هر اتفاق، تکهای ��ز پازل سرنوشت است و هر صدا، پژواکی از پایان یک شب تاریک.
تماشای این روزها، پرسشی بزرگ را در دلها بیدار میکند: آیا این همان واپسین ضربه بر پیکر شبپرستان است؟
آیا سپیده دم سرانجام سر بر خواهد ��ورد؟
#جاويدشاه
فورت، آمادهای؟ 💛🦁☀️
اینبار با حضور شاه، برای ایران کنار هم جمع میشویم!
📅 شنبه ۷ نوامبر
🕚 ساعت ۱۱ صبح به وقت محلی
📍 فرانکفورت آلمان
Weseler Werft, Eckhardtstraße
پرچمهای شیر و خورشید #تاجدارمون رو بالا میبریم وب جاویدشاه وفرتورهای رضاشاه۲
دوستانتون رو خبر کنید
۷ نوامبر، فرانکفورت
یک ملت، یک پرچم، یک شاه
برای ایران، برای آزادی و برای آیندهمون کنار هم میایستیم.
ما همه حضور خواهیم داشت.
مبادا شاه تنها بماند.
#جاویدشاه
امید من آنست که پیروزی نهایی نور بر تاریکی، نوید بخش پایان نزدیک سالهای طولانی افول ایران، و بازگشت آن ��ه دوران سازندگی، پیشرفت و سربلندی باشد.
#JavidShah
پستی دلی
امشب سنگینی این سکوت مشترک، از هر شب دیگری بیشتر است...
شبهایی هست که دیوارهای خانه هم برای حجم دلتنگیهایمان کوچک میشوند؛ دلتنگی برای فرداهایی که حقمان بود و هنوز نیامدهاند، و دلتنگی برای قامتهای بلندی که دیگر در میان ما نیستند. امشب بیش از هر زمان دیگری، دلتنگ جاویدنامان دیماه هستیم
همان ستارههایی که در تاریکترین شبهای این خاک درخشیدند و جان دادند تا راه را گم نکنیم. ما نسل دویدن و ن��سیدن نیستیم اما اصالت ما در وفاداری به خون همین پاکنهادان و خسته نشدنهاست.
امشب به یاد نگاه پاکشان و تمام دلهای بیقرار این سرزمین، چراغِ امید و یادشان را در دلمان روشن نگه میداریم.
پاینده ایران
#جاویدشاه
این روزها، حال و هوای ما آدمها عجیب مهآلود است. انگار همگی در ایستگاه قطاری منتظر ایستادهایم؛ چشمانتظارِ خبری بزرگ، روزگاری آرامتر و پایان این شب دستوپاگیر برای رویاهایمان.
خستگی، ماسکی است که این روزها بر صورت بسیاری از ما نشسته است، اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنی، زیر این پوستهی خسته، جریانی از امید به یک فروپاشی و تغییر بنیادین را خواهی دید؛ انتظاری فراگیر برای سقوط ��اختاری که سالهاست بر گردهی این خاک سنگینی میکند.
ما مردمانی هستیم که یاد گرفتهایم در اوج سختیها، دست یکدیگر را رها نکنیم. این روزها اگرچه سفرهها کوچکتر شده و دغدغهها بزرگتر، اما دلها به هم نزدیکتر است.
در تاکسی، در صف نانوایی یا در واگنهای مترو، همه دیگر بیپروا از یک پایان مژده میدهند. گفتگوها دیگر بوی سازش نمیدهد؛ همگی از شمارش معکوس برای سقوط سیستمی میگویند که تمام مشروعیت خود را از دست داده است.
همین «خواست مشترک برای آزادی»، خود به پیوندی پنهان و استوار میان ما تبدیل شده است.
تاریخ به ما آموخته است که هیچ حکومت مستبدی ابدی نیست. هر جامعهای در مسیر رهایی خود، از دالانهای تاریک و نفسگیر عبور میکند.
احوالات این روزهای کشور ما، روزگارِ آمادگی و بیداری نهایی است. روزگاری که در آن جامعه به این یقین رسیده است که برای ساختن فردا، ابتدا باید بنای پوسیدهی امروز را فروریخت و طوفان را به سمتی هدایت کرد که راه را برای طلوعی نو باز کند.
چشمانداز آینده روشن است، چرا که ریشه در اصالت، شجاعت و آگاهی مردمی دارد که در طول تاریخ، بارها نشان داد��اند پیلهی ستم را پاره میکنند و از خاکستر خود برمیخیزند. به قول شاعر بزرگمان، حافظ:
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
#جاویدشاه
با درود و احترام فراوان حضور عمو فری عزیز و دیگر یاران همراه؛
چند روزی است که به ناچار، خود را از این فضای پرهیاهو دور نگاه داشتهام؛ فضایی که متأسفانه دستخوش رفتارهای ناآگاهانه، مواضع غیرمسئولانه و دیدگاههای بهشدت مسموم و بداخلاقانه شده و نقل هر محفلی گشته است.
دریغا که همگان فراموش کردهاند در شرایط حساس کنونی که به آستانه انقلاب باشکوه شیر و خورشید رسیدهایم، ورود به اینگونه حواشی، جز آب به آسیاب دشمن ریختن ثمرهای ندارد.
در حالی که فرزندان پاک این سرزمین، یکی پس از دیگری در آستانه اعدام و قربانی شدن هستند، شگفت و تأسفبار است که عدهای به بدگویی از یکدیگر روی آوردهاند، گروهی مشغول پروندهسازی برای هم هستند و جماعتی نیز تنها در پی کسب شهرت و جذب مخاطب!
تا زمانی که به یک درک و فهم مشترک ملی دست نیابیم، هرگونه مبارزهای چیزی جز اتلاف وقت و فرسودن روح و روان نخواهد بود.
پاینده ایران
#جاويدشاه
سقوط، سهم بالهای خسته نیست
آیین آسمان، گاهی به حجم یک سکوت سنگین سقوط میکند.
آنجا که کوهستان با تمام شکوهش در برابر تندباد ایستادگی میکرد، گامهایی بودند که از بلندای هیچ صخرهای نهراسیدند.
قامتی که به افقهای دور چشم دوخته بود و جز آزادی و دادخواهی، تمنایی در سینه نداشت. اما چرخِ فلک گاه چنان بیرحمانه میچرخد که خطِ میان صعود و سقوط، میان ایستادگی و غربت، در غباری از بیعدالتی گم میشود.
رنج، شناسنامهٔ روحهای بزرگ است؛ آنان که نه از ارتفاع گزند دیدند و نه قلمروِ اصالت خود را به حراج گذاشتند. بگذار پنجرهها بسته بمانند و رازهای مکتوم در دل خاک مدفون؛ تاریخ خوب میداند که کدام ریشه در عمق زمین زنده است و کدام ��ام، در وزش بادهای مسموم، هرگز فراموش نخواهد شد.
یاد پروازهای بلند، همیشه سهم همان آسمانی است که روزی تماشاگر شجاعت بود
#علیسینا_مصطفوی
#جاویدشاه