قبلا نشانهی متنهای نوشته یا ویرایش شده با ChatGPT این خط تیرههای بلند بود، الان این جملهبندی «فلان چیز نه تنها فلان، بلکه بهمان» است! در دو زبان انگلیسی و فارسی که چنین است. حساسیت پیدا کردهام به این عبارتبندی. اگر هوش مصنوعی به شکلی خود را با تنوع سبکهای نوشتاری همراه نکند بلای عجیبی بر سر آثار نوشتاری خواهد آمد.
کتاب «فمینیستیزیستن» قرار بود دی ماه ۱۴۰۴ منتشر شود.
از همانجا که کار ما گسست، دوباره آغاز میکنیم. با انتشار کتاب «فمینیسیزیستن» اثر سارا احمد، با ترجمه آتنا کامل و ایمان واقفی.
برای اطلاعات بیشتر و تهیه کتاب:
https://t.co/VFosTAoMN8
جنگ که شد به احسان گفتم دیگه نمیکشم
روستاتیش رو جمع کنیم
شش ماه بود که فروش اصلیمون که سازمانی بود رو از دست داده بودیم و ...
احسان گفت صبر میکنیم
راهی پیدا میکنیم که دوام بیاریم
راستش سفر شهر به شهر ما هم راهیه
برای دوباره بلند شدن و روشن نگهداشتن آتش کسب و کارهای روستایی
من و تعدادی از ایرانیهای خارج از کشور، برای حمایت از هنرمندانی که محصولات دستساز دارن قصد داریم بخشی از محصولاتشان را خریداری کرده و در بازارهای تابستانی ترکیه عرضه کنیم.
اگر در زمینه زیورآلات، کیف، محصولات پارچهای فعالیت میکنید، لطفاً به من پیام
بدهید.
#حمایت#هنر_دست
فکر کنم وقتش شده این ارهبرقیای رو که برای پاره کردن چیزی به اسم «چپ» دست گرفتین، چند دقیقه خاموش کنین تا صداهای محیط رو واضحتر بشنوین.
به یک معنا، بله؛ بخش بزرگی از هنر، ادبیات و سینما با ارزشهایی همپوشانی داره که معمولاً «چپ» تلقی میشن: همدلی با فرودست، نقد قدرت، امید به تحرک اجتماعی social mobiy و تلاش برای تسهیلش، شورش علیه نظم تثبیتشده، فداکاری، برابریخواهی، و کلی مضمون دیگه.
اما این لزوماً نتیجهی «نفوذ» و «پروپاگاندا» نیست. شاید بهتر باشه، مثل خیلی از پدیدههای دیگه، نگاه رو از سمت «عرضه» به سمت «تقاضا» بچرخونیم. این جنس تعارضها و آرزوها اصولاً برای آدمها جذابیت روایی دارن. مخاطب، از هزاران سال پیش تا امروز، راحتتر با داستانِ آدمی که زیر فشار ساختارهاست همذاتپنداری میکنه تا داستانِ کسی که فقط میخواد وضع موجود و روابط قدرت رو همونطور که هست حفظ کنه.
از طرفی، هر وقت از دولتهای ��یگه انتظار دارین که در برابر ظلم حکومت ایران به شهروندانش بیتفاوت نباشن و فقط نفت و هرمز و منافع اقتصادی رو نبی��ن؛ هر وقت از رسانهها انتظار دارین که خبر کشتار، اعدام، قطع اینترنت و سرکوب رو جدیتر بگیرن؛ هر وقت اعتراض میکنین که چرا فلان تجمع اعتراضی در حمایت از مردم ایران شکل نگرفت، در واقع خودتون دارین با زبانی حرف میزنین که کاملاً به ادبیات چپ نزدیکه: زبان همبستگی، عدالتخواهی، دفاع از بیقدرتها، و مطالبهی مسئولیت اخلاقی فراتر از منافع صِرف!
پس شاید مسئله این نیست که «چپ» همهجا نفوذ کرده. شاید بخش زیادی از ماجرا این باشد که خیلی از مفاهیمی که آدمها برای حرف زدن دربارهی رنج، بیعدالتی، سرکوب، همدلی و مسئولیت انسانی استفاده میکنند، ذاتاً به اون فضا نزدیکاند؛ حتی وقتی خودِ آدمها دوست ندارند برچسب «چپ» بهشون بخوره.
حالا دوباره میتونین ارهتون را روشن کنین.
یه جایی هم مامانش پای تلفن میگه فلانی رو فلانی جا دیدم بعد سالها. چقدر احتمال داره همچین اتفاقی؟ این گوشی رو میگذاره میره حساب میکنه، زنگ میزنه مامانش میگه صفر ممیز فلان درصد! مامانش میگه وای شلدون الان شنیدم همون فلانی فوت کرد. آخه چقدر احتمال داره؟ باز گوشی رو میگذاره بره حساب کنه :))))
در این قیر غم و اضطرابی که این روزها گرفتار شدیم من خیلی یاد روزهای دهه ۸۰ میافتم. نه این که خوب بود اون دوران. اتفاقا نهیب حادثه رو حس میکردیم که این قدر بیتاب بودیم. اما دلم میخواد برگردم اون زمان چون فکر میکردم راهی هست... چون نمیدونستیم چنین روزهایی رو میبینیم. دلم میخواد برگردم و ندونم و همونجا بمونم! بمونم تو کافیشاپ رفتن (کافه نبود هنوز، کافیشاپ بود که کافه گلاسه و میلکشیک سرو میکرد)، برم سینما شب یلدا ببینم، برم تئاتر شهر، موزه هنرهای معاصر، برم کنسرت ناظری و مشکاتیان و با این کارها فکر کنم بمونم دارم جوون منورالفکری میشم! بمونم تو این خیال. بمونم همونجا بیخبر و چشمبه راه، مثل دیدی و گوگو، در انتظار گودو!
@sarasbtd@YouTube همون زمان باید باشه! من تو فکرم ۸۲ و اینا بود. من هم شمال بودم اتفاقا. اومده بود نمکآبرود، چند شب ناظری چند شب عصار کنسرت تو فضای باز :))
شما هم هر شعر که در یادتان میآید ایران را در مقام معشوقش میبینید؟
دلبر که جان فرسود از او...
دردم از یار است و درمان نیز هم...
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی...
من بی لب لعل تو چنانم که مپرس...
#زن_زندگی_آزادی#InternetBlackoutInIran
تو روزهایی که شرایط بهتر بود قیمت کارهام با زحماتی که تو این سالها براش کشیدم معقول تر بود اما الان که شرایط متفاوت شده دارم با کمترین قیمت ممکن ثبت سفارشات شمارو انجام میدم که بتونم خونه های باصفا تونو زیبا کنم🔅
پرداخت از طریق PayPal ممکنه🤍
از کسب و کارم حمایت کنید عزیزانم✨
@Fahimehkhezr چقدر کلمه بافت که احتمالا معادل کانتکست استفاده کردید خوب نشسته در معنی. باید استفاده کرد، از زمینه و پیشزمینه و معادلهای این چنینی بهترست به نظرم.
از چند روز پیش از روز جهانی کارگر میخواستم دربارهی بیثباتکاران بنویسم؛ از شکل نولیبرالیاش در جهان که به نام «کارآفرینی» (entrepreneurialism) حتی غولهای اقتصادی را به سمت برونسپاری به جای استخدام و نیروی کار متخصص را به سمت حقالعملکاری برده (بیشترین تعهد با کمترین مزایا). و از آن برسم به بیثباتکاری در ایران که محصول اقتصاد رانتی و فساد سیستماتیک است؛ ثمرهاش تمام آدمهایی که به کسبوکار شخصی برای گذران زندگی روی آوردهاند، اندک دارایی مادی و معنویشان را در آن سرمایهگذاری کردهاند و حالا همان روزنهی تنفس و معاش روزبهروز هم با قطعی اینترنت بسته شده.
اما نشد بنویسم، چون خودم هم به شکلی بیثباتکارم و باید کار میکردم! (در حال حاضر از نوع بزکشدهاش البته، با شرایطی که هیچ قابل مقایسه نیست با رنج هموطنانم در داخل ایران). باری... موقعی�� طعنهآمیزی است!