تو میتونی مردی رو به خاطر اینکه در یک روزِ مهم بهت گل نداده ترک کنی
و اون میتونه انقد احمق باشه که تا ابد فکر کنه تو بهخاطر «یک گل» ترکش کردی.
(اعتبار این جمله به من تعلق نمیگیره)
من تصمیم گرفتم با مردها دقیقا عین خودشون رفتار کنم: هیچکدومشون رو جدی نمیگیرم، گردن گرفتن و اینها نداریم تا اطلاع ثانوی، هیچی رو شروع نمیکنم و فقط جواب میدم، یه عالمه از دوست صمیمی جنس مخالفم حرف میزنم، وقتی ناراحتن هم میگم تو زیادی حساسیا. خیلی خوش میگذره، دانلود کنید.
تنها کسی که تو اون ویلای مسخره به گریه کسی نمیخنده:)))))))با اینکه همیشه به گریه هاش خندیدن:)))))))و همیشه برای دلداری دادن داوطلبه فقط نگاره:)))))))))))))
به مدت بود همش با خودم میگفتم چرا انقد حس بدی نسبت به خودم و زندگیم دارم
بعدا فهمیدم تاثیر بودن آدم های افسرده تو زندگیمه
من نمیتونم اونارو نجات بدم ولی اونا میتونن منو نابود کنن
یه همکار داشتم، هیچیو به دل نمیگرفت. اصلا بهش برنمیخورد. آروم و ملایم بود همیشه.
اولا فکر میکردم چقد ب��عزت نفسه که فلانی باهاش بد حرف زد عین خیالش نیست. یه مدت گذشت فهمیدم انقد عزت نفسش بالاست و شخ��یتش محکمه حرف مفت هیشکی تکونش نمیده.
واقعا غبطه و لایف گولز.