گفتن دربارهی دیدن، خواندن و شنیدن.
گفتوگوهایی صمیمانه دربارهی زندگی بامحوریت فیلم، سریال و کتاب بهمیزبانی امین محمدی
هر پنجشنبه با اثر پروانهای 🦋
محمود حقیقی قشنگ مصداق اون جوکه است که به یکی گفتن اهل کجایی؟ گفت هنوز زن نگرفتم😅
مردی کاخ لندن و بالاشهر تهران رو ول کرده رفته تو یه شهر خیلی خیلی کوچیک زندگی میکنه😁
از این مدل محمود حقیقی خوشم میاد
یه آدم معمولی در ظاهر که مشغول روغن زیتونی گیری در دشت های گلستانه
ولی وقتی از سینما میگه
از موسیقی و هنر میگه
از جامعه و اقتصاد میگه
از کار خودش و تخصصش میگه
از تجربه ش از زندگی میگه
متوجه میشی یارو یه دنیای دیگه ست
میخونه و میفهمه و میبینه
تجربهای که #محمود_حقیقی از انگلیس و بریتانیا داشته رو من هم عینا لمس کردم.
بعنوان آدمی که چین/تایوان درس خونده و بعد به غرب مهاجرت کرده و بارها-هفته ها تو #لندن و شهرهای اطراف ش چرخیده به جرئت میگم، انگلیسی ها، علی الخصوص لندنی ها، خاص ترین و منحصر بفردترین مردمان دنیا هستن.
روش محمود حقیقی خیلی بکره. بیشتر آدمهای فرهنگی از فرهنگ میان تو زندگی. محمود از زندگی میره توی فرهنگ. فرهنگ وقت انضمام زندگی (باغ زیتون) باشه خیلی شیکتر و خواستنیتر و اصیلتره.
محمود حقیقی، نوهی گلستان، میگه یهجایی فهمیدم که ابراهیم گلستان به خودش اجازه داده پیر بشه. جایی که به محمود میگه: «به مادرم سر بزن». و بعد که محمود میگه تو خیلیوقتپیش مادرت فوت شد، میگه: «واضحه که فوت شد. میگم اگه بود...»
گفتگوی محمود حقیقی اولین گفتگویی بود که از اثر پروانهای دیدم. خوشم اومد و نشستم گفتگوی سایر انسانهای مورد علاقهمو با این پادکست دیدم: حیدو، امید نعمتی، گلشن رشدیه. اتفاقن به نظرم میزبان خوب گفتگو میکنه و خیلی خوشحالم که روی فیلیمو و سایر دریوریها نیست. امیدوارم هرگز نباشه.