یک بابایی برای تولد بچش دوچرخه گرفته بود بعد باباعه گفت میشه آهنگ تولد بذارین و همینطوری که آهنگ پلی میشد با کلی عشق به بچش گفت چقدر خوب شد که تو بدنیا اوم��ی
همونجا بغضم ترکید ، خودمو کنترل کردم اونجا ولی ،تمام چیزی که نیاز داشتم توی زندگیم این بود که حس نکنم اضافی ام .