مردها اغلب ریشو، شکم گنده، کچل، بد لباس، خیکی…یعنی اصن قیافه ها عوضی، ریش، پشم، هرچی از موهاشون کم میشه به ریش و پشمشون اضافه میشه!
واقعا هیولاهای خیلی جذابی نیستند از نظر من.
از اون ور ی پسر دیگه که صرفا تو دور دور شمارشو گرفتم پیام داده قربونت برم شب تولدت حق نداری به جز من با کس دیگه ای باشیا
چقدر اعتماد به نفس دارید دیوثا!
من بعد هشت ماه عملا همخونه بودن با دوس پسرم بازم اینقدر اعتماد به نفس نداشتم
ولی کیر تو اون شبی که مورنینگ فردا خورد بهت و اومدم باهات که مریضتو ببینی. اسلایداتو کامل اماده کردم تا ۲ صبح جای کارای خودم و تو هزار بار بهم گفتی اگه تو نبودی باید چیکار میکردم و من قلب قلبی میشدم
از دستت عصبانیم برای اینکه منو از دست دادی
چقدر احمق و ساده بودم که متوجه نشدم خیلی چیزها رو
کاملا میدونسم از یه جایی به بعد احساست کم شده و حقیقتش تنها چیزی که دلم براش تنگ میشه همون ۳ ۴ ماه اول رابطه بود چون اون موقع ها واقعا دوستم داشتی
کاش عرضشو داشتی که همونطوری نگه داری همه چیز رو:))
خیلی عجیبه که من تو خستگیا بیشتر یادت میوفتم. مثل امروز که ۱۲ ساعت سرپا بودم و پای مریض
چند ماه دگ که اینترن شم هم وسط کشیک شلوغ یهو تو استیشن یاد تو میوفتم که پشت همین میز نشسته بودی و من اومدم پیشت چون پنیک کرده بودی
یا روزایی که مریضا رو با هم میدیدیم و سعی میکردی بهم یاد بدی
یا حتی اون شبی که از دستم دررفت و بوسیدمت و فرداش که تو بیمارستان دیدمت فرار کردم چون اماده نبوذم باهات چشم تو چشم شم چون جا و زمانش نبود، اون استرس ها، اون هول شدنا، اون تایمایی که کشیک بودی و من برات صبحونه میاوردم که پست کشیک خسته نباشی برای راند