جدا از سیستم معیوب آموزش پزشکی و رابطه رزیدنت و اینترن، چندتا رزیدنت بودن که یکیدو تا از بیمارایی رو که با اینترنشون میبینند کارکنن،
اون قضیهauthority بخاطر سالبالا بودن نیست، توانمندی علمی و عملی فرد و به قول معروف نمک گیر کردن سال پایینی هست که
احترام میخره
بازار کار خوبی میشد برا وکلا اگه قانون درست حسابی داشتیم
اگه همین رشته ها خالی میموند مثل اطفال دانشگاه ما اون یدونه رزیدنت رو روی سرشون میذاشتن و حلوا حلوا میکردن
از ارتوپدی تو استا��ری متنفر شدم
بخاطر سال چهاریی که واسه اذیت کردن سال یک هر روز استاژر بدبخت رو تهدید به تجدید بخش و.. میکردن
و سال یکی که وقتی سال چهار شد باعث خودکشی رزیدنت سال دو شد
با احترام به همه ارتوپد های انسان؛این رشته برای من یاداور مشکلات روانی ادم های حاضر توش هست!
متاسفانه توی سیستم آموزش پزشکی هیچ قانونی در مورد حق رزیدنتا و نحوه درست برخورد با این دسته از آدما تعریف نشده
نه اینکه نتونن، نخواستن تعریف کنن چون اونجوری کی برده پرورش بده
سوالی که برام مطرحه اینه که چرا رزیدنتای سال پایین یبار جلوی سال بالای بیشعورش وای نمیسه؟
چه چیزی وجود داره که باعث میشه این شکل از حقارت رو تحمل کنیم و بعد تبدیل به همون آدما بشیم؟
تمام کسایی که در حیطه علوم پزشکی این توییتو زدن دندونپزشکن.
امیدوارم اینو مغرضانه برداشت نکنید؛ واقعیت اینه که دندونپزشکی چرک، پر از چالش و استرسه.
و پول میتونه اینا رو جبران کنه.
اگر هر اندو رو میخواستن یه تومن انجام بدن در طولانی مدت خسته و فرسوده میشدن و از کارشون لذت نمیبردن
من دقیقا نمیدونم این روایت چقدر قبل از دستور پر شدن خندق ها بوده ولی موقعی که رضاشاه دستور پر کردنشو داده انگاری1306-09 بوده، آقای نیلز بور و آقای پلانک نوبل هاشونو توی فیزیک گرفته بودن و یه بیست سی سالی از اولین جایزه نوبل میگذشته
این دقیقا همون فاصله ایران با جهان غربه
از دزدان و آدملختکنهای ساکن خندق(های تهران قدیم)، دستهایی هم جماعت «کفندزدها» بودند که روزها در قبرستانها گردش کرده قبور مردههای تازه را نشان میگذارده و شبها کفنهایشان را میبردند و بسا خلافهای غیرانسانی دیگر که از آنان با بدن نوجوانان و زنان و دختران به ۷/۱