حیاطی در تهران… و شکست انسانیت
بیمارستان الغدیر، تهران.
پیکرهایی افتاده بر زمینِ پشتحیاط بیکفن، بیاحترام، بینام گویی هرگز زنده نبودهاند.
در میانشان چهرهای بود آرام، بیحرکت، گویی در خواب.
اما آن خواب نبود.
او با گلوله کشته شده بود.
نامش آیدا عقیلی بود.
تنها ۳۴ س��ل داشت.
یک فعال اجتماعی.
یک دختر.
یک خواهر.
و پیش از هر چیز یک انسان.
او را مأموران جمهوری اسلامی در تهران کشتند.
روزها خانوادهاش در جستجوی او بودند.
سرانجام در کهریزک پیکر بیجانش را یافتند گویی کسی میخواست نه فقط زندگیاش، بلکه حتی خاطرهاش را نیز پاک کند.
اما تاریخ گواه است آنان که در برابر ظلم فرو میافتند، هرگز محو نمیشوند.
این بیت از شاهنامه امروز برازنده یاد اوست:
«چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد»
آیدا از آن جوانانی بود که برایشان وطن فقط جغرافیا نبود، بلکه روح بود.
و گویی مولانا برای او گفته است:
«از مرگ چرا ترسم؟ کآن راهِ من است
چون مرگ رسد، به زندگی پیوندم»
جوانان ایران را با عدد و رقم نسنجید.
آنها آمار نیستند.
کالای معامله نیستند.
مهرههای روی میز مذاکرات سیاسی نیستند.
آنها قلبهای تپندهاند.
آنها رؤیا هستند.
آنها روح کشوریاند که کرامت، امنیت و آزادی میخواهد.
چند پیکر ��یگر باید بر کفِ سردِ بیمارستانها رها شود؟
چند پدر و مادر دیگر باید درِ سردخانهها و گورستانها را بکوبند؟
این تنها بحران یک کشور نیست.
این آزمون انسانیت است.
خطاب به رئیسجمهور آمریکا:
پیش از آنکه با قاتلان دست بدهید، دستانی را به یاد آورید که خون هنوز از آنها خشک نشده است.
گفتوگو باید با عدالت همراه باشد وگرنه مُهری بر بیعدالتی خواهد بود.
مردم ایران تنها میخواهند با کرامت زندگی کنند.
همین و بس.
#Aida_Aghili
#ایران
#HumanRights
#هیمات_سینگ_هند 🇮🇳
@himmatsing32304
بچهها شما هیچ ایدهای ندارین که این تجمعاتتون خارج از ایران چه حسی به ما داخلیا میده.
انگار ما تو زندانیم و شما پشت درهای زندان فریاد میزنین که آزادمون کنین.
انگار ما داریم غرق میشیم و شما دستتون رو دراز کردین که دستمونو بگیرین.
انگار یه خانواده از هم جدا شده دارن بهم میرسن...
پزشکیان میگه مگ�� میشه ما خودمون مسجد آتیش بزنیم آمبولانس آتیش بزنیم بعد بندازیم گردن معترضا!
آره کسکش نفهم، آره مادرقحبه میشه
همونطوری که هواپیمای اوکراینی رو با دوتا موشک زدین تا ۳ روز گردن نگرفتید تا آمریکا و کانادا و اوکراین ثابت کردن زدین!
اونا دستتونو رو نمیکردن امروز داشتی میگفتی: مگه میشه ما هواپیمای خودمونو با موشک بزنیم! اونم نه یکی، بلکه دوتا!!
حرومزاده دوزاری
فرض كه ماموران موساد مردم رو زدن ؟
پس چرا پزشكانى كه به مجروحان كمك مىكردند را دستگير ميكنيد و حكم اعدام براشون صادر ميكنيد حرومزادهها!!!!
#پزشک_باشرف#مزدوران_خامنهای#مادرتونو
هممیهنانم،
امروز میخواهم تصویر روشنتری از آنچه برای به زیر کشیدن این رژیم لازم و ضروری است، با شما در میان بگذارم. سخن من به ویژه با مردم تهران است که با شجاعت خود، دور تازه خیزش ملی را آغاز کردند.
جمهوری اسلامی میکوشد از شکلگیری تجمعات در تهران جلوگیری کند؛ زیرا بهخوبی میداند که تسخیر خیابانهای تهران و دیگر کلانشهرها، روند سقوط آن را بهطور جدی تسریع میکند.
برای غلبه بر سرکوب رژیم، یک راه پیشِ روی ما قرار دارد: حضور همزمان و میلیونی مردم در سراسر شهر، و همزمان، ایجاد راهبندان در محورهای کلیدی و جادههای اصلی.
برای تحقق این امر، نخست باید همه بر ترسمان غلبه کنیم و بدانیم که اگر خیابانها را تسخیر کنیم، رژیم به سرعت، توان و اراده سرکوب را از دست خواهد داد.
راه حل این است که در قالب گروههای کوچک و منسجم از دوستان و اعضای خانواده، به نزدیکترین خیابان محل سکونت خود بروید، یکدیگر را پیدا کنید، و سپس دست در دست هم به سوی خیابانهای مرکزی شهر حرکت کنید.
با اطمینان میگویم که با شکلگیری سیل جمعیت میلیونی، نیروهای سرکوب رژیم توان ایستادگی نخواهند داشت. بسیاری از آنان عقبنشینی خواهند کرد و شماری نیز به مردم خواهند پیوست.
تسخیر خیابانهای ��هران و کلانشهرها با حضور میلیونی مردم، گامی حیاتی، و مکمل دلاوریهای مردم است که شجاعانه در شهرهای کوچکتر در مقابل نیروهای سرکوب ایستادهاند.
از همه شما میخواهم این پیام را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و برای چنین رویداد بزرگی آماده شوید.
ایران را با هم پس میگیریم و دوباره میسازیم.
سخنانی کمتر-شنیدهشده از پدرم در آغاز دوران شکوفایی ایران
«ما با هم این مملکت را به آن اندازهای که استعداد دارد، به آن اندازهای که در دل کوهها و زیر زمینش ثروتهای عظیمی نهفته است، به همان اندازه ما کار خواهیم کرد و با قوانین مترقی ایران فوایدش به اکثریت این مردم خواهد رسید.»
در جنگ ۱۲روزه فهمیدیم که همنظر نیستیم.
در روز انتخاب پزشکیان فهمیدیم که هرکس با ما فریاد زد، تا انتها نمیماند.
فهمیدیم که برخی از مخالفان ج.ا. در بزنگاهی که ساقط کردن حکومت، کمهزینهتر از هر زمان دیگری بود، حمایت از ج.ا. را در زرورقی از «نه به جنگ» عرضه میکنند.
فهمیدیم که مخالفت با پهلوی برای اینها مهمتر از ساقط کردن ج.ا. است.
فهمیدیم که اینها زمانی از تغییر حکومت حمایت میکنند که مطمئن باشند، جانشینش حکومت پهلوی نیست.
فهمیدیم که این جماعت برای بازنگشتن پادشاهی، از امنیتیترین پروژه حکومت هم حمایت میکنند.
ما به زن، زندگی و آزادی، باور داریم اما برای سرنگونی این حکومت، به چیزی بیش از این نیازمندیم.
ما حول محوری گرد میآییم که معنایش عبور بیحرف و حدیث از این حکومت باشد.
انتخاب شاهزاده رضا پهلوی، انتخابی از روی اضطرار نیست، افق روشن ما برای عبور از این سیاهی است.
یکباور دستهجمعی است به اینکه انقلاب مردم ایران، به دست هیچ معاملهگری در میانه راه، به سرقت نمیرود.
یادمان نرفته هجوم خیل عظیم مدعیان زن، زندگی، آزادی در کمپین انتخاباتی پزشکیان را.
ما دیگر با دزدان خون فرزندان ایران، هممسیر نمیشویم.
ارتشبد مهدی رحیمی خطاب به انقلابیون۵۷ گفته بود "ما خون شاهی تو رگهامونه. پشت شاهمون میایستیم"
این جمله توصیف دقیق اکثریتی از ما ایرانیهاست.
ما سنخیتی با ملا و چپول و قراضهها نداریم. نوادگان کوروش و داریوش و نادر و رضاشاهیم.
باید به اصل خودمون برگردیم.
ما شاه میخوایم
#جاویدشاه
در این روزهای سرنوشت ساز برای آگاه سازی جامعه تلاش کنید، نوری باشید که ابرهای تیره را کنار میزند، در وطن پرستی رادیکال باشید، آتشی باشید که اهریمن را میسوزاند، استوار باشید و فقط به ایران بیاندیشید