در واقع با سریعتر شدن توسعه، یکی از خطرات اینه که صرفاً چون “میتونیم”، هر فیچری رو بسازیم. به نظرم مسئله دیگه سرعت خروجی نیست، کیفیت ورودی مهمتر شده.
تیمهای کوچکتر -> تمرکز عمیقتر روی مسئله -> تعریف دقیقتر مسئله -> خروجی اثرگذارتر
به نظرم با پیشرفت AI، دیگه مطلقا توجیهی وجود نداره که برنامه نویس (به عنوان یکی از گرانترین م��ابع سازمان) فقط در فاز توسعه درگیر باشه. حضور او در فاز Discovery و Shaping نیازمندی به یک “باید” تبدیل شده !
به نظرم با پیشرفت AI، دیگه مطلقا توجیهی وجود نداره که برنامه نویس (به عنوان یکی از گرانترین منابع سازمان) فقط در فاز توسعه درگیر باشه. حضور او در فاز Discovery و Shaping نیازمندی به یک “باید” تبدیل شده !
بنظرم فقط تغییر یک سوال ساده “این کار چقدر طول میکشه؟” به “چقدر حاضریم / ارزش داره روی این کار وقت بذاریم؟” باعث میشه تغییرات اساسی در سطح جذب و استخدام، ارزیابی عملکرد، تعریف شغلی و … در سازمان اتفاق بیوفته !
تجربه شخصی: بیشتر اختلافنظرهای جدی در سازمانها ناشی از “تعریف نکردن دقیق شرح شغلی نقشها” و “تقلید و اجرای کورکورانه از روش های کاری شناخته شده در دنیاست”.
دارم تمرین میکنم با ذهن باز با آدمهای مختلف و دیدگاه های مختلف حرف بزنم، گارد نداشته باشم و از شنیدهها نتیجه نگیرم. هرچه انعطاف بیشتر، درهای گفتوگو بازتر !
@JasminCommerce قطعا همینطوره
ولی آیا روش ارزیابی این توانایی ها، پرسیدن سوالات کاملا نامرتبط هست ؟ قندون گزینه بهتری برای ارزیابی مهارت “برخورد با مساله ناکامل” هست تا یک سناریو مرتبط نرم افزاری ؟