دیروز تهران و قرار نبود اتفاقی بیوفته، دیشب حرکت به سوی ترکیه، امروز لب مرز و ترکیه، الان در حال برگشت به تهران و ۲۴ ساعت بدون خواب!
کل زندگی من بر این منوال گذشت اونوقت تو راجب تاب اوری و مدیریت بحران با من حرف میزنی!!
اخرین باری که عروسی دعوت شدم و دوست داشتم برم کرونا شد و کت و شلواری که براش خریده بودم با هر بار باز شدن کمدم و دیدنش تیری است در قلب من!
این بار هم برای اخرای شهریور عروسی دوست صمیمیمه که دوست دارم برم ولی تهیه و تدارک رو گذاشتم ۲ روز اخر دیگه که اگه کنسل شد به غمم افزوده نشه!