@babi5160@3lebriti خیلی دردناکه این قسمتش. نه اینوریا حرفاتو متوجه میشن و مجبوری گذران زندگی کنی نه استرس و غمامون برا داخل ایران و خانواده و دوستامون به رسمیت شناخته میشه. تحمل این حجم خلا از همش سختتره
سلام! تفاوت در مقیاس، مکان و روش ساخت:
شهر موشکی یزد: پروژه غولپیکر زیرزمینی (۸×۲.۴ کیلومتر) در سنگ گرانیت خشک یزد. نیاز به میلیونها مترمکعب بتن (هر مترمکعب ≈۱۸۰ لیتر آب)، حفاری عمیق، خنکسازی تجهیزات و کنترل گردوغبار. یزد فقط به آب زیرزمینی محدود وابستهست (برداشت ۱۳۰٪ منابع تجدیدپذیر) و هر مصرف اضافی سفرهها رو خشک میکنه.
مترو تهران: تونلهای خطی ساختهشده طی ۴۰+ سال، حجم بتن خیلی کمتر، تدریجی و با دسترسی به آب سد��ای سطحی (کرج، لتیان). هر دو آب مصرف کردن ولی شرایط بیابانی یزد حساستره.
I'm writing from the streets of Tehran, using a VPN whose price equals a simple worker's one-week salary.
The only time in my life my sobbing sounded like howling was when I went to Kahrizak to identify my friend's lifeless body, and since his father couldn't manage, I was the one checking the covers.
A few after the hundredth cover, there was a boy that they had slashed from the corner of his lips to his cheeks with a sharp object, and the way his eyes were squeezed shut was one of pain, as if in his final moments he had endured a great deal of agony.
The scene was like this: a young man, eyes wracked with suffering and torn lips caught mid-laugh, dried blood on his neck, a tattoo above his chest that I couldn't make out what it was, and I cried so hard there, and while crying, I tried to say "Uncle, this isn't it either," but I was mumbling incoherent words—maybe that kind of crying is called wailing.
In the end, in front of the door, a bunch of those people you revere said very casually and laughing, "Quick, gather up, don't make a scene." My friend's mother didn't cry much, she just said to me, "May God take revenge of my son."
Now, in the middle of the war while the windows are shaking, there's a chance of error every moment and it’s possible a missile could hit me. I just don’t have that bad state in me at all, and the only thing that makes me feel bad is being judged by posers like this who haven’t suffered a thing.
These hard days for us will end, and likes of you (the anti-war left) will just turn into nothing but a few bad memories 🙂
Like the superficial scars that fade away over time. It's good that your image remains for the day when the rest of our friends can come and see who was behind us in these days and who stood in against us.
من از کف تهران و با فیلتر شکنی که قیمتش اندازه حقوق یک هفته کارگر ساده ست مینویسم
تنها باری که توی زندگی صدای گریم شبیه زوزه شد وقتی بود که برای شناسایی بدن بی جون رفیقم رفتم کهریزک و چون پدرش توانایی نداشت من کاور ها رو چک میکردم
چند تا بعد از صدمین کاور یه پسری بود که
خارگ.
جایی که برای وطنپرستای تایملاینی فقط زیرساخته ولی برای من یادآور سرطان پدرم!
پدر من انگلیس درس خوند و همونجا زندگی میکرد تا شروع جنگ ایران و عراق.
برگشت ایران که به کشورش خدمت کنه و تقریبن تمام ۸ سال رو تو مناطق جنگی بوده.
بعد از جنگ هم میتونست برگرده به همون زندگی قبلی/۱
میبینید وقتی دو روز سیمکارت سفیدا میریزن تو تایملاین چطوری ناامید و فرسوده میشیم؟ این بلاییه که پروپاگاندای رژیم در قطعی اینترنت هر روز و هر ساعت داره در داخل ایران سر آدمها میاره
هر جوری میتونید صدای مردم باشید برای این جنایت.
#DigitalBlackoutIran
از تهران و با تجربه ۱۱ شب بمباران میگم تا اینجای جنگ سختترین چیز برای من قطع ایترنته.
قطع اینترنت در زمان جنگ، جنایت علیه بشریته.
#DigitalBlackOutİran
باور کنید ما فهمیدیم خیلیاتون اخوند به کوننیستید،لازم نیست هر کسشری از دهن کسی درومد رو تکرار کنید تا اینو ثابت کنید.
آخوند به کون نیستید ولی قطعا احمق و دوزاری و سایکوپتید.
جنگ بدترین و پرهزینهترین راه برای کنار زدن یک حکومته.
متاسفانه، شوربختانه، بدبختانه، ... در مورد جمهوری اسلامی تنها راه باقیمانده بود.
اگر راه دیگهای بود که امتحان نکردیم، به من هم بگید.
پسسسسسسر! رسما کل کشور یک کارخونه موشک سازیبوده و ما رعیتها هم این دورو برها یک گوشه سگ دو میزدیم برای یک لقمه نون و آب ….. ایوان کجاست؟ شهرضا! شاهرود! سمنان! دامغان! همه جا داشتند موشک میساختن. یک چیزی که برام عجیبه نیروی انسانی که برای اینا کار میکردن. 😳😳😳چند میلیون نفر؟ چه هیولای مخوفی اون زیر خوابیده….. چقدر کشورهای اروپایی به اینها تجهیزات فروختند و ما برای باز کردن یک حساب به جرم ایرانی بودن سگ دو زدیم تحقیر شدیم.پسسسسر چه اختاپوسی …. 😳😳😳