ثبت و مستندسازی گویشها و گونههای زبانی، بخشی از وظیفهٔ پژوهش زبانشناختی است و به شناخت بهتر تنوع فرهنگی و زبانی یاری میرساند. اما هنگامی که یک فرایند اداری یا سیاسی، گونهای از یک زبان را چنان بازنمایی کند که پیوند تاریخی آن با سنت زبانی مشترکش کمرنگ یا گسسته جلوه کند، دیگر با مسألهای صرفاً زبانشناختی روبهرو نیستیم. در چنین وضعیتی، مرزهای سیاست بر قلمرو زبان سایه میافکنند و آنچه باید در زیستجهان فرهنگ و ارتباط فهمیده شود، تابع منطق نظام اداری و هویتسازی سیاسی میشود.
زبان فارسی، پیش از آنکه در قلمرو دولتها قرار گیرد، به زیستجهان مشترک فارسیزبانان تعلق دارد؛ به جهانی که طی سدهها از رهگذر تجربههای تاریخی، حافظهٔ جمعی، سنتهای فرهنگی و کنشهای ارتباطی شکل گرفته و مرزهای آن هرگز با مرزهای سیاسی منطبق نبوده است. از فرارود و خراسان تا فلات ایران و دیگر سرزمینهای فارسیزبان، این زبان نه به فرمان دولتها، بلکه در گفتوگوی پیوستهٔ گویشوران خود بالیده، دگرگون شده و استمرار یافته است.
از همین رو، هر دستاوردی که در هر گوشهٔ این زیستجهان برای زبان ��ارسی پدید آید، سرمایهای مشترک برای همهٔ فارسیزبانان است. واژهای که در تهران ساخته میشود، کتابی که در کابل نوشته میشود، پژوهشی که در دوشنبه انجام میگیرد یا اثری ادبی که در هرات خلق میشود، اگر به غنای زبان فارسی بیفزاید، به همهٔ این جامعهٔ زبانی تعلق دارد. واژهٔ «گفتمان» که داریوش آشوری بهعنوان معادل «Discourse» پیشنهاد کرد و امروز در سراسر فضای فارسیزبان به کار میرود، تنها یکی از صدها نمونهای است که نشان میدهد زبان از منطق ارتباط و پذیرش همگانی پیروی میکند، نه از منطق مرزهای سیاسی.
ادامه مطلب در وبسایت نیمرخ:
https://t.co/mJ7cLGUd2Z
سالیاد پرپر شدن دختران کاج، آنهایکه آرزوها و تنهای پاره پارهیشان را به خاک بردند. حالا دانشگاهها هم به گورستان آروزهای همنوعانشان بدل شده. است...!
#هشتم_میزان_سالروزی_مرگ_جوانههای_کاج
آه، نگهبانان،
خسته نیستید آیا؟
از جست و جوی نور
در نمکزارِ ما...!
خسته نیستید آیا؟
از جست و جوی آتشِ گل سرخ
در زخم های ما...!
آه، نگهبانان،
خسته نیستید آیا؟!
#محمود_درویش#StopHazaraGenocide
برای پایداری و ادامه دادن، ��رای خندیدن به هشتگ های الکی که در مقابل هشتگ هزاره ها به راه انداخته اند، برای تُف کردن به صورت طالبان...
#StopHazaraGenocide