«من می گم شده صد بار برگردیم، اما دیگه دختر یک سال و نیمه جا نمونه تو خرمشهر ها…»
چه نجیب زادگانی اسماعیل…چه نجیب زادگانی…😔💔
مگر شاه به فر ایزدی اش شاه نمی شد در شاهنامه؟ که به راستی شما شهید شاهزادگان میهن هستید…
#امیر_موسوی#پهلوانان_نمیمیرند
سوال: آیا اگر دولت ایران بر حق مردم ایران در #تنگههرمز پافشاری کند، دنیا تنگه هرمز را دور میزند؟
پاسخ: خیر.
مطالعات و گزارشهای متعددی درباره این موضوع در چند ما�� گذشته منتشر شده. این یک نمونه در نشریه اماراتی گلف نیوز با عنوان:
"چرا جهان نمیتواند تنگه هرمز را دور بزند - حتی با خطوط لوله و طرحهای ۲۰۰ میلیارد دلاری"
متن گزارش:
همزمان با تصاعد تنشها در خلیج فارس، یک پرسش آشنا دوباره مطرح شده است: اگر رفتوآمد از تنگه هرمز تا این حد خطرناک است، چرا نفت از مسیر دیگری منتقل نمیشود؟ پاسخ این است که مقیاس و حجم خروجی، این کار را بسیار دشوارتر از آنچه به نظر میرسد میکند.
روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت — یعنی تقریباً ۲۰ درصد از عرضه جهانی — از این تنگه عبور میکند و آن را به حیاتیترین گلوگاه انرژی در جهان تبدیل میسازد. همانطور که اداره اطلاعات انرژی آمریکا بیان میکند: «برای برخی از گلوگاهها هیچ جایگزین عملی و کاربردی وجود ندارد.»
این تمرکز جغرافیایی زمانی ملموستر میشود که به صادرکنندگان نگاه کنیم. صادرکنندگان بزرگ خلیج فارس — از جمله عربستان سعودی، عراق، کویت و امارات متحده عربی — برای محمولههای دریایی خود به شدت به این مسیر وابستهاند و این امر هنگام بروز اختلال، انعطافپذیری بسیار کمی برای آنها باقی میگذارد.
یک ابرنفتکش تکبدنه میتواند حدود ۲ میلیون بشکه نفت حمل کند. جایگزینی تنها یکی از این محمولهها نیازمند حدود ۱۰,۰۰۰ کامیون نفتکش جادهای است که هرگونه راهکار زمینی را به یک عملیات لوجستیکی فوقالعاده سنگین و غیرممکن تبدیل میکند.
اگر این نسبت را به حجم ترافیک روزانه تنگه هرمز تعمیم دهیم، ارقام سریعاً از واقعیت فاصله میگیرند — صدها هزار کامیون، مسیرهای طولانی و مصرف فراوان سوخت تنها برای جابهجایی همان میزان نفت.
امارات متحده عربی و عربستان سعودی پیش از این برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز در مسیرهای کنارگذر سرمایهگذاری کردهاند. این خطوط لوله تا حدی انعطافپذیری ایجاد میکنند، اما تنها کسری از حجم کل را پوشش
میدهند.
حتی در حداکثر ظرفیت، این خطوط فاصله زیادی با جایگزینی حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز عبوری از هرمز دارند. آژانس بینالمللی انرژی با تاکید بر اینکه چرا بیشتر جریان انرژی همچنان به مسیرهای دریایی وابسته است، خاطرنشان میکند: «ظرفیت موجود در مسیرهای صادراتی جایگزین بسیار محدود است.»
خطوط لوله با محدودیتهای عملیاتی نیز مواجه هستند. نفت خام نیازمند پمپاژ مداوم در مسافتهای طولانی است که توسط چندین ایستگاه پشتیبانی میشود؛ ایستگاههایی که در صورت بروز اختلال یا حمله میتوانند به نقاط آسیبپذیر تبدیل شوند.
ایده دور زدن تنگه هرمز با یک مسیر دریایی جدید موضوع تازهای نیست. یک مطالعه تحت حمایت عربستان سعودی احداث یک کانال ۹۵۰ کیلومتری را پیشنهاد کرد که خلیج فارس را به دریای عرب متصل میکرد و مسافتهای کشتیرانی را به نصف کاهش میداد.
در این پروژه، احداث کانالی به عرض ۱۵۰ متر و عمق ۲۵ متر پیشبینی شده بود که به تولیدکنندگان خلیج فارس — از جمله امارات و قطر — اجازه میداد بدون عبور از تنگه هرمز نفت خود را صادر کنند.
این طرح همچنین بر جاهطلبیهای اقتصادی گستردهتر، از جمله توسعه مناطق ساحلی و زونهای صنعتی جدید در طول مسیر تاکید داشت. اما موانع مهندسی بزرگی مانند ارتفاعات تا ۷۰۰ متر بالاتر از سطح دریا مشخص کرد که این ساختوساز بسیار پیچیدهتر از آن است که در ابتدا تصور میشد.
این محدودیتها تا حد زیادی بدون تغییر باقی ماندهاند. ساخت کانال در مناطق کوهستانی نیازمند سالها حفاری و سرمایهگذاری عظیم است. حتی در صورت تکمیل، نتیجه یک گذرگاه باریک دیگر خواهد بود — گذرگاهی که میتواند توسط یک شناور به گل نشسته مسدود شود یا در طول منازعات هدف قرار گیرد.
این منطقه پیش از این نیز با خطرات مشابهی روبرو شده است. در طول «جنگ نفتکشها» در ��هه ۱۹۸۰، نیروی دریایی آمریکا محمولههای نفتی را در خلیج فارس اسکورت میکرد. با این وجود، شناورها هدف موشکها و مینها قرار گرفتند؛ از جمله حادثههایی که برای ناوهای جنگی آمریکا و نفتکشهای تحت اسکورت رخ داد.
تحلیلگران خاطرنشان میکنند که تهدیدات مدرن — از جمله پهپادها و تسلیحات هدایتشونده دقیق — دامنه خطرات پیشروی کشتیها و زیرساختهای ثابت را گسترش دادهاند.
واقعیت این است که هیچ جایگزین واقعی برای تنگه هرمز وجود ندارد:
https://t.co/2iNY2x6vkq
لطفا این عکس از جلسه امروز ترامپ، ونس و نتانیاهو را فراموش نکنید.
یکی از توهمات مشهور در کشور ایجاد اختلاف بین ترامپ و نتانیاهو است. قبل از جنگ ۱۲ روزه حضراتی میفرمودند نتانیاهو سالها است در پی جنگ با ایران است ولی ترامپ به او اجازه این کار را نخواهد داد.
اخیرا هم حضراتی تئاتر پلیس خوب، پلیس بد ونس و روبیو را جدی گرفتند.
لطفا با ونس دیگر ملاقات نکنید. او قاتل امام شهید است.
طرف رفته ماشین خانواده رو یه قیمت خوب، اما به چک فروخته و چک برگشت خورده.
حالا اومده خونه رو داره میفروشه به همون یارو، دوباره چکی، و این بار هم با قیمت خیلی خوب!
هی هم میگه خیلی خوب فروختم!
بابااا چرا گوش نمیکنی؟! مشکل این نی��ت که چند فروختی، مشکل اینه که طرف میزنه زیرش!
اگر مانع فتواست ، رهبری استفاده از سلاح رو حرام دانستند ، مانعی برای ساختش نگذاشتند.
بسازید ، استفاده نکنید ، همانطوری که از میر شایمر تا راب مالی میگن چرا نمیسازید .
این ویدیو رو چند بار ببینید چون خیلی خاصه،
امیدوارم بی انصافها به خودشون بیان، شهادت میدهم حاج مهدی خار چشم اسرائیل و حقیقتا شهید زنده است، به ایشون ظلم شد.
سرت سلامت میدونم قلبتو شکستند
سه بار با مذاکره، کشور را وارد جنگ کردهاید(جنگ 12روزه،جنگ رمضان و جنگ فعلی) و مردم، دانشمندان، فرماندهان نظامی و رهبر جهان اسلام به شهادت رسیدند، بنظر شما رژیم در چه کسی و چه روندی نفوذ کرده؟
راستی، آیا دهها میلیون مردم مبعوث، باغیرت، وفادار و باشرف هم تحت نفوذ اسرائیل هستند؟
مجلس سنای آمریکا دست ترامپ را برای حمله نظامی به ایران باز گذاشت (لذا اختلاف چندانی بین سیاستمداران آمریکا در دشمنی با ملت ایران وجود ندارد)
در عین حال، هنوز برخی در کشور ما به فکر مذاکره با آمریکا هستند!
به وعدهی خدای قادر متعال اعتماد کنیم که قدرتش از آمریکا بیشتر است.
این بخش از بیانیه دیروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اهمیت ویژه داشت:
🔹️آمریکای شکست خورده در میدان جنگ، باز هم در صدد است با خدعه و نیرنگ، فرصت مجددی برای تنفس و تجدید قوا برای حمله ایجاد کنند و در بیانات روزهای اخیر مرتبا�� از برگشت به مذاکره حرف میزند.
🔹️دشمن باید تاوان عهدشکنی خود را بپردازد و این بار اجازه نخواهیم داد آمریکا با آتش بسهای فریبنده، ذخایر نفت و مهمات خود را جایگزین و پس از آن مجدداً حملات را از سرگیرد.
ایران وضعیت بهتری پیدا میکند اگر همه مقامات کشور به این نتیجه برسند که: مذاکره در نگاه آمریکا فرصت مجددی برای تنفس و تجدید قوا و جایگزین کردن ذخایر نفت و مهمات برای حمله بعدی است.
با این نگاه، دیگر کسی تفاهمنامه اسلامآباد را "سند افتخار" نمیداند و مردم را تشویق به لذت بردن از آن نمیکند.
واقعاً سنگ تمام گذاشتید! اول بازاریابیِ دوبارهی یکی از شکستخوردهترین روایتهای چند دههی اخیر؛ «دموکراسی با بمب و موشک»
حالا هم مأموریت سختترِ توجیه حمله به زیرساختهای یک کشور و قانع کردن افکار عمومی به پذیرش آن.
رویافروشانِ جسدمعاشی به نام #ایران_اینترنشنال
میهن پرستی با باج دادن به تریبون دار ها به دست نمیاد!
مثال: شریفی زارچی که مدال تقدیم حاکم می کرد و موندنش باج داشت، خارج ایران با بی چشم و رویی بی وطن شد!
فرناز معیریان که در ۸۸ منتقد صف اول حاکمیت بود، میزان شناخت درست میهن پرستی شد «ایرانی با پرچم اسرائیل…»
#میهن_پرستاری
از مسئولان کشور تقاضا میشود به خاطر آرامش در کشور هم که شده، حرفی از مذاکره نزنند.
در یکسال اخیر، هر بار که مذاکراتی انجام شد، در میانهی آن ،جنگ سختتری بر کشور تحمیل شد.
گزینه سوم
چون دست برتر را داریم پس مذاکره کنیم؟
تا رییسجمهور آمریکا امضای بیارزش و بیاعتبارش را زیر تفاهمنامهای بگذارد و بعد هروقت خو��ست دوباره حمله کند؟
این چه نوع سیاست خارجی است؟
ان شاءالله این بخش از مصاحبه ترجمه نشود. چون آنچه مد نظر دستگاه دیپلماسی و شخص جناب وزیر خارجه است، یعنی رسیدن به بازدارندگی از این طریق غیر قابل حصول است.
آمریکای جنایتکار با دیدن این ویدئو به این نتیجه میرسد که هروقت خواست میتواند به ایران حمله کند و هروقت خواست میتواند طرف ایرانی را به پای میز مذاکره بیاورد و هروقت خواست میتواند میز مذاکره و مردم ایران را دوباره بمباران کند.
با ایجاد دوگانه یا تسلیم و اشغال آمریکا یا مذاکره، این نتیجه حاصل شده که چون نمیتوانیم آمریکا را اشغال یا از طریق "شکست ��طعی نظامی" وادار به تسلیم کنیم پس باید مذاکره کنیم.
واقعیت این است که در کنار دو گزینه بالا گزینه سومی هم هست.
گزینه سوم گزینه تغییر سیاست آمریکا است. یعنی آمریکا به این نتیجه برسد که سیاست حمله به ایران سیاست اشتباه و پرهزینهای بوده است.
تغییر سیاست به معنای وادارسازی طرف مقابل به تسلیم از طریق شکست قطعی نظامی نیست. همانطور که ایران تسليم در مقابل آمریکا را نپذیرفته ولی تغییر در بخشهایی از سیاست هستهای خود را پذیرفته است.
تجربه چند دهه گذشته و به خصوص دو سال گذشته نشان داده که مذاکره تغییر سیاست آمریکا را حاصل نمیکند.
برای تغییر سیاست آمریکا افزایش قیمت نفت و افزایش فشار اقتصادی بر آمریکا و افزایش تعداد کشتههای آمریکایی کارآمد است.
و البته مذاکرات و تفاهمنامه حاصل از آن برای چند ماه این دو مشکل را برای آمریکا حل کرده است.
به این ترتیب نیاز نیست آمریکا از طریق شکست قطعی نظامی تسلیم شود؛ افزایش هزینه برای آمریکا منجر به تغییر سیاست خواهد شد. شبیه دولتهای قبل از ترامپ و دور اول خود او.
��رآورد دولتهای پیشین آمریکا این بود که هزینه حمله به ایران بالاست. دولت فعلی آمریکا به این نتیجه رسید که هزینه حمله به ایران قابل تحمل است. تا زمانی که این برآورد تغییر نکند حملات چند ماه یکبار به ایران ادامه پیدا خواهد کرد.
حالا چکار کنیم؟
حمله به ایران دو هدف اصلی داشت.
۱- تصاحب منابع نفتی ایران. یعنی ثروتاندونزی برای آمریکا.
۲- ایجاد سلطه اسرائیلی-آمریکایی در منطقه.
تنها راه برونرفت از شرایط فعلی به یقی�� رسیدن آمریکا به این واقعیت است که فعلا هیچکدام از این دو هدف در دسترس نیست.
چطور؟
۱- لطفا لیستی از تأسیسات آبشیرینکن و تأسیسات نفتی هدف ایران در منطقه منتشر کنید. در صورت حمله مجدد به ایران، این تأسیسات باید به گونهای تخریب شوند که بازسازی آنها حداقل دو سال زمان ببرد. حمله به ایران نباید عادیسازی شود.
۲- یعنی آمریکا باید متوجه شود که نه تنها ثروتی از منابع نفتی ایران به دست نخواهد آورد بلکه با قیمت بالای نفت برای حداقل دو سال روبرو خواهد بود.
۳- روش صحیح دور کردن سایه جنگ از کشور بازدارندگی نظامی است
تخریب محدود بازدارندگی لازم را ایجاد نمیکند. ترا��پ به تخریب محدود این تأسیسات به عنوان پروژه بازسازی برای شرکتهای آمریکایی نگاه میکند. اما تخریب گسترده، قیمتهای جهانی نفت و گاز را برای حداقل دو سال بالا نگه میدارد و بازدارندگی لازم را ایجاد میکند. مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید در اولویت اهداف ایران باشد.
اگر آمریکاییها بدانند ایران واقعا به این سبک پاسخ خواهد داد به ایران حمله نخواهند کرد.
۴- تجربه نشان داده امتیاز و مذاکره سایه جنگ را دور نمیکند. چون به گفته امام شهید "آمریکا میخواهد ایران را ببلعد." یعنی امتیاز، هرچقدر هم که بزرگ باشد، برای او کافی نیست. در چهار ماه گذشته هیچ شواهدی در عدم صحت این تحلیل امام شهید نداریم.
۵- علی الاصول اولویت اول کشور باید شکستن چرخه: حمله، آتش¬بس، مذاکره، حمله باشد. متأسفانه در میانه راه، مسیر به سمت دریافت سویای تراریخته آمریکایی منحرف شد.
۶- لطفا تنگه هرمز را حداقل برای دو ماه واقعا ببندید. آمریکا هنوز هزینه اقتصادی لازم برای حمله به ایران را پرداخت نکرده. قابل تحمل بودن هزینه حمله به ایران یعنی حمله مجدد گسترده. در ۴۶ سال اول انقلاب اسلامی به ایران حمله نظامی نمیشد چون برآورد آمریکا این بود که هزینه حمله به ایران بالا است. باید محاسبات آمریکا به همان حالت برگردد.
مقامات کشور گفتهاند در ماههای گذشته تمام نفتهای روی آب کشور و بیش از آن با قیمت بالا فروخته و پولها دریافت شده است. کشور برای تأمین هزینهها برای دو ماه آینده پول دارد.
۷- لطفا بعد از بازگشایی محدود تنگه هرمز دریافت عوارض را فراموش نکنید...