دیدین بچه کوچیکا که راه میرن و خسته میشن
برمیگردن دستاشونو میبرن بالا و میچسبن به پاهای آدم میگن بغل بغل
دقیقا الان همون حالو نسبت به خدا دارم
بغل بغل 😭😭😭
من مثل سگ از جنگ میترسم، از مرگ اینقدری که از جنگ میترسم نمیترسم. از خرابی های یک دفعه ای و آواره شدن و بی خانمان شدن میترسم. اینکه پول نداشته باشی که چیزی بخری یا پول داری ولی چیزی نیست که بخری. از عکس های شهری که ویرانه شده، از همه چیزهای تجربه نشده میترسم، مرگ دوست و همسایه.
اینکه فکر میکنین با حملهی آمریکا آزاد میشین، نشون میده هم احمق هستین هم وطنفروش. حماقتتون فقط اطرافیانتون رو آزار میده ولی وطنفروش بودنتون واسه ۷۰ ۸۰ میلیون ایرانی دردسره.
عزیزانی که دلسوز ایران و داغدر واقعی خون های ریختهشده هستید لطفا کمپینهای بینالمللی به زبان انگلیسی در محکومیت هر نوع مداخله نظامی در ایران راه بندازید.
جون ما و عزیزانمون ذرهای برای جماعت خارجنشین اهمیت نداره.
بدبختیهای جنگ رو ماها قراره بکشیم نه اون مهاجرهای بیشرف.
@ErfanHUD چی قشنگ بود؟
دل چه خوشی؟
جوگیرالدوله خان، همون ق��مت اول میگه: دورانی بود که قحطی خانمانسوز کشورو گرفته بود ولی پدر من چون ثروتمند بود ما سختیای حس نکردیم.
فلذا شما اگر اون موقع هم بودید جزو همون قحطیزدههای داغونی بودید که دسته دسته از وبا تلف میشدن.
ساعت شروع مقدمات عروسی هم هر سال یه ساعت عقبتر میره.
الان حضور عروس در آرایشگاه به ساعت ۲ صبح رسیده!
شبیخونه مگه؟
اون مراسمی که آدمو از خواب و خورد و خوراک نرمال بندازه و پر از چهارچوب و استرس باشه، دیگه اسمش "جشن" نیست "اجباره".
خاک تو سر اونایی که میرن کنسرت مدیری.
و خاک تو سر موزیسینهای حرفهای که باهاش کار میکنن.
به طور خاص، خاک تو سر سامان احتشامی.
هر چی بیشتر ویدیوهاشو میبینم؛ بیشتر عصبی میشم.