سوگِ پیاپی. شوربختانه آیدا حیدری ۲۵ ساله، نامزد ابوالفضل سلیمانی الموتی، از جانباختگان اعتراضات دیماه قزوین، خودکشی کرد. آیدا، هنوز عشق در حول و حوش چشمان تو میچرخید…
#آیدا_حیدری نامزد جاویدنام ابوالفضل سلیمانی و #دانیال_کریمی پدر جاویدنام امیرمحمد کریمی، توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدن.
در ایران اِشغالی، چیزی به اسم خودکشی وجود نداره و همه قتل توسط ج.ا به شمار میان. خصوصاً وقتی قربانیان از نزدیکان جاویدنامان باشن.
خانوادهها رو تنها نذاریم.
«جمهوری اسلامی بار دیگر با افزایش قیمت بنزین، هزینه بیکفایتی، فساد و جنگافروزی خود را بر دوش مردم ایران گذاشت.
همانگونه که در پیام ۳۱ مرداد گفتم، گران کردن سوخت در شرایطی که مردم زیر فشار سنگین اقتصادی قرار دارند، اقدامی ظالمانه و خیانت به ملت ایران است.»
هممیهنان،
جمهوری اسلامی بار دیگر با افزایش قیمت بنزین، هزینه بیکفایتی، فساد و جنگافروزی خود را بر دوش مردم ایران گذاشت.
همانگونه که در پیام ۳۱ مرداد گفتم، گران کردن سوخت در شرایطی که مردم زیر فشار سنگین اقتصادی قرار دارند، اقدامی ظالمانه و خیانت به ملت ایران است.
به رژیم ضحاکی و رهبر مفقودش میگویم: فقر و فشار اقتصادی که بر مردم ایران تحمیل کردهاید، نتیجه مستقیم سیاستهای ویرانگر شماست. منابع کشور متعلق به مردم ایران است، نه برای پر کردن جیب مافیاها و نه برای تأمین مالی تروریسم و جنگافروزی. اموال غارتشده ملت را بازگردانید و حمایت از تروریستها را قطع کنید.
گمان نکنید با کشتار دهها هزار میهنپرست توانستهاید اراده ملت را درهم بشکنید. آتش خشم و اعتراض مردم خاموش نشده است. ملتی که برای آزادی، رفاه و آیندهای بهتر ایستاده است، در برابر سرکوب، فساد، بیکفایتی و تحمیل فقر سکوت نخواهد کرد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
نامجو در این شطحیات، سه مفهوم مجزا را در یک واژه جمع کرده و با هم اشتباه گرفته است:
نخست یک «تبارنام» (ethnonym) باستانی را، سپس «عنوان رسمی» شاهنشاهی ساسانی را و نهایتاً نام«دولت-ملت» (nation-state) ایران در ۱۲۰ سال گذشته را. اگر این سه لایه را از هم تفکیک کنیم، این ادعا که «ایران فقط صد سال قدمت دارد» یا «حافظ ایرانی نبوده»، در برابر شواهد تاریخی رنگ میبازد.
۱ـ دیرینگی تبارنام
لایهٔ اول، یعنی تبارنام مردمان ایرانی، بسیار کهن است. واژگان اوستایی -airiia و پارسی باستان -ariya نامهایی برای اشاره به یک قوم یا هویت بودند و درست در نقطهٔ مقابل -anairiia (ناایرانی) به کار میرفتند. مثلاً در اوستا تعابیری مثل airiiānąm dahyunąm («سرزمینهای ایرانیان») و airiiənəm vaējō (ایرانویج) را میبینیم. داریوش و خشایارشا هم در کتیبههایشان با افتخار خودشان را اینطور معرفی میکنند: Pārsa, Pārsahyā puça, ariya, ariya čiça (پارسی، پُسِ پارسی، اَریَه/آریا و از تبار اَریَه/آریا). در بند چهارم کتیبهٔ بیستون (DB IV) هم خط یا زبان آن سنگنبشته ariyā نامیده شده است.
۲ـ نام شاهنشاهی در عهد هخامنشی
با اینحال کتیبههای هخامنشی برای اشاره به قلمرو حکومت از واژهٔ -xšaça، برای شخص پادشاه از عناوین xšāyaθiya xšāyaθiyānām (شاه شاهان/شاهنشاه) و xšāyaθiya dahyūnām (شاه سرزمینها)، برای ایالات و کل قلمرو تحت فرمانشان از -dahyu / dahyāva و بعضاً برای اشاره و تفاخر به پهنهٔ وسیع فرمانبردار خویش از واژهٔ -būmi (بهمعنای زمین) استفاده میکردند. اما عبارت بازسازیشدهٔ -aryānām xšaθra (که شکل پارسی باستان فرضی آن میتواند -aryānām xšaçam یا -aryānām xšaθra باشد) در هیچ کجای کتیبهها وجود ندارد.
در واقع میتوان گفت شاهنشاهان هخامنشی اگر چه از هویت دینی-تباری خود آگاه بودند و بدان میبالیدند اما در آن روزگار هنوز تبارنام خویش را بر کل سرزمینهای تحت فرمانشان نگذاشته بودند. (نک: MacKenzie, "Ērān, Ērānšahr," Encyclopaedia Iranica, 1998؛ Gnoli, The Idea of Iran, 1989).
۳ـ نام شاهنشاهی در عهد اشکانی
در دورهٔ اشکانی هم عنوان رسمی کشور ērānšahr نبود. اشکانیان در مسکوکات خود را با نام دیهیمی یونانی basileús basiléōn Arsákou (ارشک شاهنشاه) و صفتهای افتخاریِ رایج یاد میکردند. تنها از زمان بلاش اول (Vologases I) است که متنی به زبان پهلوی اشکانی روی سکهها میآید، اما آن سکهها هم فقط نام دیهیمی ارشک شاهنشاه را بر خود دارند، نه نام کشور را. همین واقعیت دربارهٔ سفالنوشتههای اداری بایگانی نسا هم صادق است با این تفاوت که ارشکها هنوز شاهنشاه نشدهاند و صرفاً شاهند.
عناوین پهلوی اشکانی šāhān šāh aryān و aryānšahr هم که در کتیبهٔ شاپور یکم در کعبهٔ زرتشت (ŠKZ) آمده، در واقع ترجمهٔ عناوین رسمی ساسانی از پارسیگ به پهلوی اشکانی هستند، نه اینکه مستقیماً از سنت اداری اشکانیان برداشت شده باشند. به همین دلیل نیز بود که رومیها این شاهنشاهی را بر اساس نام قوم Parθava، «پارت» (Parthia) مینامیدند و چینیها هم آن را از روی نام Aršak، «آنشی» (Anxi) میخواندند؛ چرا که نامهای خارجی معمولاً از نام سلسله یا قوم فرمانفرما تبعیت میکردند. این تحفظیست که باید همواره به خاطر داشت.
پسبنابراین در روزگار هخامنشیان و اشکانیان مفهوم ایران (مردمانی از تبار ایر و مزدیسن) وجود داشت اما هنوز در چارچوب یک ایدئولوژی دولتی صورتبندی نشده بود، تا اینکه خاندان جلیل ساسان از تخمهٔ دارا پور دارا به سریر شاهنشاهی برآمدند و طرحی نو و انقلابی درانداختند.
۴ـ انقلاب ساسانی؛ شاهنشاهی ایرانیان نه ملک طلق خاندان ساسان
چنانکه پیشتر نیز گفتم نوآوری واقعی سیاسی با قدرتگیری ساسانیان رخ داد؛ اما این نوآوری نه در خلأ که بنیادنهشته بر سنتی دیرینه و در چارچوب ایدهای بسیار کهن بود. ایدهای که بر مبنای آن اردشیر پاپکان خود را šāhān šāh ī ērān (به پارسیگ) وšāhān šāh ī aryān (به پهلوی اشکانی) نامید نه فلان شاهنشاه از بهمان خاندان که پیشتر در روزگار اشکانیان مرسوم بود. عنوانی که با فتح سرزمینهای ناایرانی و نامزدیسن در روزگار پسرش شاپور یکم گسترش یافته و صورتšāhān šāh ī ērān ud anērān یا šāhān šāh ī aryān ud anaryān گرفت.
شاپور در کتیبهٔ کعبهٔ زرتشت نیز صریحاً میگوید: ērānšahr xwadāy hēm (به پارتی: aryānšahr xwadāy ahēm و به یونانی: toû Arianôn éthnous despótēs eimi)؛ که یعنی: «من خداوندگار ایرانشهرم».
/۱
The price of the U.S. dollar crossed the 2,000,000-rial mark today. The dollar is now worth 28,571 times more than it was when the Islamic Republic came to power.
Nearly five decades of corruption, mismanagement, and incompetence under the Islamic Republic have brought poverty, economic decline, and isolation to the Iranian people.
Five decades of experience have made one thing clear: reform within the Islamic Republic is impossible.
Today, the Islamic Republic is driving Iran toward the edge of a cliff at ever-increasing speed.
It is now the duty of every Iranian, including government employees and members of the country’s civil service, to do everything possible to obstruct the regime’s destructive actions and weaken its ability to continue them, helping create the conditions for its removal and for saving Iran.
«امروز وظیفه تکتک ایرانیان از جمله کارمندان دولت و بدنه اداری کشور این است که به هر شکل ممکن با اخلال در فعالیتهای مخرب جمهوری اسلامی و تضعیف آن زمینه برکنار کردن رژیم و نجات ایران را فراهم کنند.»
#پاینده_ایران#جاوید_شاه
قیمت دلار امروز از مرز ۲۰۰،۰۰۰ تومان گذشت. امروز قیمت دلار ۲۸،۵۷۱ برابر زمانی است که جمهوری اسلامی به قدرت رسید.
حاصل نزدیک به پنج دهه حاکمیت فساد و ناکارآمدی در جمهوری اسلامی فقر، فساد و انزوا برای ملت ایران بوده است.
تجربه این پنج دهه یک مسئله را برای همه روشن کرده است: در جمهوری اسلامی اصلاح ممکن نیست.
قطار ایران در بهمن ۵٧ از ریل تمدن و پیشرفت خارج شد و امروز جمهوری اسلامی آن را با سرعت هرچه بیشتر به ته دره هدایت میکند.
امروز وظیفه تکتک ایرانیان از جمله کارمندان دولت و بدنه اداری کشور این است که به هر شکل ممکن با اخلال در فعالیتهای مخرب جمهوری اسلامی و تضعیف آن زمینه برکنار کردن رژیم و نجات ایران را فراهم کنند.
My fellow compatriots,
The Islamic Republic’s attempt to raise fuel prices has once again exposed its incompetence and the deep structural dysfunction of Iran’s energy sector under this regime.
While the Islamic Republic squanders the country’s resources on foreign terrorists and domestic repression, regime officials and their cronies compete to plunder the nation’s wealth. Meanwhile, the regime’s gross mismanagement has pushed families to the breaking point and driven Iranians deeper into poverty. Forcing higher fuel prices on the people is an unforgivable mistake and a profound betrayal.
Fuel prices cannot be compared with those in other countries when Iranians earn their incomes in heavily devalued rials and live below the poverty line.
Fuel and energy are managed as a matter of routine, without constant crisis, in nearly every country in the world, including many with far fewer resources than Iran.
On one side, the IRGC’s smuggling mafia traffics tens of millions of liters of Iran’s resources every day through tanker trucks, pipelines, and ports. On the other, the automotive mafia forces Iranians to buy poorly made, fuel-inefficient cars. Unable to solve the problem it has created, this criminal cult uses its propaganda apparatus to shift the blame for fuel shortages onto the people, portraying ordinary Iranians as responsible for rising consumption and fuel smuggling.
The Islamic Republic is an incompetent, corrupt, and anti-Iranian regime. It is itself the root cause of this dysfunction and will never be capable of fixing it.
The only way to save Iran and end this destructive cycle is to bring down this regime in its entirety and establish an effective national government. The Iran Prosperity Project has developed clear plans to bring fuel production and consumption into balance. These plans draw on proven international best practices and Iran’s own national experience in managing its energy resources, and will be implemented during the transition following the fall of the regime.
Long live Iran, Reza Pahlavi
هممیهنان عزیز،
تلاش جمهوری اسلامی برای افزایش قیمت بنزین، بار دیگر بیکفایتی و نابسامانی ساختاری بازار انرژی ایران تحت سلطه این رژیم را آشکار کرده است.
در شرایطی که جمهوری اسلامی منابع کشور را صرف تروریستهای خارجی و سرکوبگران داخلی میکند، مقامات نظام و نزدیکانشان در غارت اموال ملی با یکدیگر رقابت میکنند و بیکفایتی رژیم در اداره کشور کمر خانوارها را شکسته و ایرانیان را فقیر کرده است. تحمیل افزایش قیمت سوخت به مردم، اشتباهی نابخشودنی و خیانتی بزرگ است. نمیتوان بهای سوخت را با کشورهای دیگر مقایسه کرد، در حالی که درآمد ایرانیان به ریال و زیر خط فقر است.
مسئله سوخت و انرژی در تقریباً همه کشورهای جهان، حتی بسیاری از کشورهایی که منابعی بسیار کمتر از ایران دارند، بهطور روزمره و بدون بحران مدیریت میشود.
از یک سو، مافیای قاچاق سپاه روزانه دهها میلیون لیتر سرمایه ایران را از طریق تانکر، خط لوله و اسکله قاچاق میکند و از سوی دیگر، مافیای خودرو، خودروهای بیکیفیت و پرمصرف را به ملت تحمیل میکند. این فرقه تبهکار که قادر به حل مشکل نیست، از طریق دستگاه پروپاگاندای خود بار کمبود سوخت را بر دوش مردم میگذرد و آنها را عامل افزایش مصرف و قاچاق سوخت معرفی میکند.
جمهوری اسلامی، رژیمی بیکفایت، فاسد و ضدایرانی است که خود ریشه این نابسامانیهاست و هرگز قادر به حل آنها نخواهد بود.
تنها راه نجات ایران و پایان این چرخه ویرانگر، برانداختن کامل این رژیم و استقرار دولتی ملی و کارآمد است. «پروژه شکوفایی ایران» برنامههای روشنی برای ایجاد توازن میان تولید و مصرف سوخت تدوین کرده است. این برنامهها بر پایه بهترین شیوههای آزمودهشده جهانی و تجربه ملی ایران در مدیریت منابع انرژی استوارند و پس از سقوط این رژیم، در دوران گذار، اجرایی خواهند شد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
مصدق؛ قهرمان دروغها و دروغگوها
در ادعاهای مروجین افسانهٔ مصدق چهار دروغ شاخدار و بنیادین مدام تکرار میشود که از قرار زیرند:
۱ـ مصدق نخستین و تنها «نخستوزیر منتخب» ایران بوده.
۲ـ او مردی «آزادیخواه»، «قانونمدار» و «دموکراتمنش» بوده.
۳ـ اجرای فرمان برکناری او در ۲۵ و ۲۸ مرداد مصداق عینی «کودتا» علیه «دولت مشروع و قانونی ایران» بوده.
۴ـ «کودتا» کار آمریکاییها بوده.
در این رشتهسخن برآنم که با استناد به نص قانون اساسی، حقایق مسلّم تاریخی و سنت مشروطیت ایران هر چهار دروغ مذکور را رسوا نموده و بیاعتباری آنها را نشان دهم. 🧵
/۱
آقای تورج دریایی به انگلیسی نوشته:
کودتای ۱۹۵۳ [= ۱۳۳۲] تاریخ ایران را عوض کرد و به انقلاب ۱۹۷۹ [= ۱۳۵۷] منجر شد. دردسرهای ما با آمریکا ۷۳ سال پیش آغاز شد.
بقیه پستش هم که فارسیه.
آقای دریایی، سلامُُ علیکم و رحمتالله.
شما و همهٔ اون اساتید اشتباه میفرمایید. جمله انگلیسیتون یک بخش مهم از انگارههای چپ جهانیه که توسط، نویسندههای مارکسیست تبلیغ میشه؛ همون اساتیدی که گفتید. جان کلام کتاب آبراهاميان هم همینه. برای این اساتید، ایران بازیچه ادبیات آمریکاستیزیه و براشون فقط مهمه کشوری با آمریکا در جنگ باشه — سرنوشت اون مردم سرسوزنی برای اون اساتید مهم نیست؛ هزینه آمریکاستیزی هم براشون مهم نیست.
اینها ادبیات سیاسی برای چپ جهانی تولید میکنند و هر محتوایی فقط از این لحاظ براشون اهمیت داره.
به عنوان کسی که در دانشنامهٔ ایرانیکا نقش دارید، بد نیست انقدر راحت در خدمت پروپاگاندای چپ جهانی قرار نگیرید. هیزم در کوره آمریکاستیزی نریزید و به جاش تفکراتی رو نقد کنید که مردم ما رو اینچنین گرفتار جنگ و فقر کرد. به دانش تعهدی ندارید، حداقل به کسانی تعهد اخلاقی داشته باشید که همزبونتون هستند و زیر بار هزینههای آمریکاستیزیِ ایدئولوژیک چند نسل هزینه دادند و الان هم سرنوشت نامعلومی دارند.
از من بیسواد، غیردانشگاهی و گاراژدار به شما نصیحت — از برج عاج دانشگاه بیرون بیایید.
مهدی تدینی
امروز، در سالروز جنایت هولناک سینما رکس آبادان، یاد صدها قربانی بیگناه این فاجعه را گرامی میداریم.
یک واقعیت تاریخی که بسیاری در جهان غرب هنوز از آن آگاه نیستند این است که جنایات بنیادگرایان اسلامی و دشمنی آنان با ایران، فرهنگ ایرانی و زندگی مدرن، پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی آغاز شده بود، و جنایت سینما رکس یکی از آشکارترین نمونههای آن است.
اتفاقی نیست که عاملان این جنایت پس از فاجعه ۵٧ در ساختار جمهوری اسلامی به مقام و موقعیت رسیدند.
این تاریخ باید گفته و آموزش داده شود. برای فهم جمهوری اسلامی و دشمنی آن با ایران و ایرانی، باید دانست که این دشمنی در بهمن ۱۳۵۷ آغاز نشد، بلکه جمهوری اسلامی آن را به قدرت سیاسی و حکومتی تبدیل کرد.
کارول جروم، خبرنگار وقت شبکه سیبیسی کانادا در جریان اشغال سفارت آمریکا:
از معصومه ابتکار پرسیدیم کجا انگلیسی یاد گرفتی؟ به دروغ به ما گفت در تهران
در مورد گروگانها خیلی خیلی تندرو بود
Masoumeh Ebtekar, former 1979 US Embassy hostage-taker and mother-in-law of Maryam Tahmasebi, whose US Green Card was revoked, stepping on the American flag in Qom, Iran (2015).