بچه که بودم کل تابستون با بچه های همسایه تو پارکینگ فوتبال بازی میکردیم . چند سال پیش همسایه ها دعواشون شد ؛ الانم همه با هم قهرن . حتی اگر قهر نبودیم غیر از سلام و خدافظ حرف مشترکی نمونده بود . اما خب صمیمت از دست رفته همیشه دردناکه حتی اگه فقط یه تیکه ی کوچیک از کوچیکیات باشه.
زهر مار و دلم برای دانشگاه تنگ شده
بیکارید؟
خب پاشید برید سرکار، برید ورزش کنید، برید با دوستاتون بیرون، برید کتابخونه درس بخونید.
واقعا دلتون برای چی تنگ شده؟