زمانی همه "از هر نوع باوری برای آینده" در مسیر درست و رسیدن به آزادی گام بر میداریم که حداقل ولی اساسی در یک چیز "رک و یکرنگ بودن" متحد باشیم در اینصورت است که هیچ چیزی به ملت تحمیل نمیشود بلکه خود آزادانه با آگاهی انتخاب میکند.
#مهسا_امینی#سیاوش_محمودی
خانوادههای گرامی جاویدنامان انقلاب شیر و خورشید ایران،
از آنچه در ماههای گذشته بر شما گذشته است آگاهم و میدانم که در کنار داغ عزیزانتان، فشارهای امنیتی و سختیهای زندگی را نیز تحمل کردهاید.
میخواهم بدانید: شما تنها نیستید. جان و سلامت شما برای ما گرانقدر است.
فرزندان قهرمان شما برای آزادی و آینده آباد ایران برخاستند و نام و فداکاریشان در حافظه ملی ما ماندگار خواهد ماند. امروز، وظیفه ماست که مراقب شما باشیم.
از روانشناسان، روانپزشکان و درمانگران ایرانی میخواهم برای حمایت فوری، مستمر و محرمانه از خانوادههای جاویدنامان پیشقدم شوند.
از همه هممیهنانم نیز میخواهم منتظر درخواست ک��ک نمانند. اگر خانوادهای از جاویدنامان را میشناسید، به سراغشان بروید؛ احوالشان را بپرسید، صدایشان را بشنوید و در کنارشان بمانید.
و به شما میگویم: کمک خواستن نشانه ضعف نیست. در این روزهای سخت، اجازه دهید در کنار شما باشیم.
حفاظت از جان و سلامت یکدیگر نیز بخشی از مبارزه ما برای ایران است. نگذاریم هیچ خانوادهای در این سوگ و رنج تنها بماند.
دست همدیگر را بگیریم.
یکدیگر را تنها نگذاریم.
و ایران را، با هم، به ساحل نجات و آزادی برسانیم.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
درود بر تمامی انسانهای شریف و آزاده که با تمام تهدیدات و فشارها همچنان استوار در مسیر حقیقت ایستاده اند.
قطعا راه حقیقت پیروز است.
#نور_بر_تاریکی_پیروز_است
از صمیم قلب از ۱۶۰ زندانی سیاسی و خانوادههای دادخواه داخل ایران که با وجود هزینهها و خطرات سنگینی که متحمل شدهاند، چنین شجاعانه صدای خود را بلند کردهاند، سپاسگزارم. ایستادگی شما برای من و برای هر ایرانی آزادیخواه و مهینپرست، مایه احترام و دلگرمی است.
همانطور که شما در پیام خود تاکید کردهاید، ما امروز بیش از همیشه به اتحاد در چارچوب اصول مشترکمان، انضباط، مسئولیتپذیری، و تمرکز بر نجات ایران نیاز داریم، و هیچ اختلافنظر یا حاشیهای نباید ما را از این هدف مهم دور کند.
من باور دارم که آینده ایران متعلق به همه ایرانیان است و راه رسیدن به آن، از کنار گذاشتن اختلافات و ایستادن در کنار یکدیگر میگذرد. این همبستگی ملی، همان نیروی قدرتمندی است که سرانجام ما را پیروز، و ایران عزیزمان را آزاد خواهد کرد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
امروز، در سالروز جنایت هولناک سینما رکس آبادان، یاد صدها قربانی بیگناه این فاجعه را گرامی میداریم.
یک واقعیت تاریخی که بسیاری در جهان غرب هنوز از آن آگاه نیستند این است که جنایات بنیادگرایان اسلامی و دشمنی آنان با ایران، فرهنگ ایرانی و زندگی مدرن، پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی آغاز شده بود، و جنایت سینما رکس یکی از آشکارترین نمونههای آن است.
اتفاقی نیست که عاملان این جنایت پس از فاجعه ۵٧ در ساختار جمهوری اسلامی به مقام و موقعیت رسیدند.
این تاریخ باید گفته و آموزش داده شود. برای فهم جمهوری اسلامی و دشمنی آن با ایران و ایرانی، باید دانست که این دشمنی در بهمن ۱۳۵۷ آغاز نشد، بلکه جمهوری اسلامی آن را به قدرت سیاسی و حکومتی تبدیل کرد.
Iran's Rights in the Caspian Sea Are Not Negotiable.
The Islamic Republic, amid profound structural weakness and a deep crisis of legitimacy, is seeking to advance and implement the Convention on the Legal Status of the Caspian Sea (the Aktau Convention). This effort, undertaken without the mandate of the Iranian people and without a clear and comprehensive guarantee of Iran's historic rights, is deeply concerning and constitutes a serious threat to Iran's national interests.
Under the 1921 and 1940 treaties between Iran and the Soviet Union, the legal regime governing the Caspian Sea was founded on the parties' shared rights and the principles of mutual agreement and common interests.
Following the dissolution of the Soviet Union, the newly independent states reaffirmed, in the Alma-Ata Declaration (December 1991), their commitment to the treaties of the former Soviet Union and to fulfilling the international obligations arising from those agreements through the successor states.
Accordingly, any fundamental change to the legal status of this strategically vital body of water must be made with the agreement of all littoral states and with full respect for Iran's rights.
However, the Aktau Convention provides for the conclusion of bilateral and multilateral agreements among the littoral states concerning portions of the seabed and subsoil of the Caspian Sea, areas that were previously part of the shared waters of Iran and the Soviet Union.
This sets a dangerous precedent. By circumventing the principle of consensus among all littoral states, it effectively weakens Iran's historic position and diminishes the country's role in determining the future legal status of the Caspian Sea.
Since the signing of the Aktau Convention in 2018, I have repeatedly warned that "national interests cannot be safeguarded from a position of weakness." At the time, I also stressed that the criminal clique ruling the Islamic Republic sacrifices the interests of the Iranian nation and homeland for its own survival, and that its foreign policy repeatedly resorts to concessions and appeasement from a position of weakness.
My position on the current process remains unchanged. I consider the Islamic Republic's attempt to ratify this convention to be contrary to Iran's national interests.
No decision concerning Iran's resources, borders, or sovereign rights in this strategic body of water can possess legitimacy without the genuine participation and consent of the Iranian people. Iran's rights in the Caspian Sea are not negotiable, nor can they be relinquished. Any action that undermines these rights will be recorded in the historical memory of the Iranian nation, and those responsible will ultimately be held accountable by the people of Iran.
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معاهدات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایران در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران
هممیهنانم،
امروز، سالروز امضای فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵، برای ما یادآور یکی از بزرگترین جنبشهای تاریخ معاصر ایران است، جنبشی که از دل اندیشه و تلاش دهها سالهی ایراندوستانی برخاست که از عقبماندگی و نابسامانی ایران در دوران قاجار رنج میبردند.
آرمان مشروطیت بر سه اصل بنیادین استوار بود:
حاکمیت قانون،
حاکمیت ملی و اراده ملت،
و پیشرفت و ترقی ایران.
مشروطهخواهان بهخوبی دریافته بودند که بدون قانون، دادگستری مدرن و سامان اقتصادی، استقلال و پیشرفت کشور امکانپذیر نخواهد بود. شاید بتوان سخن ابوالحسنخان پیرنیا، نماینده تهران در جلسه ۱۵ شهریور ۱۲۸۶ نخستین مجلس شورای ملی، را چکیده و تجلی خواست آنان دانست:
«ایرانیان را دیگر جان به لب رسیده است؛ دو چیز لازم داریم، یکی مالیه و یکی عدلیه.»
کتاب «یک کلمه» اثر میرزا یوسفخان مستشارالدوله نیز همین حقیقت را یادآور میشد: راز پیشرفت کشور در یک کلمه خلاصه میشود، قانون.
اما این مبارزه با مقاومت مشروعهخواهانی روبهرو شد که حاکمیت شرع و فقها را بر قانون و حاکمیت ملی برتری میدادند. آن جریان فکری، دههها بعد در قالب جمهوری اسلامی و ولایت فقیه بر ایران حاکم شد. تأسفبار آنکه امروز نیز برخی جریانهای سیاسی، هرچند با ظاهری متفاوت، همچنان با اصل حاکمیت ملت و پذیرش رأی مردم بهعنوان مرجع نهایی تعیین نظام سیاسی آینده ایران مخالفت میکنند.
اگرچه آشفتگیهای سالهای ��ایانی حکومت قاجار، و کارشکنی مخالفان مشروطه مانع از تحقق کامل آرمانهای این نهضت شد، اما بخش مهمی از آن آرمانها در دوره حکومت دو پادشاه پهلوی تحقق یافت و به اجرا درآمد، از جمله با تأسیس دادگستری مدرن، احداث راهآهن سراسری، نوسازی ارتش، تأمین امنیت کشور، بنیانگذاری بانک ملی، ساماندهی امور اقتصادی و مالی و ایجاد دیگر نهادهای بنیادین توسعه.
امروز پاسداشت انقلاب مشروطه یعنی تأکید بر حاکمیت قانون، رأی و اراده ملت، جدایی کامل دین از حکومت، و بازگرداندن ایران به ریل ترقی و تمدن.
بر همین اساس، برنامه من برای هدایت ایران در دوران گذار بر برگزاری انتخابات آزاد، حاکمیت رأی ملت، تشکیل مجلس مؤسسان برای تعیین مسیر آینده کشور و فراهم آوردن زمینه شکوفایی و رفاه برای همه ایرانیان تأکید دارد.
سالروز صدور فرمان مشروطیت گرامی باد و یاد همه تلاشگران راه آزادی، قانون و پیشرفت ایران جاودان.
از درگذشت ناگهانی سناتور لینزی گراهام، دوست ثابتقدم مردم ایران و مدافع سربلند آزادی، بسیار متاثر شدم.
در لحظاتی که به شفافیت و قاطعیت اخلاقی نیاز بود، سناتور گراهام در سمت درست ایستاد. در روزهایی که دوستان و همراهان مردم ایران اندک بودند، او در مبارزه با استبداد، در کنار آنان ایستاد.
او از جایگاه و نفوذ خود بهره گرفت تا صدای مبارزان راه عدالت در مراکز قدرت شنیده شود.
ایرانیان حمایتهای سناتور گراهام را در جریان انقلاب شیروخورشید هرگز فراموش نمیکنند، و یاد او را همواره با سپاس و احترامی عمیق گرامی خواهند داشت.
مراتب تسلیت و همدردی خود را به خانواده، دوستان و همکاران سناتور گراهام، و همچنین به مردم ایالت کارولینای جنوبی و سراسر ایالات متحده آمریکا ابراز میداریم.
روحش در آرامش باد. امید که دیگران راه او را در مبارزه برای آزادی ادامه دهند.
Senator Lindsey Graham earned the affection of millions of Iranians by standing with them in their fight for freedom.
Today, I will attend his funeral in Washington to bid farewell on behalf of my compatriots.
Read my tribute in the @WashingtonPost:
https://t.co/VERdynceJH
The Islamic Republic is continuing its war on the people of Iran. But Iranians are fighting back.
Yesterday in Esfahan, citizens noticed the regime was preparing for a barbaric public execution. Reports circulated that the regime was set to hang three protesters from the January 8/9 uprising.
At dawn, hundreds of brave Iranians gathered in the square to protest this medieval brutality and public murder. They jeered and shouted at the executioners. Sadly as the call to prayer played, two young men were hung from cranes.
Security forces chased the protesters, firing on them with live ammunition, trying to kill more and more Iranians.
The murder of protesters and other political prisoners are often done in prisons. But the regime, fearing the Iranian people will rise against them, is conducting them in public in an attempt to intimidate them into silence.
Untold other brave protesters are currently facing a similar fate. Their lives hang in the balance.
This is two Irans: the vile and evil Islamic Republic against the brave and heroic people of Iran.
Iranians will not back down. They will fight. But they should not have to fight alone. The world must back these brave men and women.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
Just as the Nazi regime was not synonymous with the German people, the Islamic Republic is not synonymous with the Iranian people. True patriotism is standing alongside the Iranian people and their courageous struggle for freedom, prosperity, and the reclaiming of the homeland, not defending a regime that has stolen the life and strength of our land for 47 years.
My fellow Iranians, the great and courageous people of Iran,
Today, as tensions rise and the possibility of escalating military attacks grows, particularly in the south of the country, I wish to speak with you; especially with the noble people of Sistan and Baluchestan, Hormozgan, Bushehr, Khuzestan, and all those living along the shores of the Persian Gulf and the Sea of Makran.
The war and crisis our country faces today has one single cause: the Islamic Republic.
But the main war, the Islamic Republic's war against the Iranian people, began forty-seven years ago and has continued to this day.
All of the Iranian people have been wounded by this regime. Let us not allow anyone to say that southern Iran has only now entered the war. Southern Iran entered the war from the very day that Baluch children fell victim to crocodiles seeking water due to a lack of basic infrastructure; from the day that in Sistan and Baluchestan, the land of Rostam and the heart of Iran's mythology, young people were forced into fuel smuggling just to survive; from the day that Hormozgan province and Bandar Abbas, Iran's largest port, were abandoned to poverty and deprivation; from the day that Bushehr, which supplies a large share of the country's gas, and Khuzestan, the heart of Iran's oil industry, were deprived of the wealth they produced.
But a free Iran will be a different Iran.
With the establishment of a national, capable and development-oriented government, Sistan and Baluchestan, drawing on its strategic location, its young workforce, and its access to open waters, can become one of the main engines of the country's growth and prosperity. Chabahar can be the heart of Iran's trade and the gateway connecting the Indian Ocean, Central Asia, and global markets, by reviving the very same comprehensive plan that was to be implemented before the catastrophe of 1979.
Hormozgan, Bushehr, Khuzestan, and the islands of the Persian Gulf can, through the development of trade, tourism, industry, and the attraction of investment, become the wealthiest and most advanced regions of Iran.
My fellow Iranians,
This warmongering regime has built no shelters for the people, nor does it have the capacity to defend the country's skies. Its leaders, hiding underground, are making military use of schools, hospitals, and other civilian centers, and have turned the Iranian people, including conscript soldiers in their garrisons, into human shields.
In the war that the Islamic Republic has imposed on the country, your first and most important duty is to preserve the lives, safety, and wellbeing of yourselves and your families. For you are Iran's most precious asset and the true soldiers of the battle to reclaim the homeland.
In this regard, my communications and media office will be publishing necessary guidance and recommendations to help keep fellow Iranians safe.
Fighting toward and preparing for ultimate victory is a constant duty. In the final battle, the stronger we are and the weaker the Islamic Republic becomes, the faster and less costly our victory will be.
Long live Iran.
هممیهنانم، ملت بزرگ و دلیر ایران،
امروز، با افزایش تنشها و احتمال گسترش حملات، بهویژه در جنوب کشور، میخواهم با شما سخن بگویم؛ بهویژه با مردم شریف سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و همه ساکنان سواحل خلیج فارس و دریای مَکران.
جنگ و بحرانی که امروز کشور ما با آن روبهروست، تنها یک باعث و بانی دارد: رژیم جمهوری اسلامی.
اما جنگ اصلی، یعنی جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، چهلوهفت سال پیش آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است.
همه ملت ایران از این رژیم زخم خوردهاند. نگذاریم بگویند که جنوب ایران تازه وارد جنگ شده است. جنوب ایران از همان روزی وارد جنگ شد که کودکان بلوچ، به دلیل نبود آب آشامیدنی و زیرساختهای اولیه، قربانی گاندوها شدند؛ از روزی که در سیستان و بلوچستان، سرزمین رستم و قلب اسطورههای ایران، جوانان برای تامین معاش ناچار به سوختبری شدند؛ از روزی که استان هرمزگان و بندرعباس، بزرگترین بندر ایران، در فقر و محرومیت رها شدند؛ از روزی که بوشهر، تأمین���کننده بخش بزرگی از گاز کشور، و خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، خود از ثروتشان بیبهره ماندند.
اما ایران آزاد، ایرانی متفاوت خواهد بود.
با استقرار دولتی ملی، کارآمد و توسعهگرا، سیستان و بلوچستان میتواند با تکیه بر موقعیت راهبردی، نیروی انسانی جوان و دسترسی به آبهای آزاد، به یکی از موتورهای اصلی رشد و شکوفایی کشور تبدیل شود. چابهار میتواند قلب تجارت ایران و دروازه اتصال اقیانوس هند، آسیای مرکزی و بازارهای جهانی باشد؛ با بهروزرسانی همان برنامه جامعی که پیش از فاجعه ۵۷ قرار بود اجرا شود.
هرمزگان�� بوشهر، خوزستان و جزایر خلیج فارس میتوانند با توسعه تجارت، گردشگری، صنعت و جذب سرمایهگذاری، به ثروتمندترین و پیشرفتهترین مناطق ایران بدل شوند.
هممیهنانم،
این رژیم جنگافروز نه برای مردم پناهگاهی ساخته است و نه توان دفاع از آسمان کشور را دارد. سردمداران آن در حالی که زیر زمین پنهان شدهاند، از مدارس، بیمارستانها و دیگر مراکز غیرنظامی، استفاده نظامی میکنند، و مردم ایران، از جمله سربازان وظیفه را در پادگانها، به سپر انسانی تبدیل کردهاند.
در جنگی که جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده است، نخستین و مهمترین وظیفه شما حفظ جان، امنیت و سلامت خود و خانوادههایتان است. زیرا شما سرمایه ایران و سربازان واقعی نبرد برای بازپسگیری میهن هستید.
در همین ارتباط، دفتر ارتباطات و رسانه من، توصیهها و راهنماییهای لازم را برای افزایش امنیت هممیهنان منتشر خواهد کرد.
مبارزه و کسب آمادگی برای پیروزی نهایی یک وظیفه همیشگی است. در نبرد نهایی، هر قدر ما توانمندتر، و جمهوری اسلامی ضعیفتر باشد، پیروزی سریعتر و کمهزینهتر به دست خواهد آمد.
پاینده ایران
در حالی که جنگافروزان جمهوری اسلامی در تهران و پناهگاههای امن خود پنهان شدهاند، سربازان وظیفه و نیروهای جوان را در پادگانهایی بیدفاع رها کردهاند، بیآنکه حتی توان حفاظت از این نیروها را داشته باشند. این رژیم بار دیگر نشان داده است که میان جان فرزندان ایران و بقای خود، همواره بقای خود را انتخاب میکند.
جمهوری اسلامی این جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرده است و مسئولیت جان همه قربانیان آن، از جمله سربازان در پادگان بمپور، بر عهده همین حکومت است. آرزوی همه ما، صلح، امنیت و آرامش برای تمامی ایرانیان است، اما تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، نه امنیتی پایدار ممکن است و نه صلحی واقعی.
این رژیم تبهکار بیش از آنکه دلنگران امنیت مردم ایران باشد، نگران حفظ حزبالله لبنان و دیگر نیروهای نیابتی خود در منطقه است. برای این رژیم، بقای بازوهای ��روریستیاش از امنیت و جان مردم اهواز، زاهدان، بندرعباس، بوشهر، چابهار و سراسر ایران مهمتر است.
خطاب من به سربازان، افسران و همه نیروهای میهندوست است. جان خود را برای بقای جمهوری اسلامی به خطر نیندازید. سوگند شما به ایران است، نه به رژیمی که در لحظه خطر، سرکردگانش میگریزند و شما را بیپناه رها میکنند.
من با خانوادههای داغدار سربازان وظیفه که در حملات اخیر به مراکز نظامی جمهوری اسلامی جان باختند، عمیقأ همدردی میکنم، و از خانوادههای همه سربازان وظیفه میخواهم تا آنجا که در توان دارند، اجازه ندهند فرزندانشان در این شرایط خطرناک به خدمت سربازی اعزام شوند. هیچ پدر و مادری نباید فرزند خود را به پادگانهایی بفرستد که امروز به جای محل خدمت، به میدان مرگ تبدیل شدهاند.
این جوانان، فرزندان این سرزمین هستند، نه سپر انسانی جمهوری اسلامی. آنها نباید بهای بقای حکومتی درمانده را با جان خود بپردازند.
همچنین از مردم شریف ایرانشهر و زاهدان که برای اهدای خون و یاری رساندن به سربازان مجروح پادگان بمپور شتافتند، صمیمانه سپاسگزارم. این همبستگی ملی یادآور این حقیقت است که مردم ایران، حتی در سختترین روزها، فرزندان خود را تنها نمیگذارند.
ایران به فرزندانش زنده نیاز دارد، برای ساختن آیندهای آزاد، آباد و سربلند
در این جام جهانی، نام ایران را فرزندان قهرمان و جاویدنامش نمایندگی میکنند. پیراهنهای منقش به تصاویر آنها را به ورزشگاهها و خیابانها ببرید.
بگذارید جهان بداند تیم واقعی ایران، مردم شجاع ایراناند؛ نه نمایندگان رژیم جنایتکار و اشغالگر ایران.
The Islamic Republic, in its support for Hezbollah terrorists in Lebanon, has started yet another military conflict and further revealed its anti-Iranian nature. This regime has taken the Iranian nation hostage and views the lives and property of Iranians as mere tools for exporting terror, war, and instability.
In this conflict, as always, the Islamic Republic is responsible for any damage to Iran's infrastructure and for the lives of innocent civilians on both sides. The Iranian nation, the first and greatest victim of this regime, knows full well that as long as the Islamic Republic remains in power, terror, violence, and instability will continue to loom over Iran, the region, and the world.
Peace, security, and sustainable prosperity are only possible with the end of this regime. The solution is not negotiation with the IRGC and the terrorist occupiers of Iran; the solution is to stand with the Iranian nation and support its struggle to bring an end to the Islamic Republic.
هممیهنان عزیزم،
در روزهایی که شما با شجاعت در برابر رژیم اشغالگر ایران ایستادهاید، این نظام منفور و منزوی، همچنان به تجاوز به جان و مال مردم ادامه میدهد تا سرنگونی حتمی خود را اندکی به تعویق اندازد. در چنین شرایطی، وظیفه خود میدانم که تصویر عدالت در فردای ایران را برای کسانی که با جنایتکاران ��مکاری کنند، روشنتر ترسیم کنم.
در این راستا، از «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی ایران» خواستم درباره دو موضوع مهم، نظر مشورتی خود را ارائه کند: نخست، موضوع مسئولیت کیفری افرادی که با ساختارهای سرکوبگر جمهوری اسلامی همکاری میکنند؛ و دوم، موضوع مصادره اموال معترضان و خانوادههای آنان.
این کمیته اکنون نخستین نظر مشورتی خود را صادر کرده و پیام آن روشن است: این اقدامات، همکاریهای ساده یا بیاهمیت نیستند؛ بلکه «یاریرسانی به جنایت علیه بشریت» محسوب میشوند. هیچ مقام، هیچ دستور و هیچ بهانهای نمیتواند مسئولیت کیفری فردی را از میان ببرد. بنابراین، هر فردی که آگاهانه و داوطلبانه با ساختارهای سرکوبگر رژیم همکاری کند، چه در داخل و چه در خارج از ایران، باید بداند که در معرض مسئولیت کیفری قرار خواهد گرفت:
خواه این همکاری از نوع گزارشدهی یا خبرچینی باشد؛
خواه از نوع مشارکت در ایستهای بازرسی باشد؛
خواه از نوع بهکارگیری کودکان و نوجوانان در سرکوب معترضان باشد؛
و خواه از نوع تحصیل، انتقال یا خرید و فروش اموالی باشد که در جریان سرکوب از معترضان و خانوادههای آنان مص��دره شده است.
از این رو، نهتنها افرادی که در صدور دستور، اجرای آن، یا تسهیل این مصادرهها نقش دارند در معرض مسئولیت قرار خواهند گرفت، بلکه کسانی که آگاهانه و داوطلبانه به خرید و فروش این اموال میپردازند نیز باید پاسخگو باشند. این مسئولیت، استفاده از اموال یا داراییهای آنان برای جبران خسارت واردشده به مالکان اصلی را نیز شامل میشود.
بنابراین، به همه کسانی که امروز در صدد همکاری با دستگاه سرکوب رژیم هستند هشدار میدهم: پیش از آنکه دست به اقدامی بزنید که به مردم ایران آسیب جانی، مالی و یا اجتماعی برساند، به آینده خود و خانوادهتان بیندیشید. به آن روز بیندیشید که ایران آزاد خواهد شد؛ روزی که حقیقت پنهان نخواهد ماند؛ روزی که اسامی آشکار خواهد شد؛ روزی که هیچ متجاوز و جنایتکاری از پاسخگویی در برابر قانون در امان نخواهد ماند.
آن روز، ملت ایران حکومتی خواهد داشت که حقوق ایرانیان را محترم میدارد و ایران را به سرزمینی آزاد و آباد بدل میکند.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
جمهوری اسلامی ۴۷ سال است علیه آمریکا و متحدانش جنگ به راه انداخته. امروز این رژیم از همیشه ضعیفتر است و مردم ایران آمادهاند تا آن را سرنگون کنند. اتخاذ سیاستی درست در این لحظه، میتواند قرن آینده را تغییر دهد. مشتاقم که فردا در «نشست امنیتی پولیتیکو» درباره این موضوع گفتگو کنم.
دیوانه ترو روانیتر از شما ۵۷ی های ویرانگر با ایدئولوژیهای پوچتان وجود ندارد.خمینی وخامنه ای دو دیوانه با همراهی امثال شما دگر دیوانگان فقط ویران کردند و بدانید تک تکتان مسئول مرگ میلیونها انسان بیگناه در ایران و خاورمیانه هستید. توقع دارید همه بایستند و برایتان دست بزنند.
علی مطهری، نایبرییس پیشین مجلس شورای اسلامی گفت: «ما داریم کار بزرگی انجام میدهیم که در تاری�� ثبت خواهد شد و آن این است که داریم دنیا را از شر ترامپ و نتانیاهو نجات میدهیم و انشاالله به نتیجه برسیم.»
مطهری ادامه داد: «داریم جور دنیا را به دوش میکشیم در مقابله با این دو آدم روانی و در واقع، ما دنیا را از شر این دو نفر نجات میدهیم.»
او افزود: «دنیا دوست دارد که یک منجی داشته باشد که دنیا را از دست اینها نجات دهد و به نظر میرسد این منجی ملت ایران است.»
https://t.co/nL9NQft3oL