Yes, the “letter,” or, in other words, the “high-level message.”
If the U.S. insists on inspecting the bombed nuclear sites and new facilities (Fordow and Kuh-e Kolang), as well as on the handover of uranium enriched to 60% (a demand that crosses the new leadership’s red lines), while simultaneously threatening to go to war after the U.S. congressional elections, war will be inevitable.
Some letters, of course, are answered before they even reach their destination!
I’ll write about the details soon!
@RGhahremanpour ۱. موضعِ ایران در دوره جدید محکمتر از گذشته شده و خیلی خیلی بعید است اورانیوم به خارج انتقال پیدا کند.
۲. پاکستان، ترکیه، عربستان و قطر هیچ تضمینِ قابل اجرا نمیتوانند بدهند در این مورد!
از اینکه «پاکنژاد»، وزیر سابق نفت با این میزان از سومدیریت، شبهات و اتهامات چرا یکسال دیر عزل شد تعجب نکنید؛ از این «حیرت» کنید که چرا الان مشاورِ «رییس جمهور» است!
میزانِ پروازهای ترابری آمریکا به منطقه طی دو هفتهی گذشته، افزایش چشمگیری نسبت به یک ماهِ قبل داشته؛ برآوردم این است حمله به ایران توسط اسرائیل و آمریکا قطعی بوده و حملهی دشمن تابعِ «تجمیعِ اهدافِ اصابتی _اعم از ترور و تاسیسات_ در ساعات اولیه حمله» و «بیشترین غافلگیریِ ایران» است نه زمانِ انجامِ عملیات!
اصابت کوهِ کلنگ توسط سلاحِ خاص یا غیرمتعارف توسط دشمن _که به نظر دیگر قطعی شده_ در «اراده مسیرِ هستهایِ جدیدِ ایران» تغییری نخواهد داشت!
میزانِ خروج دیپلماتهای غربی از منطقه نیز نشانهای دیگر مبنی بر قریب الوقوع بودنِ «تنشِ نظامیِ بزرگ» است.
پاکستان و عراق _در همکاری کاملِ با آمریکا_ بخشی از مرزهای زمینی خود را با ایران بستند!
«علی الزیدی» نخست وزیر عراق که کُرسیِ نخستوزیریاش را مدیونِ همسایه خود است، گستاخیهای پیدا و پنهانِ زیادی نسبت به ایران داشته؛ وی در ماجرای بستن آسمان عراق بر روی پروازهای ایران، تذکری جدی از روحانیت عالی رتبه عراق و همچنین جریانات موثر دریافت کرد و موقتا عقبنشینی کرد. در صورت ادامه شیطنتهای «الزیدی»، وی بَدلِ به درسِ عبرتِ سیاستورزی در تاریخِ عراق خواهد شد!
پاکستان نیز از ۹ اسفندِ ۱۴۰۴ تاکنون، ۴۰٪ اقتصادش تحت تاثیر «جنگِ رمضان» مختل شده؛ ادامه بستن مرزهایش با ایران، فشار سنگینتری را بر کشورِ ۲۵۰ میلیون نفری با ۴۵٪ فقیر، وارد خواهد کرد.