«این پیام شامل حقایقیست که شاید برای همه مناسب نباشد.
از درون میهن، برای عدهای از عزیزانی که ما را به عدم آگاهی و نداشتن سواد سیاسی متهم میکنند، میخواهیم تصویری واقعی از ایران ارائه دهیم.
شبی که سرخی شلیک تیربار از آسمان، میانمان کشیده شد و انسانها شبیه به فیلمی تخیلی نه واقعگرا بر زمین میریختند و خونشان بر سر و صورت ما میپاشید، معنای خشونت برای همیشه این دیار عوض شد.
در حالی که پاهایمان روی خون و جسد لیز میخورد، پیکر عزیزانمان را که لحظاتی قبل، در کنارمان نفس میکشیدند، در کسری از ثانیه، میان کوهی از اجساد گم کردیم.
به کهریزک رسیدیم.
مغزهای بیرون ریخته، سرهای بریده، دست و پاهای قطع شده، شکمهای پاره پاره و چشمان بیجانی که در آخرین نگاه، یخ زده بودند.
و پس از آن گورستان بود.
ما در این چند ماه آنقدر که گودالهای تاریک و عمیق قبرها را دیدیم، زندگی ندیدیم.
از قتل با گلوله، تا اعدام و امروز خودکشیها و دق مرگ شدنهای تمام نشدنی.
از دیماه، نبرد با نظام برای ما از یک رویارویی سیاسی، به جنگ میان مرگ و زندگی بدل شد.
اگر از بمبهایی که سران جمهوری اسلامی را میکشت شاد بودیم به این خاطر نبود که ما خاکمان را دوست نداریم. که اگر اینگونه بود سالها پیش به میهنمان پشت میکردیم و هرگز باز نمیگشتیم.
شادی ما از جنگ به این خاطر بود که برای اولین بار در این چهل و چندسال، قاتلانمان، همراه با ما تکه تکه و خانه خراب میشدند.
صحبت از سیاست و دموکراسی، در فاصلهای دور از این غمکدهی غرق در مرگ، پشت میزهای آراسته و در امنیت کامل، آسان است.
ما از شما نمیخواهیم کفشهای نبرد ما که خون هموطنانمان بر آن خشکیده را به پا کنید و به جای ما قدم بردارید، چون توان این کار را ندارید.
فقط و فقط، نمک بر زخممان نپاشید.
شما نمیتوانید به ما وصلهی وطن فروشی بزنید چرا که تنهای ما آنقدر خونآلود است که هیچ برچسبی بر آن نمیچسبد.
ما چه با دستان خالی در خیابان، چه زیر بمبهایی که در نتیجه گردنکشیهای بیامان نظام، خاک کشورمان را به توبره میکشد این نبرد را ادامه میدهیم تا پیروزی.
پاینده ایران»
۹ ماه از قتلعام دیماه گذشت.
۹ ماه است روایت این کشتار را میگویم، اما هنوز هر روز با روایتی هولناکتر روبهرو میشوم؛ جنایتی که حتی شنیدنش باورکردنی نیست.
۹ ماه گذشته، اما هنوز به عمق این فاجعه نرسیدهایم، چه برسد به فراموشکردنش.
#IranMassacre
جانباخته راه آزادی اسماعیل دزوار ۳۹ ساله، در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ به اتهام شعار دادن بر بام خانهاش در ۱۷ مهر ۱۴۰۱ بازداشت میشود و ساعاتی پس از بازداشت در اثر ضرب و شتم نیروهای سرکوبگر دیکتاتور اسلامی، در بازداشتگاه نهاد امنیتی سقز به قتل میرسد.
با مرگ #اسماعیل_دزوار در بازداشتگاه نیروهای امنیتی، پیکر او را به مقابل خانهاش آورده و رها میکنند. بعدها جمهوری اسلامی مدعی شد که او بر اثر بیماری فوت کرده، در حالی که خانواده و دوستان اسماعیل تصاویر شستشوی پیکر او را که آثار ضربات باتوم بر آن نمایان بود، منتشر کردند.
#علیه_فراموشی
نماینده افغانستان با تکبیر و شعار زنده باد امارت اسلامی وارد چابهار شد !
این فرومایگان از خیلی وقت پیش چابهار رو به افغانستان واگذار کردن؛
کافیه این ویدیو از استقبال فضل محمد حقانی رو نگاه کنید که مربوط به پارساله .
#اخراج_افغانی_مطالبه_ملی
آخرین بارکه بغلت کردم بوست کردم انقدر تنت سرد بود که تمام قلبم از سرما لرزید دیگه جونی تو تنت نبود که اینجوری برام شکلک دربیاری سیاوش😭منم دیگه نخندیدم،همونجا مردم💔
تا امروز که ۹ ماه داره میگذره هیچی عوض نشده برامن،داغت مثل همون لحظه اول تو دلم تازه است و تازه میمونه
#سیاوش_فرخی
ویدئویی دردناک از مراسم زادروز جاویدنام #حامد_مغانی جوان میهنپرست بیستونه ساله، ورزشکار، صاحب یک آرایشگاه و ساکن شهرک #اندیشه که نوزدهم دیماه، با شلیک مستقیم مجروح و به بیمارستان منتقل شد. تروریستهای جمهوری اسلامی این قهرمان را از بیمارستان ربودند و به قتل رساندند.
«ایران آزاد میتواند به شریکی اقتصادی و راهبردی برای کشورهای غربی تبدیل شود.»
دعوت اپوزیسیون استرالیا از شاهزاده رضا پهلوی و دیدار رهبر اپوزیسیون کانادا با ایشان، چه تغییری در نگاه غرب به آینده ایران نشان میدهد؟ چرا آزادی ایران با امنیت و منافع ملی این کشورها همسو است؟
سعید قاسمینژاد، مدیر پروژه شکوفایی ایران، و رضا عرب، مشاور این پروژه و عضو کمیته مرکزی حزب «ایران نوین»، در مقالهای در «بیستون»، اهمیت راهبردی همکاری با شاهزاده رضا پهلوی، فرصتهای اقتصادی ایران آزاد و ضرورت آمادگی برای دوران پس از جمهوری اسلامی را بررسی میکنند.
متن کامل مقاله را در بخش «بیستون» وبسایت «ایران را پس میگیریم» بخوانید.
https://t.co/JZTyVv72UK
اگه به سرنوشت صدام گرفتار بشید، ادمهای خوش شانسی هستيد!
اینی که میبینید داره رخت میشوره ارتش اول منطقه و چهارم جهان رو داشت و بعد از اینکه ارتش عراق تو کویت از ائتلاف شکست خورد و تلفات سنگینی داد صدام به طرفدارانش میگفت با کل دنیا جنگیدیم چون ما سقوط نکردیم و هنوز حکومت میکنیم قدرت اول جهانیم و در جنگ دوم کمتر از دو هفته ارتش صدام تارو مار شد و حکومتش سقوط کرد و خودش هم اعدام شد.
سرنوشت شماها شومتر از انست که بتوانید تصور کنيد...
#گاردجاویدان_ایران
#انتقام_جاویدنامان_رامیگیریم
خاک بلوچستان را میفروشید به طالبان که برای بچههایشان کاخ بسازند اما بچههای همین خاک هنوز خواب یک جفت کفش را میبینند
اینجا زندگی روزمره همین است روی زمینی ثروتمنت نشستیم با مردمانی فقیر آباد کردن بلد نیستین گورتان را گم کنید
زمین ما مال ماست. نه کالای معامله با طالبان
#ایران_بلوچستان_چابهار
#اخراج_افغانی_مطالبه_ملی
نادیا عارفانی، ۲۳ ساله اهل کرج، با خانوادهاش یک مغازه لوازم غذایی را اداره میکرد. وی به همراه دوستانش گروه کوچکی برای شعارنویسی و پخش اعلامیههای فراخوان راهپیمایی راهاندازی کرده بود و از اولین روز اعتراض به قتل حکومتی #مهسا_امینی در کرج در اغلب اعتراضات حضور داشت.
شانزدهم مهرماه در فردیس #کرج در جریان خیزش ملی با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از ناحیه کلیه و شکم مجروح شد و هفدهم آبانماه بر اثر شدت جراحات جانش را از دست داد.
مانند موارد بسیار دیگر، نیروهای امنیتی ابتدا وجود و قتل او را منکر شدند و اخبار کشتهشدنش را کشتهسازی و دروغ خواندند. پیکر #نادیا_عارفانی بیش از دو هفته در سردخانه ماند و از تحویل آن به خانواده امتناع کردند. در روز خاکسپاری در دارالسلام اسلامشهر، مراسم به اعتراض دیگری توسط دوستان و معترضان بدل شد و تکذیب قتل وی رسوا گردید.
#علیه_فراموشی
جمهوری اسلامی با واژهٔ «سرزمین متعلق به افغانستان» در چابهار حرف میزند و بعد که مردم واکنش نشان میدهند، مثل همیشه عقب مینشیند و میگوید «فقط سرمایهگذاری بوده». ۱۱۰ هکتار از مهمترین بندر کشور را برای طالبان کنار میگذارند، در حالی که هیرمند را خشک کردهاند، بلوچستان را به حال خودش رها کردهاند و اقتصاد خودشان را نابود کردهاند. اگر فقط اجاره و سرمایهگذاری بوده، چرا اول از «دادن سرزمین» گفتید؟ شفافیت، جزئیات حقوقی و سهم مردم محلی کجاست؟ این رژیم سالهاست ثابت کرده اولویتش معامله با همسایهها و حفظ خودش است، نه خاک و معیشت مردم ایران. بیکفایتی و پنهانکاریشان دیگر حتی نیازی به تحریف رسانهای ندارد؛ خودشان با حرفهایشان رسوا میشوند.
هانیه مهدیان بروجردی
دوران مدرسه مسئول بسیج دبیرستان بود، بعد معلم دانشگاه آزاد شد.
با مادرش که رئیس هیئت تیراندازی با کمان بهارستانه، و پدرش که کارخانه میوه خشک و لواشک داره، عزیزان مارو در خوراسگان و بهارستان پرپر کردن.
هانیه با پیمان نجفی که عضو سپاهه، رابطه داشته وداره.