آخرین بار که رفتم کنسرت آرمان گرشاسبی، زیدی رو بردم… به مناسبت سالگرد یه اتفاق مهم توی رابطمون… و این سری زیدی تهران نبود و تنها رفتم… اونجا که خوند “گریه کردم، تن به تن با خاطرات ناگهانت بی بهانه” منم گریه کردم... خودمم پشمام ریخته از کاری که این دختر با قلبم کرده :)