ستاره ستیزد و، شب گریزد و، صبح روشن آید
زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و، سوی میهن آید
گرفته تمام شب، شاخهای به لب، سرخ وگردهافشان
پرد گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را
که لبخند آزادی، خوشهٔ شادی، با سحر بروید🕊
14
5
6
برای اولین بار، این بار اوج اهنگ رو هم مردم خوندن...
تو اجرای این آهنگ ب وضوح دیده میشد ک داریوش با هم خونی مردم بغض کرده بود و چندبار با تعجب و لذت به گروهش نگاه کرد
و در اخر هم به احترام مردم وایساد و دست زد
این خاص ترین اجرا و همخونیه یک اهنگ در تمام تاریخ ایرانه ��نظر من...
نمیدونم چرا این آدمای دورم هر از چند گاهی نیاز به دم چینی دارن یا واقعا پررو انو ظرفیتشون کمه یام من باهاشون اشتباه تا میکنم ک این شکلی میشن ولی مورد اوله فک ��نم