تو این تاریکی ۳ماهه خیلی اتفاقا افتاد مثلا:
۱۰تا گربه فرستادم خونه بخت
تو مغازه بهم با چاقو حمله شد
رژیم چنج کردم البته رژیم غذاییم
کلی کتاب صوتی گوش کردم
دکور مغازه رو تغییر دادم
موهام روکوتاهتر کردم
غصه خوردم
گریه کردم
گریه کردم ...
ظاهرا بمباران شروع شده دوستای قشنگم، تو خیابونها کمتر تردد کنید البته تا جای ممکن، روی پشتبام نرید حتی از روی کنجکاوی، از پنجرهها دور بمونید، داروهای مورد نیازتون و مدارک ضروری رو نزدیکتون نگه دارین و لطفا تا جای ممکن مراقب سلامتیتون باشین.
به امید روزهای قشنگتر