من از آینده می ترسم بچه ها. از گرونی، از اینکه یکم بعد خفت گیری و تجاوز شروع میشه، از اینکه نسل بعدی بی سواده. از اینکه هیشکی به آرزو هاش نمیرسه، از اینکه دیگه کسی تلاش نمیکنه و هدفی نداره. از اینکه هر روز صبح پا میشم میرم سر شغلی که هیچ کاری نمیتونم باهاش بکنم. من خیلی میترسم
به نظرت این سبک ازدواج عادلانهاست؟
زن دارای حق طلاق، حق یکسان در حضانت فرزند، حق کار، تحصیل، خروج از کشور، حق رضایت در رابطه جنسی و هر حق دیگه عینا مثل شوهر؛ کارهای منزل هم «وظیفه» زن نیست.
درمقابل: مهریه، نفقه، اجرتالمثل برابر با صفر. تامین مسکن و هزینهها هم «وظیفه» مرد نیست.
چهار سال دیگه کی میگه اشکال نداره گند خورد تو کار و درس و روانت چون مملکت صاحب نداشت؟ میگن کسی که درس بخون بود تو هر شرایطی میخوند کسی که که کار بکن بود تو هر شرایطی میکرد