اومدم بنویسم اما کلمه اولو یادم رفت
پس احتمالا با کلمه متفاوتی شروعش میکنم حس بدیه، مزخرفیه که حس کنی آدم اضافی زندگی کسی هستی هرچند من همیشه اضافه بودم من همیشه وصله جهان بودم نه بخشی ازش
بهاره راست میگفت من شاید اولویت چهارمش بشم اما حتی مطمئن نیستم اونم باشم تجربه متفاوتیه
حس میکنم این آقاهه یه جهان درونش داره که پیچوندتش لای یه کفن شایدم قنداق
ولی من عاشق اون جهانشم و عین یه بچه بازیگوش هی میخوام لایههای این مومیایی رو کنار بزنم و توشو ببینم