من شبای طولانی زیادی رو تجربه کردم.
شبایی که فکر میکردم هیچ وقت قرار نیست صبح بشه. اما با اختلاف طولانیترینش، اون شبی بود که فهمیدم مامان سرطان داره. بیرون بودم. مامان و بابا هم نبودن گفتن جایی کاردارن. سرشام پرسیدم راستی امروز کجا بودین؟ و مامان پانسمانش رو نشونم داد…
و ما دستهامان کوتاه، دلهامان خونین و خشممان باقیست.
روی زخمهامان نه نمک، که زخمینو میکَنَند. تکه از جانهامان را میبَرند و میبُرَند.
و بله؛ ما اکنون دستهایمان کوتاه، اما حافظهمان دراز و طولانیست.
امروز بسیار گریستم.
برای سرهای گرهخورده در طنابِ ظالمان؛ گریستم.
برای تمام جانهای ناکام که خفته در خاک سردند؛ گریستم.
برای جوانیِ از دست رفتهمان؛ گریستم.
برای کودکان بی آتیهمان؛ گریستم.
برای زندگیِ نکردهمان؛ گریستم.
امروز بجای همهمان؛ گریستم.
:))
@Lliliuum_lon اینکه مد شده بچهرو مدرسه نمیفرستن و میمونه تو خونه فاجعه س. مدرسه برای فقط درس خوندن نیست. مدرسه اولین محیط اجتماعی که بچهها واردش میشن و یاد میگیرن با همسالاشون معاشرت کنن. اشتباه کنن. یاد بگیرن و بازی کنن. این بی مغزها دارن چیزیو رواج میدن که منو عمیقا نگران کرده:)))
@keykookoja من خودم زیاد بلند نمیکنم ناخنمارو تا به حدی کوتاه ترنگه میدارم. ولی لاک زیاد نمیزنم. ناخن تمیز و سوهان کشیده و مرتب حتا بدون لاک هم قشنگه✨
خیلیا امروز رو بخاطر رندی تاریخ که ۵/۵/۴۰۵ بود دیت و تفریح و زاییدن و عقد کردن چیدن. من هم در مطب دکتر مشغول ادیت ویدیوهای آشپزیم بودم ونهایت کار مثبتم حساب کردن درآمد یک روز خانم دکتر بود:) و یکی از مریضا بد رفته بود رو مخم که ریلزای اینستارو باصدای بلند میدید:)
جناب قبانی میگه کسی که دوستت داره «یبحث عنک كما لو كان يبحث عن شيء ثمین ضاع منه» جوری دنبالت میگرده که انگار ارزشمندترین چیز زندگیشو گم کرده. میدونین بچهها؟ واقعا اگه کسی پیگیرتون نیست، اگه میتونه ازتون بیخبر باشه، اگه هرازگاهی میره و خبری ازش نمیشه، دوستتون نداره دیگه!