یبار تبریز تنها رفتم ارایشگاه و فاجعه ای که واسم درست کرد از اینم بدتر بود
از ارایشگاه اومدم بیرون گریه کردم
تو پارک کنار ارایشگاه گریه کردم
زنگ زدم به مامانم گریه کردم
اسنپ گرفتم تو اسنپ گریه کردم
رفتم به دوستام نشون دادم گریه کردم
رفتم خوابگاه انقد گریه کردم تا خوابم برد