این کتاب تلاش من بوده برای این موضوع
و این تلاش واقعا کمه
همه باید به این موضوع فکر کنیم و درباره آدمها با نیازهای متفاوت یا آدمهایی که شبیه خودشون هستند نه نرم جامعه حرف بزنیم
چقدر باید تلاش کرد...
متوجه شدم یک بچه به دلیل بیشفعالی
و یکی به دلیل دیرجوشی
از مدرسهشون حذف شدند
در شهر و مدرسه فرد دارای معلولیت نمیبینم
و این عادی شده
و حالا هر بچه خارج از «نرم» حذف میشه
نباید بذاریم عادی شه به شکلهای مختلف آدمها از جامعه حذف شن
همهمون
ه آخر تنها ییم
هفته جهانی ناشنوایان
بهانه خوبییه که درباره مفاهیم برابری با بچهها صحبت کنیم
و خودمون بهش فکر کنیم
خوشحال میشم اگه این کتاب رو به بچههای دارای معلولیت جسمی یا ذهنی
و یا برای بچههایی که دوست و آشنا و همکلاسی و هممحلی دارای معلولیت دارند
هدیه کنید
https://t.co/jk5UcOz7Yy
آی قصه کمک میکنه که بچههای بیشتری در دورافتادهترین نقاط، در ایران و در جهان، بشنوند که ایران کجاست و ایرانیها چطور زیست میکنند و چطور هزاران سال سرزمینشون رو حفظ کردند...
فرزین فردیس
@FarzinFardiss
شب آی قصه
در شبهای بخارا
آدمها یا از جامعه خودشون رو حذف میکنند
یا دست از زندگی برمیدارن
و بچهها ترکش پیدا و ناپیدای جنگ رو تا آخر زندگی حمل میکنند
بعیده حاکمیت و دولت برای ترمیم این همه زخم، ایده یا حتا توان کاری رو داشته باشه
ما شاید بتونیم با یه تلفن، یه دور همی، به داد خودمون برسیم
چی بگم
۴/۴
مدام امیدوار کردن مردم و مداوم ناامید شدن مردم
بارها و بارها جامعه رو از پای درآورد و درخواهد آورد
خشونت کلامی قبحش ریخته
انگ زدن عادی شده
و بهراحتی میشه کسی رو در اینترنت یا در مهمانی
به دلیل اعتقادات نه فقط مذهبی
که حتا علایق سیاسی یا تحلیلهای نظریش
تحقیر و تهدید کرد
۲/۴
آدمها یا از جامعه خودشون رو حذف میکنند
یا دست از زندگی برمیدارن
و بچهها ترکش پیدا و ناپیدای جنگ رو تا آخر زندگی حمل میکنند
بعیده حاکمیت و دولت برای ترمیم این همه زخم، ایده یا حتا توان کاری رو داشته باشه
ما شاید بتونیم با یه تلفن، یه دور همی، به داد خودمون برسیم
چی بگم
۴/۴
در چندسال گذشته
طبیعیترین چیز افسردگی و وا دادن و جا زدن بوده
مگه آدم چقدر جون داره برای تحمل رنج؟
تورم و فقر جامعه رو زمینگیر
و جنگها تشدیدش کرد
خشونتهای رسمی عمق ناامیدی رو افزایش داد،
به جون هم افتادن مردم - در طرفداری از جریانهای سیاسی - نفت روی آتیش گسست اجتماعی شد
۱/۴
خیلی از پدرومادرها گنبد رابطهشون علنی یا غیرعلنی ترک برداشته
و خیلی از سقفهای روابط اجتماعی و آرزوهای فردی فروریخته
بچهها این وسط از پنجره و تلویزیون و ماهواره، شاهد موشک و اخبار جنگ گرم
و توی خونه و مهمونیها شاهد جنگ سرد هستند
۳/۴
مردم گلوله خوردند و مردند
مردم بمب خوردند و مردند
مردم حق دارند چپ، راست، طرفدار یا مخالف حاکمیت، پادشاهیخواه، جمهوریخواه، با یا بیمذهب، با یا ناامید و...باشند.
در داخل و خارج ایران، اگر مردم برای شما «پروژه» هستند
بدانید مردم مردهاند
و شما حق ندارید مردم زنده را قضاوت کنید.
چند سال پیش از مرگش، در بهار ۲۰۰۴ در مصاحبهاش با “النهار” گفته بود؛ هدفش در زندگی این بوده که مردمی که به این روزگار نکبتزده پای میگذارند در تاریکی و ناامیدی رها نشوند.
به جمانه حداد میگوید:
«من بدبین نیستم. جهان ما بد است»
ساراماگو بارها نسبت به خطر امید واهی هشدار داد و میگفت اگر بدبین است، از اینروست که؛
«واقعیت افتضاح است. با اینحال، به سهم خود تلاش میکنم، در حد توان تغییرش دهم.
یا حداقل به دیگران نشانش دهم و بگویم فریب نخورید این وضعیت، فاجعه است»
میگفت ناامیدی همانقدر خطرناک است که امید پوشالی؛ دو سوی یک بُنبست، دو سر یک پُل؛ پل مرگ!
همین بود که در “ستایش مرگ” نوشت:
«سرشت امید آن است که به امیدهای بیشتری میدان دهد. برای همین هر چه ناکامیها بیشتر میشود، جمعیت دلبستگان به امید فزونی میگیرد»
اما آنچنان که در شاهکارش، “کوری” هشدار داد:
«یادتان باشد اینجا ما را به حال خود رها کردهاند. کسی هم از بیرون کمکمان نمیکند»
پس اگر خوشبینی بلاهت است و ناامیدی جز به مرگ به سرانجامی نمیکشد؛ چاره چیست؟
ساراماگو میگوید؛ بدبینی شرافتمندانه!
«تنها شاید ناامیدی اصیل، ما را به یافتن راه نجاتی یاری کند»
که آنکه با این همه تباهی که بر سر مردمان رفته، هنوز هم خوشبین است:
«ابله ِامیدواری است که فکر میکند یک روز در آینده اوضاع بالاخره رو براه خواهد شد»
و در همان گفتگو با “النهار” میگوید:
«این نه بدان معناست که امیدی نیست. بلکه باید با رد ساختار موجود، شرایط را تغییر داد»/۲
We had lost access to our podcast channel.
Contacting Castbox support was a great experience.
Our experience: Lots of quick (really quick) responses and helpful written responses.
Special thanks to the Castbox support team.
@Castbox_fm@ighe3podcast
https://t.co/Yn2BVGQwOV
بر این باورم در جامعهای که جوانان بسیاری از دست داده، جوانان زیادی مهاجرت کردند و جوانان زیادی که ماندهاند پی زندهمانی هستند تا زندهگانی، دریچه امیدبخش ما کودکان ما هستند.
تلاش برای پرورش سلامت ذهن بچهها برای اینکه کودکیشون رو از دست ندهند.
الهام پاوهنژاد
شب آی قصه
بخارا