آدم فکر میکنه از همهی یادآورها عبور کرده
بعد یک روز معمولی، وسط تعویض روغنی، وقتی ازت شماره میخوان، بدون اینکه خودت بفهمی شمارهی کسی رو میگی که دیگه نیست
و همانجا میفهمی بعضی عادتها، خیلی دیرتر از آدمها از زندگیت میرن
رفتم پیجش رو ببینم
از آ��رین سفرمون پست گذاشته بود و توی یکی از عکسها، من هم از دور افتاده بودم
از عکس ناراحت نشدم...
از این ناراحت شدم که هنوز دلم میخواد بدونم موقع پست کردنش حتی یک لحظه یاد من افتاده یا نه...
دلش تنگ نشده برای خودمون...
یعنی نخواست درستش کنیم...
بعضی وقتا یه ویدیو یا متن میبینم و اولین فکرم اینه که باید برات بفرستم
بعد یادم میاد تنها کسی که داستان پشتش رو میفهمید، دیگه نیست و این غمگینم میکنه
تو رختکن بازندهها ریحان جعفری میگفت وقتی زیر آوار زلزله بوده پسر همسایه اومده نجاتش داده «چون به ریحان احساس داشته». یه احساس، نجات داده این دختر رو. من میگم اگه به کسی احساس دارین زیر آوار ولش نکنین. این روزا آدما دارن دفن میشن زیر آوار افسردگی و رنج و درد دنیا
همسر من در تک تک کارهای نی نی همراه و کمک منه.
حالا واکنش آقایون دوست،آشنا :
فلانی شیرش هم میدی؟
مرخصی زایمان هم گرفتی؟
لیترالی کمک کردن در امور فرزند رو تحقیر آمیز میدونن ولی خدا رو شکر همسر به یک سمت مبارکش هم نمیگیره :)))
@mouthfulloftity همین دماغ عملی هم خودش دو دستهست که دستهی دماغ عملی عروسکی و فانتزی واقعا آدم حساب نمیشن باز اونایی که دماغ رو جوری عمل کردن که مشخص نیست یکمی قابل قبولن