@LadyAvishan@a8n3s میخواستم بگم بعدش که دانشجو شدیم و خودمم از خودم خسته شده بودم از چندصد کیلومتر اونطرفتر مواظبم بودی، بعد دیدم در تمام طول دوره دوستیمون متناوبا یه گوله سیاه ناامیدی میشدم و برمیگشتم... خیلی صبوری بچه
@Hamed_kh1801 سلام
چون نگرانی آدمایی که دوستت دارن ادامه داره، وقتی جلوی چشمشون نیستی هم نگران میشن و احوالت رو میپرسن
اکثر روابط خوابگاه اینطوری نیست تا وقتی همو میبینیم احوال همو میپرسیم و حرف میزنیم، چارهای هم نیست گاهی آدما آدم درست هم نیستن ولی به جبر زمان و ��کان بهتره باهم مهربون باشن
خوابگاه خیلی جالبه مثلا درحالیکه چهار نفری داریم مسواک میزنیم یهو یکی میپرسه چرا پات رو بستی و دو تای دیگه با نگرانی (که نگرانی کسایی که واقعا دوستت دارن نیست) درحالیکه مسواک تو دهنشونه یه چیزایی میگن و تو باید حدس بزنی که احتمالا میپرسه چیشده
@Stubborn_lady19 گاهی خودت باید یه چیزی پیدا کنی و بهش چنگ بزنی، نمیدونم اون ویدیو رو دیدی که میگفت من هنوز مامانمو یخ سفر نبردم که با خیال راحت خوش بگذرونه، همین چیزای کوچیکه که باید پیداشون کنی...
و لطفاً چیزایی که اینجا نوشتم رو بخون
https://t.co/PSUEY7Yphw
@Khoshal_bashh دخترجون یه وقتی که منم خیلی از زندگی ناامید بودم تنها چیزی که جلومو میگرفت که بیشتر بهش فکر نکنم این بود که هیچ وقت دوست نداشت�� شاهد این باشم که هیچ کدوم از اطرافیانم خودکشی کنه حتی اونایی که چندماه یه بار یه سلام علیک ساده داشتیم، خیلی دردناکه یه عمر آدما رو با حسرت اینکه