“خودم را تا حد بیعاطفگی محض از همه کنار کشیدهام. همه را با خود دشمن کردهام، با هیچکس حرف نمیزنم. “
زنی با چشمان سیاه، بی ترحم، سرد و بی تفاوت که انبوهی زخم کهنه بر تن دارد.
“خودم را تا حد بیعاطفگی محض از همه کنار کشیدهام. همه را با خود دشمن کردهام، با هیچکس حرف نمیزنم. “
زنی با چشمان سیاه، بی ترحم، سرد و بی تفاوت که انبوهی زخم کهنه بر تن دارد.
نمیدونم آدم چرا اینجوریه!
انتظار داره یعنی البته بیشتر دوست داره طرف مقابلش علم غیب داشته باشه:)
اسم این مریضی نمیدونم چیه هم نمیخوای بگی یه چیزیت هست هم انتظار داری اون خودش بدونه یه چیزیت هست.