@YEKIazYEKI@Lady_Verta کلا بل بشویی شده. یک عده آمدند آنهایی رو که بیانیه دادن برای جلوگیری از اعدامها در ایران متشکل از گروهها و اشخاص از کشورهای خارجی، را بردند زیر سوال و گیر دادن که طرف چپه یا … خب بیشعورها دفاع کنید جای خراب کردن افراد.
#نه_به_اعدام#نه_به_جمهوری_اسلامی
کودک آزاری!
مگر شاخ و دم دارد همین است که این آخوندک بر روی منبر به نمایش گذاشته است و یک مشت خشک مذهب پای منبرش نشستند،میبینند و همراهی میکنند.
دین شد دکان شهوت و غارتگریهاشان
بیزار شد خلقِ خدا از این ستمهاشان
#نه_به_حکومت_اسلامی#زن_زندگی_آزادی
@Baharalmasi1 بعضی ها متاسفانه از امریکایی امریکایی تر و از اسراییلی اسراییلی تر شدند. در هر دو کشور مردمی هستند که موافق سیاستهای دولت و سیاستمداران خود نیستند. امریکا مثلا کشوری پیشرفته است ولی کسانی هم هستند که از بی دارویی و بیپولی میمیرند. اختلاف چند صد بیلیونر و ملیونها در احتیاج مالی
🚨شبکهی جهانی محور مقاومت علیه جامعهی مدنی جهانیِ مخالف اعدام
شاید فکر کنید بحث «نه به اعدام» در ایران یک مسئلهی داخلی است. اما اتفاقی که فقط در چند روز گذشته افتاده، نشان میدهد ماجرا چقدر فراتر از مرزهای ایران رفته است.
یک نامهی بینالمللی علیه اعدام و سرکوب زندانیان سیاسی ایران منتشر میشود:
https://t.co/f2BvuxTKEx
بعضی از شناختهشدهترین چهرههای چپ، ضدجنگ و ضدامپریالیست جهان آن را امضا میکنند و ناگهان موجی از فشار علیه خود نامه و امضاکنندگانش شکل میگیرد. فشار تا جایی پیش میرود که طبق بیانیهی منتشرشده در Overland، سه نام از نامهی اولیه حذف میشود :
https://t.co/rdee9TVZSI
اما چه چیزی در این نامه بود که چنین واکنشی ایجاد کرد؟
داستان از ۲۰ اوت شروع شد. گاردین نامهای سرگشاده خطاب به زندانیان سیاسی ایران منتشر کرد: زندانیانی که، به تعبیر نامه، «میان دو تیغهی قیچی» گرفتارند، از یک طرف جنگ و مداخلهی آمریکا و اسرائیل و از طرف دیگر زندان، سرکوب و اعدام جمهوری اسلامی.
نامه نه طرفدار جنگ بود، نه تحریم و نه تغییر رژیم خارجی. حرفش دقیقاً این بود: میشود همزمان مخالف جنگ خارجی و مخالف سرکوب داخلی بود.
اما وزن اصلی نامه از امضاکنندگانش میآمد: آنجلا دیویس، فمینیست، فعال تاریخی جنبش آزادی سیاهان و زندانی سیاسی سابق. روت ویلسون گیلمور، از مهمترین نظریهپردازان جنبش الغای زندان. جودیت باتلر، فیلسوف و منتقد شناختهشدهی جنگ و سیاستهای اسرائیل. مومیا ابوجمال، فعال سیاسی زندانی در آمریکا. مایکل لُوی، جامعهشناس مارکسیست. والدن بِلّو، فعال و متفکر ضدامپریالیست. و یاسین الحاج صالح، روشنفکر سوری که شانزده سال زندانی سیاسی بوده است.
یعنی نمیشد بهسادگی گفت اینها طرفداران آمریکا یا اسرائیلاند. بسیاری از آنها تمام عمر سیاسیشان را در مخالفت با جنگ، زندان، استعمار، نژادپرستی و امپریالیسم گذراندهاند. اما گفتند همان اصول باید دربارهی جمهوری اسلامی هم معتبر باشد.
و درست همینجا واکنش شروع شد.
بخشی از جریانهای ضدامپریالیست و نزدیک به گفتمان «محور مقاومت» به نامه حمله کردند. Palaver Collective آن را “imperialist-sympathetic” خواند و صریحاً از امضاکنندگان خواست نامشان را پس بگیرند.
https://t.co/YkSMQL2RLT
حمید دباشی نیز در Middle East Eye به نامه حمله کرد و استدلال کرد که قرار دادن سرکوب جمهوری اسلامی در کنار تجاوز آمریکا و اسرائیل، عملاً به مداخلهی غرب مشروعیت میدهد.
https://t.co/4CLtEqhy6S
بعد Tehran Times نیز وارد این جنگ روایتها شد و انتقاد از نامه را با همان چارچوب بازتاب داد: الآن زمان صحبت از سرکوب داخلی نیست؛ مسئلهی اصلی تجاوز خارجی است.
https://t.co/uxzI271kr1
و فشار موجب شد طبق نامهی حمایتی منتشرشده در Overland، سه نام از نامهی اولیه حذف شود. یعنی بحث از نقد یک متن فراتر رفت و به فشار بر اعتبار سیاسی کسانی رسید که نامشان را پای آن گذاشته بودند.
اینجاست که به نظرم مسئلهی اصلی روشن میشود: آیا مخالفت با امپریالیسم آمریکا مستلزم سکوت دربارهی اعدام در ایران است؟
این همان دوگانهای است که نامهی اصلی آن را رد میکند. یک انسان میتواند همزمان قربانی جنگ خارجی و سرکوب حکومت خودش باشد. محکومکردن یکی، دیگری را مشروع نمیکند.
بحث فقط بر سر یک نامه نیست. بحث بر سر این است که آیا صدای مستقل جامعهی مدنی میتواند خارج از دو اردوگاه حرف بزند یا نه.
میشود گفت: #نه_به_جنگ #نه_به_اعدام.
این همان صدای سوم است.
لیلا ابوالحسنی، مادر دو دختر نوجوان، در اصفهان به اعدام محکوم شده است
لیلا ابوالحسنی، شهروند ۴۳ ساله و مادر دو دختر نوجوان، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شاهینشهر اصفهان، با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است. پرونده او پس از اعتراض به رأی صادرشده، اکنون برای رسیدگی در دیوان عالی کشور قرار دارد.
بر اساس اطلاعات رسیده، لیلا ابوالحسنی روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شاهینشهر بازداشت شد. بنا بر روایت نزدیکان او، ابوالحسنی هنگام بازداشت در حال تصویربرداری از آتشگرفتن یکی از فروشگاههای افق کورش بوده است.
او پس از بازداشت به زندان دولتآباد اصفهان منتقل شد و از آن زمان تاکنون در این زندان نگهداری میشود.
پرونده لیلا ابوالحسنی در اردیبهشتماه در شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی وحید همتنژاد مورد رسیدگی قرار گرفت و دادگاه او را با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، در پرونده ادعا شده است که ابوالحسنی خود در آتشزدن فروشگاه نقش داشته است؛ ادعایی که با روایت نزدیکان او در تعارض است. نزدیکان این زندانی میگویند او عامل آتشسوزی نبوده و هنگام بازداشت صرفاً از محل حادثه و فروشگاه در حال سوختن تصویربرداری میکرده است.
پس از صدور حکم اعدام، به رأی دادگاه اعتراض شده و پرونده برای رسیدگی به فرجامخواهی به دیوان عالی کشور ارسال شده است. در حال حاضر نتیجه بررسی پرونده در دیوان عالی مشخص نیست.
لیلا ابوالحسنی ۴۳ سال دارد و مادر دو دختر نوجوان است. او بیش از هفت ماه است که در بازداشت به سر میبرد و با توجه به صدور حکم محاربه، در صورت تأیید رأی در دیوان عالی کشور با خطر اجرای حکم اعدام روبهرو خواهد بود.
#لیلا_ابوالحسنی #اصفهان #نه_به_اعدام
نکبت از سر و پای حکومت اسلامی میبارد.
آقای #مجید_آدینه
خیری که ازکودکان بیسرپرست و بدسرپرست، خانوادههای کمبرخوردار و افراد کارتنخواب سالها حمایت میکرده است را در زندان شکنجه و روز یکشنبه اعدام کردند. آدم میماند اینها دیگر چه ناانسانها و بیماران روانی هستند.
حکم اعدام برای معترض ۲۲ ساله؛ دستکم شش زندانی در یک روز اعدام شدند
امیرمحمد مجلل چوبری، ۲۲ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، به اعدام محکوم شده است. همزمان گزارشها از ادامه گسترده اجرای احکام مرگ، صدور احکام حبس برای ۱۲ شهروند بهائی و بازداشت شماری از شهروندان در چند استان حکایت دارد.
به گزارش هرانا، امیرمحمد مجلل چوبری که ۱۲ دیماه در تهران بازداشت و به زندان قزلحصار منتقل شده، با حکم اعدام روبهرو شده است. در پرونده او اتهامهایی از جمله «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم عمومی»، «شروع به قتل عمدی از طریق اقدام به زیر گرفتن مأموران» و «تمرد نسبت به مأموران» مطرح شده است.
هرانا میگوید این معترض ۲۲ ساله پیش از این سابقه بازداشت یا محکومیت قضایی نداشته است. صدور این حکم در شرایطی گزارش میشود که طی هفتههای اخیر نگرانیها درباره صدور و اجرای احکام اعدام برای بازداشتشدگان اعتراضات دیماه افزایش یافته است.
همزمان، تنها در روز سوم شهریور دستکم شش زندانی در نقاط مختلف ایران اعدام شدند. امید شاهوزهی در زندان زاهدان، علیاصغر سالارزهی در زندان یزد، برادران سعید و حمید نجفی در زندان قزلحصار، زهرا عزیزپور، زن ۴۳ ساله و مادر یک فرزند، در زندان لاکان رشت و سجاد شیرزادی در ندامتگاه مرکزی کرج اعدام شدند. پرونده این افراد سیاسی اعلام نشده است.
در تحولی دیگر، شعبه اول دادگاه انقلاب ساری ۱۲ شهروند بهائی را در مجموع به بیش از ۲۶ سال حبس تعزیری و ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرده است. اتهامات این پرونده به فعالیتهای آموزشی و تبلیغی مرتبط با آیین بهائی مربوط میشود.
گزارشها همچنین از ادامه بازداشتهای امنیتی حکایت دارد. سعدون داستار، رحمان آذرخش و صنعان فراستی در اشنویه و یونس بکری، یاسر هواسی و روحالله غلامی در آسمانآباد ایلام بازداشت شدهاند. هرانا همچنین از بازداشت سه عضو یک خانواده، از جمله نوجوانی ۱۶ ساله، در دیواندره خبر داده است.
درباره اتهامات و محل نگهداری شماری از بازداشتشدگان هنوز اطلاعات روشنی در دست نیست.
#امیرمحمد_مجلل_چوبری #نه_به_اعدام
Today marks 205 days since the horrific killing of #MasoodMasjoody, with only 15 days left until the September 10 court hearing.
Today, I don’t want to write about the defendants, the court, the evidence, or the unanswered questions.
Today, I want to write a few words to Masood’s mother and his two sisters.
I don’t know if the pain of these 205 days can be explained in words, or even counted in days.
We came to know Masood through his words, his writings, his views, and the things he cared about. But you knew Masood long before any of that.
To us, he is Masood Masjoody. To you, he is your son and your brother.
You watched him grow up. You know the sound of his laughter. You have memories of him that were never written or shared anywhere, memories of a Masood who, before everything else, was part of your home and your lives.
For 205 days, we have been writing about his absence.
For 205 days, you have been living with it.
When you said goodbye to Masood, you sent him away with so many hopes for his future, believing you would see him again. No mother thinks she may never get another chance to hold her son. No sister knows which goodbye to her brother might be the last.
And after 205 days, you still have not had the chance to say your final goodbye. Masood’s remains are still far away from you, in a morgue in Vancouver, and you have not been able to say goodbye to him in the way your loved one deserves.
For us, this is one of the most painful parts of Masood’s case. But for you, this is not a case. This is the loss of someone you love, whose absence is part of your life every single day.
Maybe none of us can truly understand even a small part of what you have been through during these 205 days. But there is one thing we can promise:
Masood will never become just a name in a court case to us. Until the full truth is known and justice is served, we will keep his name alive and continue seeking justice for him.
#JusticeForMasoodMasjoody
محکومیت محمد ابراهیمی، هنرمند نقاش، به ۲۰ سال حبس
محمد ابراهیمی، هنرمند نقاش و فارغالتحصیل کارشناسی رشته نقاشی از دانشگاه علموفرهنگ، از سوی دادگاه انقلاب تهران در مجموع به ۲۰ سال حبس محکوم شده است.
بر اساس گزارش صفحه «دانشجویان متحد»، محمد ابراهیمی، معروف به «گلممد» و متولد ۱۳۷۸، از دیماه ۱۴۰۴ در بازداشت به سر میبرد. او پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی و انتقال به زندان اوین، به زندان تهران بزرگ منتقل شده است.
دادبان تأکید میکند صدور احکام سنگین حبس در پروندههایی که اطلاعات روشنی درباره روند رسیدگی، مستندات اتهامات و نحوه رعایت حقوق دفاعی متهمان منتشر نشده است، نگرانیهایی جدی درباره رعایت اصول دادرسی عادلانه ایجاد میکند.
#محمد_ابراهیمی #دادبان
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و زندانیان مقاوم،
همچنان به ایستادگی و پایداری خود ادامه میدهند.
در این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان نور در استان مازندران
به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند.
#نه_به_اعدام
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴؛ #امیرمحمد_مجللچوبری به اعدام محکوم شد
امیرمحمد مجلل چوبری، شهروند ۲۲ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده است. او که پیشتر سابقه بازداشت یا محکومیت قضایی نداشته، در تاریخ ۱۲ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات تهران بازداشت و سپس به زندان قزلحصار کرج منتقل شد.
بر اساس گزارش هرانا، اتهامات مطرحشده علیه او شامل «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق شرکت در اغتشاشات»، «شروع به قتل عمدی از طریق اقدام به زیر گرفتن مأموران» و «تمرد نسبت به مأمورین» است.
#نه_به_اعدام
«همبستگی، تنها راه پیروزی»
#اقدام_مشترک | #گام