در حال به پایان رساندن گزارش خود به مجمع عمومی و مرور تحولات هفت ماه گذشته در ایران بودم که خبر حملات مجدد آمریکا به سواحل جنوبی رسید. وزارت بهداشت ایران اعلام کرده است که در حملات شبانه این هفته، ۱۸ نفر کشته و ۱۰۸ نفر دیگر زخمی شدهاند.
حملات شامگاه اول سپتامبر، کوهستک، شهر کوچک ماهیگیری در تنگه هرمز را هدف قرار داد. یک دکل مخابراتی و یک اسکله در بندر مورد اصابت قرار گرفتند؛ و علاوه بر آن، خانهای که خانوادهای در آن مشغول برگزاری جشن عروسی بودند هم هدف قرار گرفت. در میان کشتهشدگان گزارششده، دو زن و دو کودک ۴ و ۱۶ ساله نیز هستند. دهها تن از مهمانان عروسی زخمی شدند.
کوهستک شهری بلوچنشین در استان هرمزگان است و حدود ۴۰ کیلومتر با میناب فاصله دارد؛ جایی که حملات آمریکا به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در ۲۸ فوریه، دستکم ۱۶۸ دانشآموز را به همراه معلمان، کارکنان و والدین آنان کشت. بلوچها از جمله به حاشیهراندهشدهترین جوامع در ایران هستند و حملات ماه ژوئیه به جنوب کشور نیز پیشتر مناطق بلوچنشین را هدف قرار داده و موجب کشته شدن ماهیگیران و ساکنان سکونتگاههای غیررسمی شده بود. حملات ��ین هفته بر این آسیبها افزوده است.
در تأمل بر سال جاری، آنچه بیش از همه برجسته است، ابعاد خشونت و شمار جانهای ازدسترفته است؛ مردم ایران میان حمله خارجی و سرکوب داخلی گرفتار شدهاند؛ هم حمله خارجی و هم سکوب داخلی باید پایان یابند، اما پیش از هر چیز، جنگ باید پایان یابد.
Today marks 212 days since the tragic killing of the innocent #MasoodMasjoody, and only 8 days remain until the September 10 court hearing.
Beyond the court process, the defendants, and what may happen next, sometimes we need to think simply about Masood himself.
212 days ago, he was alive. He was thinking, talking, laughing, getting angry, making plans, and probably leaving things for tomorrow, because, like all of us, he believed there would be a tomorrow.
No one wakes up knowing that they may be doing ordinary things for the last time, making a final call, sending a final message, sharing a final laugh, saying a final goodbye, or walking out the door for the last time.
Masood didn���t know either.
He didn’t know that his life would be brutally ended that day, while he still had so much life and so many years ahead of him.
Maybe one of the most painful truths about this crime is that other people decided when Masood’s life would end and took away all the tomorrows he had the right to have.
The world did not stop that day. Mornings came, nights passed, seasons changed, and life continued. But for Masood, time stopped forever on that day.
Behind all the court dates, charges, and evidence, one simple truth should never be forgotten:
Before Masood Masjoody became a name in a murder case, he was a human being, a man who had the right to still be alive today.
There are 8 days left until the next court hearing, and 212 days have passed that Masood should have been here to live.
Now the full truth about his murder must come out, and justice must be served for a man who is no longer here to demand it for himself.
#JusticeForMasoodMasjoody
امروز ۲۱۲ روز از قتل دردناک #مسعود_مسجودی بیگناه گذشته و فقط ۸ روز مونده تا دادگاه ۱۰ سپتامبر.
فارغ از روند پرونده، متهمها و آنچه در دادگاه پیش روست، گاهی باید فقط به خود مسعود فکر کرد.
به اینکه ۲۱۲ روز پیش یه آدم زنده بود؛ نفس میکشید، فکر میکرد، حرف میزد، میخندید، عصبانی میشد، برنامه داشت و مثل هر آدم دیگهای احتمالاً کارهایی رو به فردا سپرده بود، چون فکر میکرد فردایی هست.
هیچکس صبح که از خواب بیدار میشه نمیدونه شاید بعضی چیزها رو برای آخرین بار تجربه میکنه؛ آخرین تماس، آخرین پیام، آخرین خنده، آخرین خداحافظی یا آخرین باری که در خونه رو پشت سرش میبنده و میره.
مسعود هم نمیدونست.
نمیدونست زندگیش قراره همون روز، در حالی که هنوز اینهمه حرف، فکر و آینده پیش روش بود، به شکلی بیرحمانه متوقف بشه.
شاید یکی از تلخترین واقعیتهای این جنایت همین باشه؛ دیگران برای مسعود تصمیم گرفتن که کجا زندگیش تموم بشه و تمام فرداهایی رو که حق داشت داشته باشه، ازش گرفتن.
از اون روز دنیا متوقف نشد. صبحها اومدن، شبها گذشتن، فصلها عوض شدن و زندگی ادامه پیدا کرد؛ اما برای مسعود، زمان همون روز برای همیشه ایستاد.
پشت تمام تاریخهای دادگاه، اتهامها و مدارک، نباید یه حقیقت ساده گم بشه:
مسعود مسجودی قبل از اینکه نامش روی یه پرونده قتل قرار بگیره، یه انسان بود؛ انسانی که حق داشت امروز هم زنده باشه.
۸ روز تا جلسه بعدی دادگاه باقی مونده و ۲۱۲ روز از زندگیای گذشته که مسعود باید هنوز در اون حضور میداشت.
حالا حقیقت قتلش باید کامل روشن بشه و عدالت برای انسانی اجرا بشه که دیگه خودش اینجا نیست تا حقش رو مطالبه کنه.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
امروز ۲۱۰ روز از قتل وحشیانه #مسعود_مسجودی گذشته و فقط ۱۰ روز مونده تا دادگاه ۱۰ سپتامبر.
۲۱۰ روزه که ای�� پرونده رو دنبال میکنیم، اما اهمیت نتیجه این دادخواهی فقط به گذشته و آنچه بر مسعود گذشت محدود نمیشه. نحوه برخورد با یه قتل هدفمند سیاسی، برای آینده هم معنا و پیامد داره.
اهمیت رسیدگی به این پرونده فقط در نتیجهای که برای متهمانش رقم میخوره نیست. نحوه برخورد با یه قتل هدفمند سیاسی خودش یه پیام میسازه؛ اینکه جامعه و دستگاه قضایی در برابر خشونت سیاسی چه خط قرمزی دارن و تا کجا برای کشف حقیقت و پاسخگو کردن افراد دخیل پیش میرن.
وقتی خشونت سیاسی بدون رسیدگی کامل باقی بمونه، خطر فقط این نیست که یه پرونده ناقص بمونه. خطر بزرگتر اینه که این تصور شکل بگیره که میشه برای حذف یک مخالف یا منتقد از خشونت استفاده کرد و امیدوار بود در نهایت فقط بخشی از ماجرا پیگیری بشه.
به همین دلیل، آنچه در پرونده مسعود اتفاق میافته فقط درباره یه جنایت در گذشته نیست؛ درباره حد و مرزیه که برای آینده گذاشته میشه.
این مرز باید روشن باشه: اختلاف سیاسی، دشمنی یا هر انگیزه دیگری هیچوقت مجوز حذف فیزیکی یک انسان نیست و هیچکس، در هیچ سطحی، نباید به این امید در چنین جنایتی نقش داشته باشه که مسئولیتش هرگز به خودش نخواهد رسید.
دادخواهی مسعود مسجودی از همین جهت فراتر از یه پرونده شخصیه. رسیدگی کامل به یه قتل سیاسی میتونه نشون بده که خشونت راه حل اختلاف نیست و کسانی که به جای پاسخ دادن به یه صدا، تصمیم به خاموش ک��دنش میگیرن، باید در برابر کاری که کردن پاسخگو باشن.
۲۱۰ روز گذشته و فقط ۱۰ روز تا جلسه بعدی دادگاه مونده. آنچه برای مسعود اتفاق افتاد دیگه قابل تغییر نیست، اما اینکه در برابر چنین جنایتی چه پاسخی داده میشه، هنوز میتونه بر آینده اثر بذاره.
عدالت برای مسعود باید یه خط روشن باقی بذاره:
هیچ عقیده و اختلاف سیاسی، جان یه انسان رو بیارزش نمیکنه و خشونت سیاسی نباید هیچوقت به راهی کمهزینه برای حذف یه صدا تبدیل بشه.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
Today marks 209 days since the painful killing of #MasoodMasjoody, and only 11 days remain until the September 10 court hearing.
During all this time, we have asked many questions: What happened? Why was Masood targeted? Who was involved in this crime? And what is the full truth behind his murder?
But maybe one of the most important reasons to keep asking these questions is simple:
The person who had the greatest right to know the answers can no longer ask them himself.
Masood can no longer ask, “Why me?”
He can’t find out what decisions led to his murder, who played a role, or why his life had to end this way.
When someone is killed, they lose more than their life. They also lose the chance to ask questions, to speak for themselves, to defend themselves, and to search for the truth about what happened to them.
And this is where our responsibility begins.
Seeking justice is not only about understanding a criminal case. It is also about continuing to ask the questions that Masood can no longer ask himself.
We cannot speak for Masood, and we cannot claim to know what he would say if he were alive today. But we can make sure that the questions left behind by his death are not forgotten or left unanswered.
We can keep asking questions, looking for evidence, demanding answers, and making sure that the passing of time does not replace the truth.
For 209 days, Masood has not been able to ask what happened to him and why. We still can.
And maybe this is one of the real meanings of saying, “We are his voice.” Not speaking for Masood, but making sure that because his own voice was taken away forever, the truth about his life and death is not lost in silence.
There are 11 days left until the next court hearing, and we will keep asking questions, not to create our own story, but to reach the truth, supported by evidence.
Every person has the right to have the truth about what happened to them known. Masood can no longer demand that right for himself. We will continue to seek justice for him until the truth is known and justice is served.
#JusticeForMasoodMasjoody
امروز ۲۰۹ روز از قتل دردناک #مسعود_مسجودی گذشته و فقط ۱۱ روز تا دادگاه ۱۰ سپتامبر باقی مونده.
در تمام این مدت ما سؤال پرسیدیم؛ درباره اینکه چه اتفاقی افتاد، چرا مسعود هدف قرار ��رفت، چه کسانی در این جنایت نقش داشتن و حقیقت کامل این پرونده چیه.
اما شاید مهمترین دلیل برای ادامه دادن این سؤالها این باشه که کسی که بیش از همه حق داشت جوابشون رو بدونه، دیگه نمیتونه اونها رو بپرسه.
مسعود دیگه نمیتونه بپرسه چرا من؟
نمیتونه بدونه چه تصمیمهایی به قتلش منتهی شد، چه کسانی در اون نقش داشتن و چرا زندگی خودش باید پایان این ماجرا میبود.
کسی که کشته میشه، فقط جانش رو از دست نمیده؛ امکان پرسیدن، اعتراض کردن، دفاع از خودش و دنبال کردن حقیقت درباره سرنوشت خودش رو هم برای همیشه از دست میده.
و دقیقاً از همینجا مسئولیت ما شروع میشه.
دادخواهی فقط تلاش ما برای فهمیدن یه پرونده نیست. ادامه دادن سؤالهای کسیه که دیگه نمیتونه خودش اونها رو بپرسه.
ما نمیتونیم جای مسعود حرف بزنیم و نمیتو��یم ادعا کنیم اگه زنده بود امروز چی میگفت؛ اما میتونیم نذاریم سؤالهایی که مر.گش پشت سر گذاشت، بیجواب بمونن.
میتونیم همچنان بپرسیم، دنبال مدرک باشیم، پاسخ بخوایم و اجازه ندیم گذشت زمان جای جواب رو بگیره.
۲۰۹ روزه مسعود دیگه نمیتونه درباره سرنوشت خودش سؤال کنه. ما هنوز میتونیم.
و شاید یکی از واقعیترین معناهای «ما صدای او هستیم» همین باشه؛ نه اینکه به جای مسعود حرف بزنیم، بلکه جایی که صدای خودش برای همیشه خاموش شده، نذاریم حقیقت زندگی و مر.گش ��م در سکوت گم بشه.
۱۱ روز تا جلسه بعدی دادگاه باقی مونده و ما همچنان سؤال میکنیم؛ نه برای ساختن روایت خودمون، بلکه برای رسیدن به حقیقتی که باید با مدرک روشن بشه.
حق هر انسانیه که حقیقت درباره سرنوشتش روشن بشه. مسعود دیگه نمیتونه این حق رو برای خودش مطالبه کنه؛ ما دادخواهش میمونیم تا حقیقت روشن بشه و عدالت برای او اجرا بشه.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
Today marks 207 days since the brutal killing of #MasoodMasjoody, and only 13 days remain until the September 10 court hearing.
As we get closer to the court date, it is natural for more people to pay attention to Masood’s case. More people may talk about it, old questions may come up again, and some who have been silent may start paying attention again.
But seeking justice should not only matter when a court date is getting close.
Over these 207 days, we have seen how public attention can come in waves. A new development brings attention to a case, and after some time, that attention fades. That may be normal for the news cycle, but it should not become normal for seeking justice.
Masood’s murder does not become less important between court hearings. The unanswered questions are still there. The truth still needs to come out, and the role of everyone involved in this crime still needs to be established.
Court hearings have dates. The fight for justice does not.
The truth about Masood’s murder did not suddenly become more important because the next hearing is only 13 days away. And it will not become less important the day after that hearing.
If our attention only comes and goes with court dates, then we allow Masood’s case to follow the same cycle as the news: important today, forgotten tomorrow.
Masood should not become a name that people remember only when another court hearing is coming, and then forget until the next development.
We are counting the days until September 10, but September 10 is not the reason we continue. The reason is Masood, a man who was killed 207 days ago, and a case that must remain in the public eye until the full truth is known and justice is served.
#JusticeForMasoodMasjoody
امروز ۲۰۷ روز از قتل بیرحمانه #مسعود_مسجودی گذشته و فقط ۱۳ روز مونده تا دادگاه ۱۰ سپتامبر.
هرچی به روز دادگاه نزدیکتر میشیم، طبیعیه که توجه به پرونده مسعود بیشتر بشه. بیشتر دربارهش حرف زده بشه، سؤالها دوباره مطرح بشن و آدمهایی که مدتی ساکت بودن دوباره به این پرونده برگردن.
اما دادخواهی نباید فقط در روزهای نزدیک به دادگاه دیده بشه.
در این ۲۰۷ روز بارها دیدیم که توجه به یه پرونده میتونه موجی باشه؛ با یک خبر یا اتفاق تازه بالا بره و بعد دوباره فروکش کنه. شاید برای چرخه خبر این اتفاق عادی باشه، اما برای دادخواهی نباید عادی بشه.
بین دو جلسه دادگاه هم چیزی از اهمیت قتل مسعود کم نمیشه. سؤالهای بیجواب همچنان وجود دارن، حقیقت همچنان باید روشن بشه و مسئولیت تمام کسانی که در این جنایت نقش داشتن همچنان باید مشخص بشه.
دادگاه تاریخ داره؛ دادخواهی نه.
حقیقت قتل مسعود فقط چون سیزده روز به جلسه بعدی دادگاه مونده مهمتر نشده و یه روز بعد از دادگاه هم اهمیتش کمتر نمیشه.
اگر توجه ما فقط با تاریخهای ��ادگاه روشن و خاموش بشه، بخشی از دادخواهی رو به همان چرخهای سپردیم که امروز یه موضوع رو برجسته میکنه و فردا فراموشش میکنه.
مسعود نباید به یه اسم مناسبتی تبدیل بشه؛ اسمی که فقط با نزدیک شدن یه جلسه دادگاه دوباره دیده بشه و بعد تا اتفاق بعدی کنار گذاشته بشه.
ما تا ۱۰ سپتامبر روزها رو میشماریم، اما ۱۰ سپتامبر دلیل پیگیری ما نیست. دلیلش مسعوده؛ انسانی که ۲۰۷ روز پیش کشته شد و پروندهای که تا روشن شدن تمام حقیقت و اجرای عدالت، نباید از حافظه عمومی کنار بره.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
ا��روز ۲۰۶ روز از قتل وحشیانه #مسعود_مسجودی گذشته و فقط ۱۴ روز مونده تا دادگاه ۱۰ سپتامبر.
وقتی از عدالت برای مسعود حرف میزنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهن میاد مجازات کسانیه که در قتلش نقش داشتن. اما نتیجهای که از این پرونده انتظار داریم فقط به مجازات خت�� نمیشه.
عدالت باید حقیقت این جنایت رو هم برای همیشه ثبت کنه.
در پایان این مسیر، نباید فقط بدونیم چه کسانی محکوم شدن؛ باید تصویر مستندی از آنچه برای مسعود اتفاق افتاد وجود داشته باشه. اینکه این قتل هدفمند سیاسی چطور شکل گرفت، چرا مسعود هدف قرار گرفت، چه کسانی در مراحل مختلفش نقش داشتن و مسئولیت هر کدوم دقیقاً چی بوده.
این تفاوت مهمیه.
حکم مشخص میکنه چه کسی از نظر قانونی مسئول شناخته شده، اما یک رسیدگی کامل باید چیزی فراتر از حکم به جا بذاره: روایتی قضایی و مستند که بر پایه شواهد شکل گرفته، نه برداشتها و روایتهای سیاسی.
چون این پرونده فقط متعلق به امرو�� نیست.
سالها بعد ممکنه کسانی درباره قتل مسعود حرف بزنن که این روزها رو ندیدن. ممکنه بعضی واقعیتها انکار بشن، روایتها تغییر کنن یا هر جریان بخواد بخشی از ماجرا رو طوری تعریف کنه که با منافع خودش سازگارتره.
اون روز چیزی که اهمیت پیدا میکنه، حافظه ما نیست؛ مدرکیه که باقی مونده.
برای همین دادخواهی مسعود مسجودی فقط این نیست که عاملان این جنایت مجازات بشن. باید حقیقت قتلش هم چنان دقیق و مستند روشن بشه که سالها بعد بشه بهش رجوع کرد و فهمید واقعاً چه اتفاقی افتاده.
عدالت فقط تعیین مجازات نیست؛ باقی گذاشتن حقیقتی مستنده که با گذشت زمان، تغییر فضای سیاسی یا روایتهای مختلف، قابل تحریف یا انکار نباشه.
۱۴ روز تا جلسه بعدی دادگاه مونده و مطالبه ما فقط یک حکم نیست:
حقیقت باید روشن بشه، مسئولیتها باید مشخص بشن و آنچه بر مسعود گذشت، بر پایه مدرک برای همیشه ثبت بشه.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
امروز ۲۰۵ روز از قتل هولناک #مسعود_مسجودی گذشته و فقط ۱۵ روز مونده تا دادگاه ۱۰ سپتامبر.
امروز نمیخوام از متهمها، دادگاه، اسناد یا سؤالها�� بیجواب بنویسم.
امروز میخوام چند خط برای مادر و دو خواهر مسعود بنویسم.
نمیدونم میشه رنج این ۲۰۵ روز رو با کلمه توضیح داد یا اصلاً با عدد شمرد.
ما مسعود رو از حرفهاش، نوشتههاش، مواضعش و چیزهایی که براش مهم بود شناختیم؛ اما شما مسعودی رو میشناسید که خیلی قبلتر از همه اینها وجود داشت.
برای ما مسعود، مسعود مسجودیه؛ برای شما، پسر و برادرتونه.
شما کودکیش رو دیدید، بزرگ شدنش رو دیدید، صدای خندهش رو میشناسید و خاطراتی ازش دارید که هیچوقت جایی نوشته نشدن؛ خاطرات مسعودی که قبل از همه عنوانها و اتفاقات، بخشی از خونه و زندگی شما بود.
ما ۲۰۵ روزه درباره نبودنش مینویسیم؛
شما ۲۰۵ روزه با نبودنش زندگی میکنید.
روزی که مسعود رو بدرقه کردید، با هزار آرزو برای آیندهش راهیش کردید و به امید دوباره دیدنش خداحافظی کردید. هیچ مادری فکر نمیکنه شاید دیگه فرصت نکنه فرزندش رو در آغوش بگیره و هیچ خواهری نمیدونه کدوم خداحافظی با برادرش ممکنه آخرین باشه.
تلختر اینکه بعد از ۲۰۵ روز، هنوز فرصت آخرین وداع هم به شما نرسیده. بقایای پیکر مسعود هنوز دور از شما در سردخانهای در ونکووره و شما هنوز نتونستید اونطور که شایسته عزیزتونه، باهاش خداحافظی کنید.
برای ما این یکی از دردناکترین واقعیتهای پرونده مسعوده؛ برای شما اما یک پرونده نیست، فقدان کسیه که جای خالیش هر روز در زندگیتون حضور داره.
شاید هیچکدوم از ما نتونیم حتی بخشی از چیزی رو که در این ۲۰۵ روز بر شما گذشته بفهمیم؛ اما یک چیز رو میتونیم قول بدیم:
مسعود برای ما به یک اسم در پروندهای قضایی تبدیل نمیشه. تا روشن شدن حقیقت و اجرای عدالت، اسمش رو زنده نگه میداریم و دادخواهش میمونیم.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
اکنون که سپاه کینهورزان
دشمنان زیبایی و انسان
باز آمده از آن سوی تاریخ
با نیت نابودی ایران
هنگامه پیوستگی ماست
پایان هزاردستگیهاست
همراهی و همبستگی ماست
امین، اهل ایلام، از دیماه ۱۴۰۴ تحت تعقیب نیروهای حکومتی بوده و در تاریخ یک شهریور، توسط شماری از ماموران سپاه بازداش�� شده.
در جریان بازداشتِ او درگیری رخ داده و امین مورد اصابت گلوله قرار گرفته و مجروح شده و پس از بازداشت به مکان نامعلومی منتقل شده.
#امین_ناصری
#AminNaseri
امروز ۲۰۳ روز از قتل بیرحمانه #مسعود_مسجودی گذشته و ۱۷ روز مونده تا دادگاه ۱۰ سپتامبر.
در بررسی پرونده مسعود، معمولاً تمرکز روی اتفاقات قبل از قتل و خود جنایته. اما یه بخش دیگه هم هست که نباید نادیده گرفته بشه:
بعد از قتل مسعود چه اتفاقاتی افتاد و چه کسانی چه نقشی داشتن؟
اگر کسی بعد از این جنایت آگاهانه اطلاعاتی رو پنهان کرده، مدرکی رو از بین برده، برای عاملان پوشش ایجاد کرده یا تلاش کرده با ��طلاعات نادرست مسیر تحقیقات رو منحرف کنه، اینها اتفاقات حاشیهای نیستن؛ هر کدوم میتونن بخشی از حقیقت این پرونده باشن.
البته اینجا یه مرز مهم وجود داره. هر حرف اشتباه، شایعه یا موضعگیری سیاسی به معنی مشارکت در جرم نیست. صحبت از اقدام آگاهانهایه که اگر انجام شده، باید با شواهد و مدارک مشخص بشه.
برای فهم کامل قتل مسعود، فقط رفتار آدمها قبل از جنایت مهم نیست. باید روشن بشه بعد از قتل، آیا کسی برای محافظت از عاملان، پنهان کردن اطلاعات یا دور کردن تحقیقات از مسیر اصلی اقدامی کرده و اگر چنین اتفاقی افتاده، چه کسی، چه کاری کرده و با چه هدفی؟
چون مسئولیت در یک جنایت لزوماً با لحظه وقوع قتل تموم نمیشه.
اگر کسی بعد از قتل مسعود آگاهانه برای پنهان موندن حقیقت یا فرار افراد دخیل از پاسخگویی کاری کرده، نقش اون هم باید بخشی از تحقیقات و پاسخگویی این پرونده باشه.
دادخواهی مسعود مسجودی یعنی حقیقت فقط درباره روز قتل روشن نشه؛ هر اقدامی که بعد از اون برای پوشاندن حقیقت انجام شده هم باید روشن بشه.
۲۰۳ روز گذشته، اما هیچ بخشی از این پرونده نباید در سایه بمونه.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
امروز ۲۰۲ روز از قتل فجیع #مسعود_مسجودی گذشته و ۱۸ روز مونده تا دادگاه ۱۰ سپتامبر.
در کنار اینکه باید روشن بشه چه کسانی در قتل مسعود نقش داشتن، یه سؤال مهم دیگه هم باید جواب داده بشه:
چرا مسعود بهعنوان هدف این قتل انتخاب شد؟
وقتی درباره یه قتل هدفمند سیاسی حرف میزنیم، شناختن عاملان جنایت بهتنهایی تمام ماجرا رو توضیح نمیده. باید روشن بشه چرا این قربانی انتخاب شده و چه چیزی باعث شده مسعود به یه ��دف تبدیل بشه.
مسعود یه قربانی تصادفی در یه اتفاق تصادفی نبود. مواضع سیاسی مشخصی داشت، درباره موضوعات مختلف تحقیق میکرد، سؤال میپرسید و حرفهایی میزد که طبیعتاً برای همه خوشایند نبود. پیش از قتلش هم تهدیدهایی دریافت کرده بود.
وقتی همه اینها کنار هم قرار میگیرن، سؤال «چرا مسعود؟» دیگه یه سؤال حاشیهای نیست؛ یکی از سؤالهای اصلی پروندهست.
کدوم بخش از فعالیتها، تحقیقات، اطلاعات یا مواضع مسعود باعث شد هدف قرار بگیره؟ چه چیزی درباره حرفها یا کارهای اون برای کسانی اونقدر مهم یا تهدیدکننده بود که تصمیم به حذفش گرفتن؟
و مهمتر از همه: پاسخ این سؤال چه چیزهای دیگهای درباره قتل مسعود روشن میکنه؟
چون در یه قتل هدفمند سیاسی، انگیزه فقط توضیح نمیده چرا جنایت اتفاق افتاده؛ میتونه مسیر رسیدن به کسانی رو هم روشن کنه که در شکلگیری اون نقش داشتن.
برای همین شناختن عاملان مستقیم، بدون فهمیدن دلیل انتخاب مسعود بهعنوان هدف، فقط بخشی از حقیقت رو به ما میده.
باید بدونیم چه اتفاقی ��رای مسعود افتاد، اما به همون اندازه باید بدونیم چرا این اتفاق برای مسعود افتاد.
۲۰۲ روز گذشته، اما هنوز یکی از مهمترین بخشهای حقیقت این پرونده روشن شدن دلیل انتخاب مسعود بهعنوان هدفه.
دادخواهی مسعود مسجودی فقط به شناسایی کسانی که در این جنایت نقش داشتن ختم نمیشه؛ باید با سند روشن بشه چرا مسعود هدف قرار گرفت و چه چیزی پشت تصمیم به حذف اون بود.
پاسخ به همین «چرا» میتونه راه رسیدن به بخشهای عمیقتر این پرونده و حقیقت پشت این جنایت رو باز کنه.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی