هر دم ازین باغ بری ��یرسد...
امروز در هرات خانم هارو از رفتن به شفاخونه، بازار، سوپر مارکت و ادارات دولتی منع کردند و دستور جدید اینه که باید چادر برقع بپوشن...
در این آغوش، تمام تاریخ هزارهها خلاصه شده است، رنج و امید، ستم و سربلندی!
پدری که به جرم «هزاره بودن» محکوم همیشگی بود و پسری که با همان نام بر قلهی افتخار ایستاد.
پدری که وطن، او را نادیده گرفت؛ اما پسر با تلاش و صبوری نام همان وطن را سربلند کرد.
این است اف��انستان، جایی که درد و افتخار، هر دو یک نام دارند.
صبح اومده بودم دفتر نه انترنت بود و نه گوشی ها کار میکرد حس میکردم همه جا تاریک و ما تو قفس گیر کردیم هرآن منتظر بودم اتفاقی بیفته آخر نتونستم طاقت بیارم گفتم ما خانما میریم خونه هاخو تا اطلاع ثانوی که یا شبکه ها مخابراتی درست بشه یا انترنت.
#دختری _زیر_سایه_طالبان