امروز پی��م دادم و دوستامو برای فردا شب دعوت کردم بعد که پیامو فرستادم دیدم اصلا حوصله جمع ندارم، نذر ۱٠٠تا صلوات کردم بگه نمیتونیم بیام، الان نوشت نمیتونن بیان و دارم صلواتامو میفرستم🙄
از بدبختیایی بزرگسالی همین که سه هفتست میخام بابت یه موضوعی گریه کنم، بالاخره امروز یکی از کارامو کنسل کردم نشستم تا تونستم گریه کردم بعد خونه رو تمیز کردم و شام درست کردم و حموم رفتم و ارایش کردم 🫤