الان رندم یادم اومد عمه مامانم پسرش مفقود الاثر بود، اسمش مجید بود.
یه سال رفته بودیم خونه اش عید دیدنی، رفتیم تو گفت ااا شمایین فکر کردم مجیده! یعنی ده پانزده سال بعد هنوز منتظر بود. منتظر اکتیو، یعنی نه اینطوری که شاید بیاد، اینجوری که اومد! الان دیگه اومد.
سر فوتشم من