شاهنشاها، یکسال دیگر از آخرین دیدار ما سپری شد، و این بار من هم از طرف خودم، و هم از طرف نمایندگان ملت ایران، برای ادای احترام، و همینطور دادن گزارشی کوتاه از آنچه با تو و بی تو بر ایران و ایرانی گذشته و میگذرد، با تو همسر عزیزم گفتگویی دارم.
امروز چهل و شش سال از روزی که ایران و ایرانیان، و همینطور من و خانواده ات را ترک کردی میگذرد، و در این مدت چه ها که بر ما و بر سر این ملک و ملت گذشته.
از اوایل قرن بیستم ای��ان با داشتن دو رهبر بزرگ نگر، قدم در راهی گذاشت که هیچ کشور دیگری در منطقه حتی تصور آن را هم به خودش راه نمی داد.
پدرت، رضا شاه بزرگ، در سختترین دوران جهان ��نروز، ایران را از تقسیم و تجزیه نجات داد و پایه های کشوری متمدن و مستقل را بنا نهاد.
سپس به همت کار مداوم تو، شاهنشاه ایران، کشور ویران بعد از جنگ، تبدیل به ایران آباد شد، و ایرانی سرافکنده، مغرور و سربلند.
ایران کم کم مورد نگاههای حسرت بار بعضی و امیدواری بعضی دیگر قرار گرفت، و ابر قدرتها نیز به تدریج با نگاههای نگران به آن نگریستند.
در انتهای آن دوران طلایی، تمامی کشورهای منطقه در آرزوی بدست آوردن جزیی از آنچه ایران به دست آورده بود بودند، ولی تو کماکان به دنبال نشاندن ایران در سطح پیشرفته ترین کشور های جهان.
تو، شاهنشاه ایران زمین، با اعتقاد به حمایت بی ��ون و چرای ملت ایران هيچ نوع توافقی را با بزرگان جهان که حتی قدمی با ایران بزرگ مورد نظرت تفاوت داشته باشد قبول نداشتی، ولی افسوس که آن حمایت از تو دریغ شد، و بدون آن پشتیبانی حیاتی، تا به امروز شاهد خسارات بسیار سنگین و کمرشکن اش بوده ایم و هنوز هم هستیم.
ایرانی را که تو ترک کردی با تمامی کشور های جهان رابطه دوستانه داشت، و درهای آنها بدون ویزا برای ما باز بود، ولی ایران امروز، با عنوان حامی نخست تروریسم جهانی، تنها با شماری اندک رابطه ای نیمه دوستانه دارد.
در ایرانی که تو ساختی، درآمد یک کارگر ایرانی امکان یک زندگی راحت را به خانواده اش میداد. امروز کارگر ایرانی حتی قادر به تهیه مایحتاج اولیه زندگی اش هم نیست.
ایران تو در مهم ترین کارخانه های جهان سرمایه گذاری میکرد، و به کشورهای اروپایی پول قرض میداد، و امروز کاسه گدایی دولت آن در انتظار اجازه آمریکا برای خرید غذاست.
پادشاه تاجدار من، به تو به عنوان همسری بی مانند و مهربان، و پدری با علاقه و توجه بسیار به زندگی و تربیت فرزندانش درود میفرستم.
به تو به عنوان ”بزرگ ارتشتاران فرمانده“ درود میفرستم. تو با جهان بینی، برای میهنت پنجمین نیروی دفاعی جهان را بوجود آوردی، تا هیچ کشوری حتی فکر تجاوز به ایران را هم به خود راه ندهد.
نسل جوان و برومند امروز ایران، همانهایی که رژیم اسلامی با صرف هزینه های هنگفت و دروغهای بزرگ درباره دوران ما، می خواست حامی خودش باشد، با آگاهی بسیار از آنچه ما ساختیم، با دست خالی، ولی با اراده ای آهنین رو در روی آنها ایستاده، به خاندان پهلوی درود میفرستد، و با صدای بلند سقوط رژیم وحشت را میخواهد.
همین چندی پیش شاهد بزرگترین کشتار تاریخ ملتی توسط دولت حاکمش بودیم، دهها هزار جوان برومند ما به فرمان رهبران امروز ایران، در تنها دو روز در خاک و خون غلطیدند، و ملتی را داغدار و خونخواه خود کردند.
امروز همان رهب��ان در آتش جنگی خانمان سوز، سخت درگیرند، و ملتی که آن روز همه چیز داشت، امروز گرسنه، بی دفاع و مستاصل نمی داند با چه فردایی رو بروست.
رضا، پسر بزرگت که هنگام رفتن تو جوانی ۱۹ ساله بود، رهبری باز پس گیری ایران و رسیدن به دوران گذار را به عهده گرفته.
امید من و همه ایرانیان است که با پیروزی نهایی نو�� بر تاریکی، ایرانیان، یک دل و یک صدا، و دست در دست هم کمر همت به ساختن آینده آن ببندند، و از نو ایرانی پیشرفته و سر بلند بسازند.
تا آنروز و آن خبر، با درود بر تو و عشقی بی پایان
فرح پهلوی
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
هممیهنانم، ملت بزرگ و دلیر ایران،
امروز، با افزایش تنشها و احتمال گسترش حملات، بهویژه در جنوب کشور، میخواهم با شما سخن بگویم؛ بهویژه با مردم شریف سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و همه ساکنان سواحل خلیج فارس و دریای مَکران.
جنگ و بحرانی که امروز کشور ما با آن روبهروست، تنها یک باعث و بانی دارد: رژیم جمهوری اسلامی.
اما جنگ اصلی، یعنی جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، چهلوهفت سال پیش آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است.
همه ملت ایران از این رژیم زخم خوردهاند. نگذاریم بگویند که جنوب ایران تازه وارد جنگ شده است. جنوب ایران از همان روزی وارد جنگ شد که کودکان بلوچ، به دلیل نبود آب آشامیدنی و زیرساختهای اولیه، قربانی گاندوها شدند؛ از روزی که در سیستان و بلوچستان، سرزمین رستم و قلب اسطورههای ایران، جوانان برای تامین معاش ناچار به سوختبری شدند؛ از روزی که استان هرمزگان و بندرعباس، بزرگترین بندر ایران، در فقر و محرومیت رها شدند؛ از روزی که بوشهر، تأمینکننده بخش بزرگ�� از گاز کشور، و خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، خود از ثروتشان بیبهره ماندند.
اما ایران آزاد، ایرانی متفاوت خواهد بود.
با استقرار دولتی ملی، کارآمد و توسعهگرا، سیستان و بلوچستان میتواند با تکیه بر موقعیت راهبردی، نیروی انسانی جوان و دسترسی به آبهای آزاد، به یکی از موتورهای اصلی رشد و شکوفایی کشور تبدیل شود. چابهار میتواند قلب تجارت ایران و دروازه اتصال اقیانوس هند، آسیای مرکزی و بازارهای جهانی باشد؛ با بهروزرسانی همان برنامه جامعی که پیش از فاجعه ۵۷ قرار بود اجرا شود.
هرمزگان، بوشهر، خوزستان و جزایر خلیج فارس میتوانند با توسعه تجارت، گردشگری، صنعت و جذب سرمایهگذاری، به ثروتمندترین و پیشرفتهترین مناطق ایران بدل شوند.
هممیهنانم،
این رژیم جنگافروز نه برای مردم پناهگاهی ساخته است و نه توان دفاع از آسمان کشور را دارد. سردمداران آن در حالی که زیر زمین پنهان شدهاند، از مدارس، بیمارستانها و دیگر مراکز غیرنظامی، استفاده نظامی میکنند، و مردم ایران، از جمله سربازان وظیفه را در پادگانها، به سپر انسانی تبدیل کردهاند.
در جنگی که جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده است، نخستین و مهمترین وظیفه شما حفظ جان، امنیت و سلامت خود و خانوادههایتان است. زیرا شما سرمایه ایران و سربازان واقعی نبرد برای بازپسگیری میهن هستید.
در همین ارتباط، دفتر ارتباطات و رسانه من، تو��یهها و راهنماییهای لازم را برای افزایش امنیت هممیهنان منتشر خواهد کرد.
مبارزه و کسب آمادگی برای پیروزی نهایی یک وظیفه همیشگی است. در نبرد نهایی، هر قدر ما توانمندتر، و جمهوری اسلامی ضعیفتر باشد، پیروزی سریعتر و کمهزینهتر به دست خواهد آمد.
پاینده ایران
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شهامت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فرام��ش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
��ه هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پ��یان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
To the foreign representatives in Tehran to mourn Iran’s deceased dictator, Ali Khamenei: Iran is not mourning him.
Iran is mourning more than 40,000 sons and daughters slaughtered on January 8 and 9 by Khamenei, Ghalibaf, and their machinery of repression.
The regime is spending vast amounts of the Iranian people's wealth to stage this propaganda spectacle, yet not a single democratic leader attended.
What you see today is not a nation in grief for its ruler. It is a nation filled with righteous anger, and that anger and heroic bravery will bring down what remains of this criminal regime.
ایران ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نیروهای ملی نیاز دارد. چه با حمایت خارجی و چه بدون آن، سرنوشت ایران در دستان خود ماست. ما از این رژیم فرسوده و درمانده نیرومندتریم. ما از مزدورانی که برای نمایشهای تبلیغاتی به خیابان فرستاده میشوند، مصممتر و استوارتریم.
I love football. But sadly the regime has turned it into a weapon against the Iranian people.
Let the Lion and Sun be seen in stadiums, outside them, wherever fans gather.
Remember those who should be here today.
Iran’s real national team is its people.
“به جان کندن ِخودم افتخار میکنم”
به برادرش که در تقلای آزادی اوست نوشته بود؛ از تو میخواهم که سر فرود نیاوری و برای رهایی من، خود را حقیر و خاکسار نکنی.
«از حقارت بپرهیز و در غم من مباش، تضرع در شأن تو نیست…
بی برادر نمیمانی»
محمد بهمنبیگی بعدها، پس از آنکه حکومت حرامیان بابت فشار عشایر، از خونش گذشتند و به او اماننامه دادند، در گفتگو با “کلک” گفت؛
ک�� میداند در نگاه حکومت، متهم است به سازشکاری با “رژیم شاه” اما جُرم اصلیاش این نیست؛ چه اگر لب تر میکرد میتوانست:
«وزیر ،وکیل ،سفیر، سناتور و صاحب آلاف و الوف شوم»
او متهم بود به باسواد کردن ۵۰۰ هزار کودک و تربیت ِبیش از ۱۰ هزار معلم.
«اما من به همه پیشرفتهای احتمالی که در انتظارم بود، پشتپا زدم و خودم را وقف این کار کردم»
در پایان، در فرازی درخشان در همان گفتگو خطاب به حکومت ِشبزدگان
گفت:
«آنچه کردم افتخار من است، نه ننگ ِمن!»
این را به همان حاکمانی گفت، که با دریایی حمایت و کمک مالی، حتی از نهادهای بینالمللی، نتوانستند ذرهای از موفقیت او را، در شعارهای “نهضت سوادآموزی” خود تکرار کنند.
طرح او در پیکار با بیسوادی، الگوی جهانی شد برای کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین، و جایزهی جهانی “نشان ِمبارزه با بیسوادی” را از طرف یونسکو و لوح افتخار “��روپس کایا” را از شوروی گرفت.
در سرزمین خودش اما، متهم شد به باسواد کردن کودکانِ بیبضاعت عشایر و دختران ایلیاتی.
و برای همین “علمای انقلابی” و مواجببگیران ابلیس، فرمان به حذفش دادند؛ زیرا گفته بود:
«من احتیاج به شفیع ندارم»/۱
Whether or not Europe stands with us, whether or not your journalists do their jobs, whether or not your politicians demonstrate the courage to act, I will fight for my people and my country.
هممیهنانم،
علی خامنهای، ضحاک خونخوار زمان، قاتل دهها هزار تن از شجاعترین فرزندان ایران از صفحه روزگار محو شد. با مرگ او، جمهوری اسلامی نیز در عمل به پایان خود رسیده است و بهزودی زود به زبالهدان تاریخ خواهد پیوست.
هر تلاشی از سوی بقایای رژیم برای تعیین جانشین خامنهای، از پیش شکستخورده است. هر که را به جای او بنشانند، نه مشروعیت خواهد داشت، نه بقا؛ و بیتردید شریک جنایات این رژیم نیز خواهد بود.
به نیروهای نظامی، انتظامی، و امنیتی: هرگونه تلاش برای حفظ رژیمی در حال سقوط، محکوم به شکست است. فرصت آخر شماست تا به ملت بپیوندید؛ به گذار باثبات ایران به آیندهای آزاد و آباد کمک کنید؛ و در ساختن آن آینده سهیم باشید.
مرگ خامنهای جنایتکار، اگرچه دادِ خونهای ریختهشده را باز نمیگرداند، اما میتواند مرهمی باشد بر دلهای سوخته خانوادههای دادخواه؛ پدران و مادران، همسران و فرزندان داغدار؛ و خانوادههای جانفدایان انقلاب ملی شیروخورشید ایران.
ملت شریف و شجاع ایران،
این اگرچه آغاز جشن بزرگ ملی ماست؛ اما پایان راه نیست. هوشیار و آماده باشید. زمان حضور گسترده و تعیینکننده در خیابانها بسیار نزدیک است. ما با هم، متحد و استوار، پیروزی نهایی را رقم خواهیم زد، و آزادی ایران را در سراسر میهن اهوراییمان جشن خواهیم گرفت.
پاینده ایران��
رضا پهلوی
هممیهنان عزیزم،
لحظاتی سرنوشتساز پیشِ روی ماست.
کمکی که رئیسجمهور ایالات متحده به مردم شجاع ایران وعده داده بود، اکنون رسیده است. این یک مداخله بشردوستانه است؛ و هدف آن، جمهوری اسلامی، دستگاه سرکوب و ماشین کشتار آن است؛ نه کشور و ملت بزرگ ایران.
اما، با وجود رسیدن این کمک، پیروزی نهایی همچنان به دست ما رقم خواهد خورد. این ما ملت ایران هستیم که در این آخرین نبرد کار را تمام خواهیم کرد. زمان بازگشت به خیابانها نزدیک است.
��کنون که جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است، پیام من به نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی کشور روشن است:
شما سوگند خوردهاید حافظ ایران و ملت ایران باشید، نه حافظ جمهوری اسلامی و سرکردگانش. وظیفه شما دفاع از مردم است، نه دفاع از رژیمی که با سرکوب و جنایت، میهن ما را به گروگان گرفته است. به ملت بپیوندید و به یک گذار باثبات و امن کمک کنید. در غیر این صورت، با کشتی درهمشکسته خامنهای و رژیمش غرق خواهید شد.
و پیام من به رئیسجمهور ایالات متحده، پرزیدنت ترامپ، این است:
ملت شریف ایران، با وجود سرکوب و کشتار وحشیانه این رژیم، نزدیک به دو ماه با دلاوری ایستادگی ک��د. اینک از شما میخواهم بیشترین احتیاط ممکن را برای حفظ جان غیرنظامیان و هممیهنانم به کار ببرید. مردم ایران، متحدان طبیعی شما و جهان آزادند، و یاری شما در سختترین دوره تاریخ معاصر ایران را فراموش نخواهند کرد.
و به شما هممیهنان عزیزم در ایران:
در این ساعتها و روزهای حساس، بیش از هر زمان دیگر باید بر هدف نهایی خود متمرکز بمانیم: بازپسگرفتن ایران.
من از شما میخواهم که در حال حاضر در خانههای خود بمانید و آرامش و امنیت خود را حفظ کنید. هوشیار و آماده باشید تا در زمان مناسب، که بهطور دقیق به اطلاع شما خواهم رساند، برای اقدام نهایی به خیابانها باز گرد��د.
پیامهای من را از طریق شبکههای اجتماعی و رسانههای ماهوارهای دنبال کنید. اگر در اینترنت و ماهواره اختلال ایجاد شد، از طریق امواج رادیویی با شما در تماس خواهم بود.
ما به پیروزی نهایی بسیار نزدیکیم. میخواهم هر چه زودتر در کنار شما باشم تا با هم ایران را پس بگیریم و دوباره بسازیم.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
هممیهنان عزیزم،
امروز نسخه بهروزشده کتابچه دوران اضطرار پروژه شکوفایی ایران منتشر میشود.
پروژه شکوفایی ایران، بخش پنجم از استراتژی پنجگانه ما برای بازپس گرفتن ایران و دوباره ساختن آن است. پروژه شکوفایی، چشمانداز و برنامه گذار به دموکراسی و بازسازی کشور را ارائه میکند.
کتابچه دوران اضطرار در شش ماه اول، نیازهای فوری کشور، بحرانهای پیش رو در این دوره، و راه حلها و فرصتها تمرکز دارد، و با مشارکت مستقیم دهها متخصص تهیه شده است. پیشنویس این کتابچه در تابستان ۱۴۰۴ ارائه شد.
در راستای شفافیت و پاسخگویی حداکثری، از متخصصان و عموم مردم خواسته شد نظرات خود را با دستاندرکاران در میان بگذارند. تیم پروژه شکوفایی صدها ساعت با متخصصان به گفتگو نشست؛ هزاران پیشنهاد رسیده را بررسی کرد و اینک نسخه بهروزشده را ارائه کرده است.
من از مدیریت، تیم اجرایی، نویسندگان، و مشاوران پروژه شکوفایی ایران برای برداشتن این گام بلند سپاسگزارم. همچنین از همه کسانی که به شکلی دلسوزانه و سازنده، پیشنهادهای خود را برای بهبود کیفیت این کتابچه ارائه کردند تشکر میکنم.
برای نخستین بار در این چند دهه، پروژهای ملی و در این ابعاد، با مشارکت همگانی و در یک روند شفاف انجام شده و به سرانجام رسیده است. ما این روند را در دیگر فازهای پروژه شکوفایی و دیگر پروژهها ادامه خواهیم داد و استفاده خواهیم کرد.
کتابچه اضطرار، رئوس کلی ساختار و برنامههای مورد حمایت من برای اداره کشور در فردای سقوط جمهوری اسلامی در شش ماه نخست دوران گذار است. من و تیم همراهم به این برنامهها متعهدیم و آمادهایم که پس از رساندن انقلاب شیروخورشید به سرمنزل پیروزی و سرنگون کردن جمهوری اسلامی، زمام امور را در دست بگیریم. در پی آن، فرایند انتقال قدرت، استقرار سامانه گذار، ایجاد امنیت، بازسازی کشور، و گذار به دموکراسی را هدایت کرده و به سرانجام خواهیم رساند.
چون همیشه، حمایت و اعتماد شما ملت بزرگ ایران، بزرگترین سرمایه من بوده و خواهد بود.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
ما قوم و خویش هم هستیم و خانواده ما، خانواده بزرگ ایران است. ما متعهدیم در یک ایران یکپارچه و دموکراتیک، در سایه حاکمیت قانون و پرچم شیروخورشید، به هرگونه تبعیضی پایان دهیم و آزادیهای فردی و برابری شهروندان در برابر قانون را تضمین کنیم. ما برای آزادی و امنیت ایران ایستادهایم.
فرزندان دانشجویم، دختران و پسران شجاع ایران،
شما بازگشایی دانشگاهها را به فریاد بلند ملت بدل کردید و پیوند استوار دانشگاه و ملت را به نمایش گذاشتید. شما نشان دادید که ایران زنده است و اراده ملت خاموششدنی نیست.
پدرم نزدیک به پنجاه سال پیش پیشبینی کرده بود که نسلهای آینده درباره او و خدماتش چگونه داوری خواهند کرد. امروز، شما پاسخ تاریخ را دادید. روح او در آرامش است، چون میبیند فرزندان ایران بیدارند و با شجاعت و آگاهی، برای بازپسگیری ایران ایستادهاند.
متحد بمانید. ایستادگی کنید. اجازه ندهید تصویری عادی از میهن زخمی ما ساخته شود. تا وقتی مردم ما کشته میشوند، خواهران و برادران ما به اعدام محکوم میشوند، و مادران و پدران، همسران و کودکان ما داغدارند؛ تا وقتی این شب تیره به پایان نرسد، و ایران از چنگ این رژیم اشغالگر آزاد نشود، هیچ چیز عادی نیست و مبارزه ما ادامه خواهد داشت.
بدانید که آینده از آنِ شماست؛ از آنِ شما که خاموش نماندید، برخاستید و ایستادید. ما با هم ایران را پس میگیریم و دوباره آن را میسازیم.
پاینده ایران!
پیروز باد انقلاب شیروخورشید ملت ایران!