از اینکه هیچ وقت اولویتم خودم نبودم،حتی خواستههای خودم هم نبودن، دلم میگیره
کاش همون چند سال پیش حتی اگه مجبور بودم پول قرض میکردم، سه تار رو یاد میگیرفتم
مطمئنم الان حالم بهتر بود.
هربار تو اینستا میبینم کسی ویدیو #سه_تار میذاره، اولش که گوش میدم کل وجود پر میشه از غم، اونقدر غم که نمیدونم از کجا میاد
بعد از غم، عصبانی میشم از اینکه سه تارم چند ساله مونده گوشه اتاقم و خاک میخوره و آخر سر #حسرت میخورم که نرفتم به وقتش یاد بگیرم
الان چند ماهه که دیگه اونقدر کار نمیکنم که وقتی میپرسن چطوری، بگم "خوب،عالی، پاره" و واقعا دلم تنگ شده برا این حجم کار :(
احمد عجب یادگاری حقی تو قلب و ذهنم کاشتی مرد
دلم برا کثافط تهزان هم تنگ شده، فکر نمیکردم تهران زندگی کردن و بعدش برگشتن، اینقدر تلخ باشه
هرچند که اگر تهران خوب بود فقط بخاطر بودن دوشتاس خوب بود که خوب بود
اگر اونا نبودن، تهران هم هیچی نبود
حتی دلم برا انرژی که آدمها داشتند هم. تنگ شده :(
از این حجم کسالت و بیحالی که اینجا داره
از این حجم از بیهودگی که مردم دارند توش زندگی میکنند، کلهام داغ کرده
از آدم کوتولهها اعصابم خورده
از آدمهایی که تا نوک دماغشون رو میبینند
دلم برا کثافط تهزان هم تنگ شده، فکر نمیکردم تهران زندگی کردن و بعدش برگشتن، اینقدر تلخ باشه
هرچند که اگر تهران خوب بود فقط بخاطر بودن دوشتاس خوب بود که خوب بود
اگر اونا نبودن، تهران هم هیچی نبود