دیگران میتوانستند وقایع را به شوخی بگذرانند؛
اما برای من همه چیز بیش از حد جدی بود.
من همیشه رنجها و ترسها را بیش از حد حس میکردم، و این استعداد نحس، راه را بر هر گ��نه آسودگی و سبک سری میبست.
اما برای ....
“تا ده شب درگیر کار و زندگیایم، بعدش هم باید حواسمون باشه که ده لو رو ازمون نگیرن! انگار زندگی یه بازی بیپایانه که همیشه باید گوش به زنگ باشی…”
#زندگی