نمیدانم!
درخودم که نگاه میکنم، میبینم ؛
وطن و تنهای میان آن را بر آزادی ترجیح میدهم.
«ای کاش
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشهها
در جعبههای خاک
یک روز می توانست
همراه خویش ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتاب پاک»
💥 میگویند "اسکول" پرندهای است که دانه جمع میکند، اما بعد فراموش میکند آن را کجا گذاشته است؛ لانه میسازد، اما راه بازگشت به آن را گم میکند. درست یا نادرست بودن این روایت فعلاً اهمیتی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، استعاره و تعبیری است که میتوان از آن ساخت: "اسکول سیاسی".
💥 "اسکول سیاسی" کسی است که انباری از مفاهیم، واژهها و ادعاهای سیاسی فراهم کرده، اما درست در لحظهای که باید از آنها استفاده کند، فراموش میکند هرکدام را کجا باید قرار دهد. از عقلانیت میگوید، ولی به خرافات دینی یا سنتی باور دارد؛ از آزادی سخن میگوید، اما در بزنگاه آزادی را گم میکند؛ جمهوریخواه است، اما منطق جمهوری را فراموش میکند؛ مدعی دموکراسی است، اما هنگام مواجهه با استبداد و فاشیسم، معیارهای دموکراتیکش ناگهان ناپدید میشوند. مشکل او فقدان واژه نیست؛ فقدان انسجام ذهنی و فکری میان اصول ادعایی و انتخاب و داوری سیاسی است.
💥 مثلاً آن نیروی چپ که الهام انقلابیاش را از حسینبنعلی گرفته بود، به یاد دارید؟ نیروی چپی که باید با نقد سنت و نگاه انتقادی، نقش پیشرو را بازی کند، چه نیازی به الهام گرفتن از یک بنیادگرا به نام حسین دارد که هدف از قیامش را بازگشت به دین جدش و امر به معروف و نهی از منکر قرار داده بود؟ یک نیروی پیشرو را چه به الگوی ارتجاعی؟
💥 نمونهٔ دیگر و فراوانتر این "اسکولهای سیاسی"، کسانی هستند که مدعی مدرن بودن، جمهوریخواهی، دموکراسی، آزادی و امثال آناند، اما از شاهان باستانی ایران که تقریباً تمام آنها نماد توحش، بربریت، استبداد، جنایت و غارتگری بودهاند، تمجید میکنند و امروز نیز از فردی حمایت میکنند که تنها امتیازش این است که فرزند شاهِ سابق ایران است، بدون اینکه لیاقت و تواناییای در او سراغ داشته باشند.
💥 داستان غمانگیزی است که از گذشته تا امروز، پیرامونمان را چنین "اسکولهای سیاسی" فرا گرفتهاند؛ کسانی که خودشان نیز نمیدانند چگونه باید مسیر بازگشت به اصول ادعایی خویش را به یاد بیاورند. با وجود چنین "اسکولهای سیاسی" است که شیخی میتواند با لباس روحانیت، کتاب ولایت فقیه و در حال خواندن قرآن، وعدهٔ جمهوریای همانند فرانسه که "لائیک" است بدهد و این "اسکولها" و "احمقها" نیز باور کنند.
#اسکول_سیاسی
اقای افشاری!
چی در کله شماست؟
مخالفت «فرح پهلوی» با جنگ را برنمیتابی چون ایشون در ۱۶ سالگی «عاشق پرمغز» دیگری داشت.
«کنگره آزادی ایران» که مدافع خشونت پرهیزیست را متهم به داشتن کارفرمای مشترک با رضاپهلوی میکنی!
با خودت چند چندی؟! مرد.
بزرگترین خطای تحلیلی و شناختی این است که انحراف مبارزات مردم ایران به مسیر مسلحانه را صرفاً به رضا پهلوی گره بزنیم. این پروژه بسیار فراتر از یک چهره است: انتقال سلاح به ایران از پس از جنگ دوازدهروزه آغاز شده و کارفرمایان خارجی دارد. سخنان پهلوی دعوت به یک اتفاق تازه نیست؛ اعلام ورود به فاز علنیسازی و توجیه سیاسی مداخله صهیوفاشیسم در ایران است.
این پروژه پیمانکاران متعددی دارد، اما در سطح سیاسی، محفل «کنگره آزادی» نقش محوری را در حساسیتزدایی از مجری اصلی کشاندن ایران به جنگ داخلی و قبحزدایی از خشونت ایجابی ایفا میکند؛ مسیری که اپوزیسیون و نیروهای جامعه مدنی را به بیراهه میبرد.
این جماعت، دقیقاً مانند پهلویطلبها، در برابر صورتبندی کاذب حکومت که اعتراضات دیماه را به تحرکات خشونتآمیز تقلیل میدهد، تصویر معکوس و نادرستِ «خشونتپرهیزی کامل» آن اعتراضات را علم میکنند. اما واقعیت این است که در اعتراضات دیماه، در کنار کثیری از معترضان مسالمتجو و بدون سلاح، جمعهایی نیز با خشونت و سلاح سرد و گرم حضور داشتند.
گردانندگان «کنگره آزادی» که کارفرما یا قبله سیاسی واحدی با رضا پهلوی دارند، عامدانه و در عمل در پی حساسیتزدایی از خشونت و مبارزه مسلحانهاند. با این تفاوت که پهلوی دیگر کاملاً رو بازی میکند، اما «کنگره آزادی» منافقانه عمل میکند.
ادعای «مبارزه خشونتپرهیز» از سوی جمعی که بخش عمدهاش را گروههای مسلحِ متهم به همکاری با سازمانهای اطلاعاتی عبری-غربی و مشارکت در تجاوز صهیوفاشیسم به ایران تشکیل میدهند، هم بیاخلاقی این جماعت را آشکار میسازد و هم ناشیگریشان را که مرغ پخته را هم به خنده میاندازد.
@EliOmidvari@ErfanSabeti من با نگاه دگم به واژگان سیاسی نمیتوانم کنار بیایم.
بله. ج.نکبت اصلاحناپذیر بوده است، ولی اگر باد فون به دماغشان بخورد و اصلاحات بنیادی انجام پذیرد، چه شود!
@EliOmidvari تاجزاده ته صف، باشه.
رضاپهلوی با اعوانش سر صف.
تاجزاده تنها پایور در ج.نکبت است-تا اطلاع من- روشن و واضح از پیشینه خود در همراهی با ج.ا. عذرخواهی کرده است.
@ThunderHunterV@hasanasadiz «اصلاحطلبی» ناسزا نیست!
مشکل این است که ج.نکبت اصلاحپذیر نیست. بنابر این گزینهای جز زدن به زیر میز باقینمیماند.
اصلاحات ساختاری رژیم فعلی و گذر بدون خشونت از ج. اسلامی با کمترین هزینه و بیشترین بازدهی ممکن است.
@FatemehPishdadi بله.
باید اعلام میشد که نیروی کشتار ریزشکرده و کمک بخشی از سپاه هم درراهه و دانشجویان را به سمت تسخیر صداوسیما و سپس بیت خامنهای میکشاند.
@EliOmidvari ج.نکبت برای ماندن نیاز به انسداد یکپارچگی مردم ایران دارد.
چرا نباید به کسی که عامل انشقاق اپوزسیون و مردم است، کمک مالی کرد؟
رضاپهلوی-خود-بارها به این ارتباطات(نه فقط خوش و بش!)اذعان کرده است.