بنده بهعنوان خادم مردم عزیز ایران اعلام میکنم که آن روزهای سابق [سلطهگری استعمارگران بر ایران] که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشت و دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد.
سیاوش اردلان یک ویژگی ممتاز دارد و آن این است که تقریباً نمیتواند حرفی بزند که بیرون از پیشفرضهای استعماری و اروپامحور باشد.
اگر اسرائیل و امریکا نسلکشی کنند، جنایت جنگی بکنند، برای اردلان این سؤال اصلاً پیش نمیآید که کدام نهاد دستور حمله داد. چون در ذهن او آنجا یک معماری حقوقی-سیاسی دارد و هیچ اقدام جنگی خارج از آن معماری ممکن نیست.
اما وقتی کار به ایران و کشورهای جنوب جهان میرسد، از نظر اینها با جنگل طرف هستیم. اگر امریکا نقض آتشبس کند، درست یا غلط، لابد تصمیم هیئت حاکمه و نظم سیاسی آن است؛ اما اگر ایران در برابر نقض چندینبارهی تفاهمنامه واکنش نشان دهد، معلوم نیست کار کی بوده؟
بعد براساس آن مینشینند و سناریو میسازند. طائب بوده؟ فلان تراستی به سپاه دستور داده؟ لابد جلیلی زنگ زده؟ احتمالاً کار پایداری است.
مسئله البته تا حدی روانشناختی هم هست. از نظر این ذهن سراپا استعماری، قاعدتاً ایران نباید در برابر نقض تفاهمنامه واکنش نشان میداد؛ او باید قاعدهی قدرت را میپذیرفت.
و وقتی انتظار ذهنش برآورده نمیشود، دنبال افسانه میگردد.
پذیرش اینکه ایران براساس قاعدهی سیاسی-حقوقی خودش واکنش نشان داده، مرگ پدر را به اردلان یادآور میشود. پدر برای اردلان همان نظم امریکایی است که او تزلزلناپذیر و نامیرا میدانست. اردلان تحمل دیدن احتضار پدر ر�� ندارد. به همین دلیل یکی باید به او بگوید: حق با توست، سیاوش جان؛ ایران جنگل است و اگر واکنشی بوده، نه از سر خرد و قاعدهی سیاسی، بلکه اقدام خودسرانهی یک عنصر شرور بوده.
خبر بد این است، آقای اردلان:
همان کسانی شلیک کردند که تفاهمنامه را امضا کردند. نظام سیاسی ایران با ترور سه لایه شخصیت ارشد نظام ماند. در نتیجه احتمال اینکه یک نیروی خودسر در بریتانیا جنگ راه بیندازد بسیار بیشتر از ایران است.
همچنانکه موشکها و پهپادهای رزمندگان مقاومت امپریالیسم را از پای در میآورد، آگاهی طبقاتی رو به رشد و رشک برانگیز طبقه کارگر نیز قلب بورژوازی داخلی همپیمان امپریالیسم را نشانه میگیرد. درود بر این کارگر زحمتکش، ستمدیده و آگاه که دوست و دشمن را خوب میشناسد.
همه نمیتوانند پشت لانچر بنشینند.
اما همه میتوانند برای کشورشان سربازی کنند.
معلمی که برایش مهم است شاگردانش مهملات اینترنشنال را تکرار نکنند.
مادری که قانعانه زندگی کردن را به فرزندانش میآموزد.
کسی که یک پرچم بر در خانه میزنند یا شبی را کنار مردم در خیابان هستند.
حتی نوشتن چند خط در شبکههای اجتماعی.
حفاظت از حیات جمعی در ایران عین سربازی است.
فکرنکنید این فقط مجید شاکری است که طرحی از خود دروکرده نه جرأت دارد درباره آن مناظره کند و نه حتی یک فایل سیاستی درباره آن نوشته و فقط ارجاع میدهد به توئیتهایش، بلکه در سطح کلان هم این مشاورین نادان یک برگ سیاستی درباره جراحیهای مداوم اقتصادیشان ندارند که قابل ارزیابی باشد!
۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی بازنگشته از سال ۱۳۹۷ تاکنون، یعنی دولت ارادهای برای تأمین منافعِ عمومی ندارد. روندی که در ایرانِ پساجنگِ با عراق طی شد، از خصوصیسازیِ اموالِ دولت به خصوصیسازیِ خودِ نهاد دولت بوده است.
مدام میگویند ما ناو فرستادیم
ناو البتّه یک دستگاه خطرناکی است
امّا خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.
۱۴۰۴/۱۱/۲۸