نفرین به همهتون
دو روز خوش حال بودم به معنای واقعی خوشحال. تا ۶ صبح بیدار بودم، خبر آخرو که مذاکره نتیجه نداد، دیدم و با اضطراب خوابیدم. با حالت تهوع بیدار شدم و از صبح هر صدایی رو صدای موشک میشنوم.
چه طفلکیهایی هستیم ما....
#نه_به_جنگ
دلم برای ه��ین زندگی روزمره پر از استرس آینده و سروکله زدن با یک دیوانه تنگ شده بود.
و واقعا سرو کله زدن با یک دیوانه بهتر از تماشای دعوای دو دیوانهست.
اگر اینترنت یاری میکرد و میتونستم درست سرچ کنم یه تقویم جنگ آماده میکردم؛ همزمان که بمب به داخل ایران میخورد و مردم کشته میشدن، ایرانیهای خارج از کشور (مخصوصا طرفدارای پهلوی) در چه وضعیتی بودن؟ فقط هم با کنار هم گذاشتن عکسها این کارو میکردم
زندگی ما همین قدر بیثبات شده که در جمعی نشستهام که آتشبس موقت را به خوش حالی بگذرانم و همزمان رفیقم میگوید اندکی امیدوار شدم و حالا ترس دوباره گرفته که نکند آتشبس شکننده باشد، ترس او تنها نیست، منم میترسم، خوشیهای ما بیجان شده
چقدر اسراییل باید نابود کنه که بفهمن شر مطلقه؟ بیروت با خاک داره یکسان میشه، مردم عادی دارن میمیرن، عصبانیت اسراییل از آتشبس، بمب و موشک شده بر سر مردم لبنان.
اونوقت بیاید بگید به ما ربطی نداره
#نه_به_جنگ
حالا که بعد یک ماه تونستم وصل بشم بگم بهتون که جنگ و هواپیماهای نقطهزن که قرار بود با مردم عادی کار نداشته باشند پسر دایی ۲۱ سالهم رو از ما گرفتند عرشیا نسخهپیچ یه داروخانه تو خیابون سهروردی تهران بودکه تو بمباران ۲۰ اسفند همراه همکار ۲۰ساله و دکتر داروخانه حین کار کشته شدند
همین قدر زندگیهامون ناامن و وحشتناک شده و معلوم نیست چی الویته که من تعداد خوابهایی که برای بیکار شدن میبینم، بیشتر از خوابهاییه که توش بمب و مو��ک هست.
#نه_به_جنگ
این جنگ همه جنبشهای اجتماعی و سیاسی، مبارزه و مقاومت مردمی و تلاش برای تغییر رفتار دولت را از بین برد؛ و از همه مهمتر خیابانها دوباره بهدست حکومتیها افتاد و همه فضاهای شهری به نفع بازنمایی قدرت حاکمیت اشغال شد، و حالا حدادیانها وسط شهر برای هر صدای متفاوتی خطونشان میکشند.
تنها یکی از دلایلی، که چرا جنگ فاجعه است؟
اینترنت قطع
و جریان اطلاعات محدود میشود.
توجه جمعی فقط بر درگیری متمرکز میماند.
در این شرایط، صداهایی مثل «نه به اعدام» شنیده نمیشوند.
و دستگاه سرکوب بدون هیچ هزینهای کار خود را ادامه میدهد.
#نه_به_اعدام#نه_به_جنگ
جان انسان ایرانی ارزان شد و باورنکردنیترین چیزی که دیدیم این بود که جان انسان دی ماه از جان انسان این جنگ با ار��شتر بود.
آخ از زندگی ما که گیرافتاده میان دشمن خارجی و داخلی هستیم.
جان انسان ایرانی ارزان شد و یکی از زشتترین اپیزودهاش هم دیدن آدمایی بود که تو این چندوقت چرتکه دست گرفتن و افتادن به حسابکتاب که نمیدونم جنگ فلانتا میکشه، اعتراض بهمانتا و این بهسوده و اون بهضرر. انگار که تو مغازه نشستن و دارن نخودلوبیا معامله میکنن.