خب من عاشق این بودم. بخش زیادی از شخصیت کودکیم رو این ساخت.
بابام صدام میکرد بالتازار
چون هی خوره چیز درست کردن و آزمایش و کاردستی بودم.
اسم خودمو رو به ندرت صدا میکرد😁
تو چابکسر یه پسر جوان به رحمت خدا میره، خانوادهش هزینه مراسم رو صرف ساختن یه پارک با وسایل بازی کنار ساحل میکنن، دیشب که شادی و خنده و بازی بچهها تو پارک رو دیدم همهش به این فکر میکردم که شاد کردن بچهها چه انتخاب قشنگی بوده،
روحت پر از آرامش و مرازت غرق در نور سروش خان🌹