دیشب غزلی خواندمو سیگار کشیدم
در حسرت تو ماندم و سیگار کشیدم
باران به سر و روی خیابانزده بودو
با بغض فرو خورده بسیار سیگار کشیدم
هر گاه که نام تو به لب های من افتاد
از ترس شکستن به ناچار سیگار کشیدم
من مانده ام و عکس تو و ساعت و دیوار
با عقربه خسته و بیدار سیگار کشیدم..💔