هر وقت مراسم اسکاره یا مثلا المپیک و جام جهانی و غیره تو دنیا برگزار میشه حسم بیشتر از همیشه اینجوریه که عباس معروفی میگفت:
تمام مردم جهان ��ندگی میکردند و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم.
-زندگیم تموم شد
+ کی گفته؟
- دیگه آخه مادرم مُرده. با یه تیر، یه گلوله، کل زندگیم پاشید به هم. سه نفر بودیم، یکی کم شد. یکی کم شد، دیگه کلا زندگی ندارم
بمیرم برات بچه. بمیرم که تو ۱۰ سالگی داری توی کابوس این غم بزرگ زندگی میکنی. بمیرم که دنیا اینقدر بیرحم بود واست