هر ب��ر سوار مترو میشم مشت سنگینی از زندگی به صورتم میخوره. مترو پر از آدم های خسته و داغونه که برای یه هدفی( درآمد یا چیزای دیگه) خودشونو به در و دیوار زدن، برای عقب نموندن، برای شکست نخوردن مسیری رو طی کردن و خسته و کوفته تو مترو وقت دارن ناراحت باشن.
دور از چشم اطرافیانشون
موضوع فقط به سیمکارت های رنگی تمام نمیشود، بحث بر سر نان و آب و گوشت سفید است که این افراد مانند اینترنت آزادشان، خبرش را نمیدهند و از چشمان ما مردم "خیلی عادی" پنهان است.
شکی در این نیست که اگر آپدیت شبکه اجتماعی ایکس نبود، حالا حالا ها بوی این شرایط در نمی آمد
فارغ از خشم، بسیار ناراحت و اندوهگینم
ناراحتم از به اصطلاح هموطنانی که مدت طولانی صدایشان راجب #سیمکارت_سفید در نیامده بود و زمانی که رازشان فاش شد پشت نقاب #خبرنگار قائم شدند.
از کسانی که مدت طولانی به اینترنت آزاد دسترسی داشتند و در پنهان کردن این خبر بسیار موفق بودند.