هرشب اینقدر اکسپلورو میرم پایین و میرم پایین تا میرسم به:
یه ۲۰۷ مشکی
به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد.
میگم اسم پسر منو هیج جا اعلام نکردن.
..
..
تهِ این راه کجاست..
نمیدونم!
امروز آخرین امتحان امپیاچمونو دادیم، میخواستم چس کنم برم خونه ولی تهش رفتیم خونه مهسا، وقتی رسیدیم ملیکا و آرش و الهه واسهمون چیزکیک گرفته بودن و اون شمع Mو با دو تا Aی HAPPY درست کرده بودن :_)
تهشم با سنایچ آلبالو عکسای ادایی گرفتیم. دیگه میتونم بمیلم.