شما رو نمیدونم ولی من دیگه دلم نمیخواد تایم آفم سفر، تفریح، کارهای جانبی و از این قبیل کارا رو انجام بدم. دوست دارم برسم خونه، غذامو بخورم، لش کنم رو تخت، یوتوب ویدئوی کوتاه ببینم تا وقتی خوابم ببره.
با تپسی از تهران اومدم قزوین.
راننده هرجا تو ترافیک گیر میکرد، میرفت اینستاگرام و ویدیوهای جراحی و اتاق عمل میدید.
کنجکاو شدم اسمش رو گوگل کردم...
دیدم متخصص ارتوپدی و جراح استخوان و مفاصله. :)
برای کسانی که موضوع «نجات آذربایجان» رو نمیدونند:
یکی از جدیترین نقشهها در صدسال اخیر برای تجزیهی ایران، ایدهی تشکیل «فرقهی دموکرات آذربایجان» به رهبری جعفر پیشهوری و خودمختاری آذربایجان در ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ بود. پس از خروج ارتش سرخ از ایران دولت پیشهوری پشتوانهی خود را از دست داد. ابتدا چند ماه مذاکره میان پیشهوری و قوام صورت گرفت و سرانجام ارتش ایران وارد آذربایجان شد. رهبران فرقهی دموکرات یا مانند پیشهوری به شوروی گریختند، یا بازداشت یا کشته شدند. در تاریخ ۲۱ آذر سال ۱۳۲۵، برای رفع غائله آذربایجان، دولت احمد قوام به کمک افراد محلی این گروه شبهنظامی را شکست داد. «وقتی پیشهوری به قلیاوف، کنسول شوروی در تبریز، تاخته بود که چرا شوروی آنها را ناجوانمردانه رها کرده است، پاسخ شنیده بود: «سنی گتیرن، سنه دییر گِت! یعنی کسی تو را آورد، به تو میگوید برو!»
از خاطرات نصرتالله جهانشاهلو، معاون پیشهوری که پس از شکست فرقه، با او به شوروی گریخت.