ادبیات انگیزشی و داستانهای تمثیلی معنوی است. این کتابها نوشتهی مکس لوکادو بوده و با زبان ساده و استعاری، مفاهیمی چون ارزشمندی انسان، هویت فردی و ارتباط با خدا را بیان میکنند. هر داستان در قالب روایتی لطیف از زندگی عروسکی چوبی به نام پانچلو، انسان را به شناخت خود و محبت الهی دعوت میکند.
اولش خیلی همراه نبودند اما وقتی قصه را به شیوه خوبی خواندم همراهم شدند و گوش دادند. غالب افراد معتکف خانم های بالای چهل سال بودند و تعداد انگشت شماری کودک.
داستان که تمام شد بدون هیچ توضیح و تفسیری ازشون خداحافظی کردم. خواهش و اصرار زیاد که بازهم بیا برامون قصه بگو. فرداش باز هم رفتم کتاب دیگری از این مجموعه را براشون خوندم. همان روزهم کتاب های داستان زیادی همراهم آوردم که در روزهای اعتکاف هر کس دوست داشته باشه بخونه. چندین سال است که طرح امانت کتاب را در روزهای اعتکاف داریم و به مساجد کتاب امانت میدهیم.